زنان سرپرست خانوار، 12درصد از جمعیت زنان کشور را تشکیل داده و با مشکلات فراوانی چون بیکاری، نداشتن درآمد مطمئن و ثابت، بهعهدهداشتن مسئولیتهای کلی والدین، تحصیلات پایین و انواع آسیبهای اقتصادی و اجتماعی مواجهاند. دولت به عنوان بازوی اجرایی حاکمیت و مجلس به عنوان نهاد تصمیمساز، وظایفی جدی در قبال این زنان دارند. از اینرو در برنامه ششم توسعه، دو بند از دو ماده، به این مبحث اختصاص داده شده که میتوان با اهتمام به این بندها، انتظار بهبود فضای اشتغال و توانمندسازی زنان سرپرست خانوار را داشت.
کارویژه دولت برای زنان سرپرست خانوار
در ماده 2 برنامه ششم توسعه، تاکید شده که دولت باید پروژههای مرتبط با چند حوزه را حتما در بودجه سالانه خود قید کند. این مسئله، نشان از اهمیت اینگونه معضلات داشته است. تاکید برنامه، بر این موضوع است که دولت باید در برنامه خود حتما به مسائل زنان سرپرست خانوار توجه جدی داشته باشد.
در بند «ت» این ماده، نام پروژهها به صراحت آمده که «توانمندسازی محرومان و فقرا» با اولویت «زنان سرپرست خانوار»، در این میان، خودنمایی میکند. بر اساس ماده ٨۰ برنامه ششم توسعه، دولت مکلف است طبق قوانین موجود و مصوبات شورای اجتماعی به منظور پیشگیری و کاهش آسیبهای اجتماعی، نسبت به تهیه طرح جامع کنترل و کاهش آسیبهای اجتماعی با اولویت اعتیاد، طلاق، حاشیهنشینی، کودکان کار و مفاسد اخلاقی، بهگونهای اقدام کند که آسیبهای اجتماعی در انتهای برنامه ششم توسعه 25 درصدِ میزان کنونی کاهش یابد. در بند «ت» این ماده آمده که تهیه و اجرای کامل طرح جامع توانمندسازی زنان سرپرست خانوار طبق قوانین و مصوبات شورای اجتماعی، تا پایان اجرای قانون برنامه توسط معاونت امور زنان ریاست جمهوری با همکاری وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و سایر نهادهای مربوطه و تایید برنامه مذکور در هیئت وزیران و تصویب در مجلس و نظارت بر اجرایی شدن آن، صورت گیرد.
عواملی که خوداشتغالیِ زنان سرپرست خانوار را افزایش میدهد
هادی قوامی، نماینده فعلی بردسکن و عضو هیئت علمی اقتصاد دانشگاه فردوسی مشهد، در پژوهشی باعنوان «بررسی مقایسهای زنان سرپرست خانوار خوداشتغال و زنان سرپرست خانوار دستمزد و حقوقبگیر در نقاط شهری ایران» در سال 1384 به این نتیجه رسیده بود که احتمال «خوداشتغالی زنان سرپرست خانوار» نسبت به «سایر همتایان مزد و حقوقبگیر» خود، با افزایش درآمد، بیشتر میشود. این احتمال، در بین بیسوادان و افراد کمترتحصیلکرده، بیشتر است، همچنین در بین سرپرست خانوارهایی که از سطح تحصیلات بسیار بالایی برخوردارند نیز، بیشتر است ولی در میان گروههایی که تحصیلکرده دورههای کاردانی و لیسانس هستند، نسبت به زنان دستمزد و حقوقبگیر، کمتر است. احتمال این موضوع با افزایش سن، تعداد اعضای خانوار و وضعیت ازدواج سرپرست خانوار، رابطه مثبت دارد؛ یعنی ممکن است زنِ سرپرست خانوار، هیچ وقت ازدواج نکرده باشد یا همسرش را به علت طلاق یا فوت وی، از دست داده باشد.
وضعیت زنان سرپرست خانوار تحصیلکرده در بازار کار
چهار پژوهشگر شامل حسین کاکاوند، عضو هیئت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران، محمدصادق عوضعلیپور، پژوهشگر پژوهشکده مرکز آمار، فاطمه زندی، عضو هیئت علمی اقتصاد دانشگاه آزاد تهران جنوب و مرجان دامنکشیده، عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد تهران مرکز، در سال 1390، طی پژوهشی باعنوان «نقش جنسیت در مشارکت اقتصادی و عوامل موثر بر اشتغال زنان در ایران» به این نتیجه رسیدند که «خانوارهای با سرپرست مردِ دارای همسر» از شانس بیشتری برای شاغلبودن نسبت به «خانوارهای با سرپرست مرد بدون همسر»، «خانوارهای با سرپرست زن دارای همسر» و «خانوارهای با سرپرست زنِ بدون همسر» برخوردار هستند. براساس نتایج، اگرچه زنان سرپرست خانوار در حالت کلی نسبت به مردان سرپرست خانوار، شانس کمتری برای شاغلبودن دارند؛ اما درصورتی که زنان سرپرست خانوار از تحصیلات دانشگاهی برخوردار باشند، شانس بیشتری برای شاغلشدن نسبت به مردان خواهند داشت و از این روی، نقش بیشتری را در اقتصاد، بازی خواهند کرد.
اشتغال چه تاثیری روی زندگی زنان سرپرست خانوار میگذارد؟
دکتر افسانه ادریسی، عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد تهران-شمال و زیبا حاتموند، فارغالتحصیل کارشناسی ارشد پژوهشگری علوم اجتماعی دانشگاه آزاد تهران شمال در پژوهشی باعنوان «بررسی مکانیزم تاثیرگذاری اشتغال بر کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوار» به این نتیجه رسیدهاند که بین اشتغال، درآمد، سرمایه اجتماعی، حمایت اجتماعی و احساس محرومیت نسبی و کیفیت زندگی، رابطه معنیداری وجود دارد. در خصوص سازوکار تاثیر اشتغال بر کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوار، میتوان گفت ایجاد اشتغال، این فرصت را به آنان میدهد تا ضمن کسب منبع درآمدی که مستقیما بر کیفیت زندگیشان تاثیرگذار است، وارد شبکهای از روابط اجتماعی شده و برخی از انواع حمایت اجتماعی را دریافت کنند. به نظر میرسد، توجه به زنان سرپرست خانوار، نفعی دوسویه برای سکانداران اقتصاد و حوزههای اجتماعی کشور دارد. از سویی، انگیزه زنان سرپرست خانوار برای اشتغال، بیش از سایر اقشار جامعه است. از سویی، عدم اشتغال آنان، هم نرخ بیکاری را افزایش میدهد و هم آسیبهای اجتماعی فزایندهای را باعث میشود.