مصاحبه با داوود فتحعلیبیگی، درباره تعزیه و جایگاه آن در بین هنرهای نمایشی ایرانی
داوود فتحعلیبیگی، نویسنده، پژوهشگر، مدرس و کارگردان تئاتر، که به تازگی کتابی باعنوان «آشنایی با مبانی شبیهخوانی» از او منتشر شده، این روزها همزمان با ایام محرم، مشغول به نقالی، در سوگواره «رکعت به رکعت عاشقی» در بنیاد فرهنگی «روایت» است. او بخش اعظمی از سالهای فعالیت هنری خود را صرف پژوهش درمورد گونههای مختلف نمایش ایرانی و بهخصوص تعزیه کرده است و دفاتر تعزیهای که او نوشته یا تنظیم کرده، از منابع معتبر دانشجویان و علاقهمندان به تعزیه و هنر اصیل ایرانی، بهشمار میآید. با او در مورد تعزیه و تعزیهخوانی و جایگاه این پدیده، در هنرهای آیینی و سنتی ایرانی، گفتوگو کردهایم.
تعزیه برای ما ایرانیها، نمایشی است از عشق و ایمان؛ جنگ خیر و شر. هر سال در این ایام، به دیدن تعزیهها میرویم تا حماسه عاشورا را به روایت نقالان و تعزیهگردانان بشنویم و ببینیم. اگر بخواهیم تعزیه را از منظر هنر نمایشی معنا کنیم، آن معنا چیست؟
تعزیه، در واقع مجموعهای از چند هنر مثل بازیگری، موسیقی (هم موسیقی سازی و هم آوازی)، اندیشههای عرفانی، شعر، ادبیات فارسی و .. است. علاوه بر این هنرها، در طول سالیان، بخشی از آیینهای قومی هم به تغزیه راه پیدا کردهاند. این است که از نظر هنر نمایشی، در میان گونههای مختف نمایش ایرانی، تعزیه در قله میایستد.
عمر این هنر در ایران چقدر است؟
تعزیه بیش از 300 سال در ایران سابقه دارد.
اگر تعزیه را گونهای از اپرای ایرانی بدانیم، آیا در این سالها با گونه دیگر اپرای ایرانی که در دهه 40 رونق گرفت و الگوگرفته از اپراهای غربی بود، ادغام شده و هم افزایی در این زمینه به وجود آمده است؟
البته که هرکدام از این دو، ارزشهای خاص خودشان را داشتهاند؛ اما میشود گفت بله؛ تا حدودی این اتفاق رخ داده است؛ خصوصا با همت هنرمندانی چون بهروز غریبپور که با مدیوم اپرای عروسکی، نمایشی باشکوه از عاشورا و تعزیهخوانی ایرانی ارائه میکند. در واقع میتوان اینطور توضیح داد که تعزیه به همراه اپرای عروسکی، ادامه راه شبیهخوانی یا همان نمایش آهنگین واقعه عاشورا است که شکل و شمایل متفاوتی با نوع قدیم و کلاسیک آن دارد. و خوشبختانه تعزیه ایرانی، به قدری غنی است و پتانسیل دارد که به هر تغییر و خلاقیتی، روی خوش نشان میدهد.
تعزیه در واقع دارای چه ویژگیهای خاصی است که آن را با دیگر انواع نمایش سنتی متفاوت میکند؟
غیر از ترکیب هنرهای مختلف که پیشتر گفتم، تعزیه دارای اصطلاحات خاصی، متفاوت با نمایشهای دیگر است. اصطلاحاتی مانند «شبیهخوان» «تعزیهخوان» «تعزیهگردان» «فهرستگردان» «نسخه» و ... . در واقع گونهای از نمایش است که ویژگیها و کلیدواژههای خاص خودش را دارد.
آیا آینده این حوزه، در ایران روشن است؟
تا وقتی که این حوزه، متولی برای حفظ و صیانت نداشته باشد و همچنین مدرسه و آکادمی تخصصی برای آموزش نسل جدید، در معرض آسیب است. و چون این هنر، حمایت نشده است، فقط در مناسبتهای خاص مثل عاشورا اجرا میشود؛ در حالیکه آنچه بهعنوان تعزیه یا شبیهخوانی میشناسیم، منحصر به تعزیههای عاشورایی نیست و بیش از 500 عنوان مستقل، تعزیه و شبیهنامه (مثل نمایشنامه) داریم که جنبههای تاریخی و عرفانی دارند. بنابراین نیاز به ایجاد یک مرکز برای حفظ این آثار و ایجاد زمینه برای اجرای آنها در اماکن فرهنگی کل کشور احساس میشود تا بتوان آینده را روشن دید.
فارغ از بخش بروکراتیک ماجرا ولزوم تاسیس یک انجمن یا نهاد متولی، آیا در بخش آموزش، در هیچکدام از بخشهای موسیقی، شعر و ادبیات و اجرا و پرفرمنس تعزیه، رشتهای تاسیس شده است؟
متاسفانه خبر بد اینکه هنوز علیرغم تلاش دلسوزان عرصه هنرهای نمایشی، رشتهای با عنوان تعزیه راهاندازی نشده است. تنها چند سال پیش از سوی دانشگاه سوره، پیشنهادی به وزارت علوم ارسال شد که تا جایی که خبر دارم هنوز کارشناسان وزارت علوم، این پرونده را بررسی نکردهاند و جوابی ندادهاند. تا زمانی هم که هنرهای تجربی، به علم آکادمیک پیوند نخورند، خطر ازبینرفتن یا تحریفشدن آنها وجود خواهد داشت. کما اینکه امروز شاهد آن هستیم که در گریم، چهرهپردازی، لباس، ریتم، موسیقی، اشعار و.... دخل و تصرفهایی صورت گرفته و اگر به همین شکل پیش برویم، تعزیه و شبیهخوانی، از سرمنشاء خود دور خواهد شد.
چقدر توانستهایم تعزیه و قواعد آن را به دنیا معرفی کنیم؟
بخشی از این اقدام باید توسط نهادهای دولتی یا کمپانیهای تحت حمایت دولت صورت بگیرد. بارها پیش آمده که افراد علاقهمندی، زمینه حضور یک گروه تعزیه را در محافل بینالمللی و جشنوارههایی فراهم کردهاند، اما جسته و گریخته و شخصی بوده و آنطور که باید و شاید، مستمر پیش نرفته است. سال گذشته «یوجینو باربا»، یکی از مهمترین چهرههای تئاتر معاصر جهان و بنیانگذار گروه معروف «تئاتر اودین»، یک هفته مهمان جشنواره تئاتر فجر بود. یکی از اجراهایی که او میدید، یک نمونه از تعزیههای اصیل ایرانی بود. او چنان مبهوت و متحیر مانده بود که چند دقیقه طول کشید تا از شوک دیدن نمایشی که او بینظیرش میخواند، خارج شود و بعد بر سر ما هوار کشید که چرا این نمایش را جهانی نکردهاید؟
اگر از دید زیباییشناسی، به تعزیه نگاه کنید، چه توصیفی از آن میکنید؟
از منظر زیباییشناختی، تعزیه یکی از چشمگیرترین گونههای نمایشی است. به گونهای که در تعزیه، علاوه بر زیباییشناسیهای معمول درام و شخصیتهای خوب و قهرمانها، زیبایی خشونت و پلیدی هم داریم! هنرمندان تعزیه، به خوبی باید همه نقشهای خوب و بد را ایفا کنند که جذابیتهای زیباییشناختی برای مخاطب داشته باشد. برای همین هم گاه میبینیم که نقش شمر را چنان هنرمندانه ایفا میکنند که مردم کاملا درگیر میشوند و تمام احساساتشان معطوف نمایش میشود.
آیا به خاطر این نیست که خود واقعه عاشورا، ابعاد دراماتیکی دارد که از هر زبانی که شنیده شود، مخاطب دارد و با هر فرمی که نمایش داده شود، دلنشین است؟
حتما ارزش و اهمیت واقعه عاشورا، بیش از هر المان دیگری است بخش عمدهای از خاص و خواستنیبودن تعزیهها، به عقیده و باور و عشق به ائمه و امام حسین (ع) برمیگردد. البته نمایشنامههایی که بر اساس این واقعه نوشته و فیلمهایی که با تاسی از این ماجرا ساخته شدهاند، بهنظرم تاریخ مصرف دارند و شاید خیلی هم در زمان اکران یا نمایش، مخاطب نداشته باشند. اما در تعزیه، حدیث عاشقانهای را میشنوی که باز مکرر میخواهی ببینی و بشنویاش. شاید این جادو و سحر، برخاسته از ترکیب ادبیات و شعر (نظم فارسی) ، موسیقی دستگاهی ایرانی و نمایش اصیل ایرانی و جان حماسه عاشورا است که باهم تلقین شده و چنین بر دل مینشیند.