ماه محرم است و ما بنا به عادت هرساله، لباس سیاه پوشیدهایم و مناسک را بهجا میآوریم. زیارت عاشورا میخوانیم و یادآوری یک فاجعه تاریخی را بر خودمان واجب میدانیم. ماه محرم است و هرچند 10روز ابتدای ماه به پایان رسیده؛ اما صدای طبل در گوشمان و نوای نوحه در وجودمان ما را تکان داده. روضههای هرساله را برقرار کردهایم و بر این سوگ گریستهایم؛ اما امسال تفاوتی آشکار با سالهای گذشته داشت، تفاوتی که بهدلیل همزمانی با ماه مهر، برحسبتصادف اتفاق افتاد و وجهی از ما را برایمان مشخص کرد که پیشازاین کمتر دیده بودیم. نه آنکه از وجودش ناآگاه باشیم یا کمتر به آن سر بزنیم؛ اما کمتر پیشآمده بود تا اشکهای عزای امام حسین(ع) را گره بزنیم به کارهای خیر از جنسی متفاوت و به تماشای لبخندی بنشینیم که گوشهای از قلبمان را پر از شور و شوق و نور کرده بود.
ما و کارهای نیک
ما ایرانیها اصولا در کار خیر حاجت استخاره نمیبینیم. بهدنبال فرصت و بهانه میگردیم تا دست افتاده گرفتن را تمرین کنیم و به تغییر روز و روزگار خودمان و دیگران نگاه بیندازیم. هر ملتی عاداتی دارد و عادت ما هم این است؛ اینکه حتی در بدترین روزهای زندگیمان در کار خیر سهم داشته باشیم. برای همین است که روضههای خانوادگی را تقسیم بر تعداد میکنیم تا پابرجا بمانند و در تکیههای محلی با کمکهای نقدی و غیرنقدی حضور بههم میرسانیم. برای همین است که اگر یکی از آشنایان قابلاعتماد، فردی نیازمند را به ما معرفی کند، آنچه در توان داریم برایش انجام میدهیم. درست است که از میان ما کسانی پیدا میشوند و از راه دیگر میروند؛ اما آنچه دیدهها و شنیدههای ما میگوید، حاکی از این است که زندگی اغلب ما در لایههای تودرتوی خیرخواهی میگذرد. حالا گیرم برخیهم به هوای دیگری چنین میکنند و برخی دیگر به سودای خودنمایی یا سودجویی قدم در راه خیر میگذارند، بههرحال داستان خوشبینیهای خیرخواهانه را پایانی نیست. مخصوصا وقتی پای مدرسه به میان میآید و کودکان این سرزمین و مدرسه رفتنهایشان تبدیل به دغدغهای عمومی میشود. شاید باورتان نشود، شاید هم دیده باشید که افرادی برای فرستادن فرزندانشان به مدرسه و دانشگاه مشکل مالی داشتهاند؛ اما از خبر باز شدن مدرسهای در منطقه محروم اشک شوق ریختهاند:«اگر برای ما اینقدر سخت است، برای آنها که راه دور میروند که سختتر است.» اصلا شاید خودتان یکی از این افراد باشید و شنیدن چنین جملهای اصلا برایتان عجیب نباشد. بههرحال ما دیده و شنیدهایم و میدانیم در چنین شرایطی است که ما امسال به ماه محرم وارد شدیم؛ در هیاهوی کیف، کتاب و کفش و روپوش نو.
کمپینهای خیرخواهانه
همین همزمانی جذاب میان ماه مهر و ماه محرم باعث شد تا کمپینهای نیکوکارانه زودتر از سالهای پیش راه بیفتند. کمپینهایی که از مردم میخواست تا نذرهایشان را برای دانشآموزان بیسرپرست کنار بگذارند و از خیرین درخواست بزرگتری داشتند؛ از آنها میخواستند تا گوشهای از نذرهای هرساله هیئتهایشان را به کودکانی اختصاص دهند که برای مدرسه رفتن و تهیه اسباب و لوازم مدرسه مشکل دارند. درچنین لحظه جذابی بود که فرصت نیکوکاری شکل گرفت و کمپینهای نیکوکارانه برحسب نیازهای افراد شروع به خودنمایی کرد. گروهی شروع به درخواست کمکهزینه تهیه جهیزیه کردند و گروهی دیگر به خوردوخوراک افراد نظر انداختند. حتی ایدههایی برای دسترسی بهتر و سادهتر نیز شکل گرفت. وگرنه چه کسی باورش میشد که میتوان با اجاره یک وانت، غذای باقیمانده از هیئت را به خانه مردمی برد که برای تهیه غذا مشکل دارند و رویشان نمیشود برای دریافت نذر پیشقدم شوند. بههرحال از میان ما هنوز کسانی پیدا میشوند که اعتقاد راسخ دارند: «خورش قیمه عاشورا باید جوری دستت برسه که ارجوقرب داشته باشه»، درحالیکه برخی دیگر معتقدند برایش باید در صف ایستاد. نکته جالب اینجاست که از هر دو گروه هیچکدام مشکلی برای این ماجرا ندارند که جلوی چشمشان ظرفهای غذای آماده و بستهبندی شده سوار بر وانت به دست کسانی برسد که نیازمند همین یک وعده غذا هستند.
نیازهای ما در ماه محرم
درست است که کمپینهای متنوع، رنگارنگ و متناسب با مدارس در ماه محرم کمی برای ما تازگی دارد و معمولا با آیینها و مناسکی دیگر برگزار میشود و افرادی دیگر برای جمعآوری آنها پیشقدم میشدند؛ اما چنین فضایی در کل چندان عجیب نیست. همانطورکه در سالهای پیش خیرین بزرگ و مهمی بهسراغ موسسههای خیریه میرفتند و ناهار روز تاسوعا یا عاشورا را به عهده میگرفتند. اگر هم غذایی باقی میماند، در خانه را باز میکردند و آن را به کسانی تقدیم میکردند که برای دریافت غذا صف کشیدهاند. خیریههای بزرگ و معتبری در ایام مذهبی پا گرفتند که هدفشان خدمترسانی و غذارسانی به خانوادههای نیازمند بوده است. برخی از آنها صرفا با هدف غذارسانی کارشان را آغاز کردند و پس از مدتی بهدلیل شناخت خانوادههای نیازمند فعالیتهایشان را گسترده کردند و تلاششان این بود تا باری از روی دوش خانوادهها بردارند؛ اما امسال این نیازسنجیهای مردمی گستردهتر از گذشته به مسیرش ادامه داد و نکته جالب اینجاست که هیئتهای مذهبی کارکردهای متفاوتی پیدا کردند. نمونهاش کمپین محرم پاک در اهواز. کمپینی که جوانان راهاندازی کردهاند تا در شبهای محرم جلوی پخش زباله را بگیرند و به جمعآوری آنها مشغول میشوند. احتمالا این گروه همان کسانی هستند که از کمپینهای سال گذشته درسهای فراوان گرفتند. یادتان نمیآید؟ سال گذشته بود که در فضای مجازی کمپین آشغال نریزیم راه افتاد و از مردم میخواستند تا لیوانهای یکبارمصرف را روی زمین نریزند. همان لیوانهایی که برای تعارف چای و شربت از آن استفاده میشود. میتوان گفت هر قدم که برمیداریم نیازهای بیشتری کشف میکنیم و از میان ما کسانی پیدا میشوند تا برای رفع این نیازها قدمی بلندتر بردارند.
به استقبال ماه مهر
هرساله در آغاز ماه مدارس، شاهد کمپینهای متفاوتی هستیم؛ کمپینهایی که با هدف کمکرسانی به افراد کمدرآمد شکل میگیرند و از شما میخواهند تا دست افتادهای را بگیرید. چهبسا اگر سال گذشته بحثهایی درباره هزینههای هیئتهای بزرگ منتشر نمیشد، امسال هم کسانی پیدا نمیشدند که بهگوشهای از این هزینهها چشم بدوزند و به دنبال صرف گوشهای از این ارقام به نفع کارهای دیگر باشند؛ اما حالا گوشهای از آن ارقام به سمت نوسازی مدارس و ساخت مدرسه پیش رفته است و از همین امسال کودکانی پیدا میشوند که پشت نیمکتهای نو مینشینند یا مدرسهای تجهیزشده دارند. مدرسهای که امکان آتشسوزیاش کمتر است و احتمال فروریختنش پایینتر. همانطورکه ممکن است در عروسیهای پس از ماه محرم و صفر دیگر کسی از تهیه جهیزیهاش احساس بیآبرویی نکند یا کسی از بیخانمانی به خیابان پناه نیاورد. ماه محرم، در گوشهای از ذهن ما، ماه مبارزه با ظلم است. ماهی که باورمان میشود مبارزه با ظلم، ما را به رستگاری میرساند. ماهی که سیاه میپوشیم؛ اما ته دلهایمان نوری از شادی دیده میشود و از خودمان میپرسیم؛ یعنی ممکن است ما هم بتوانیم قدمی برای مبارزه برداریم؟ یعنی ممکن است در سرنوشت و تقدیر ما نشانهای ولو کوچک از این مبارزه وجود داشته باشد؟ کمپینهای اجتماعی امسال دقیقا به ما نشان میدهند که هرچند بهجز یادآوری آن مظلومیت بزرگ، کاری از دستمان برنمیآید؛ اما وفایبهعهد حکم میکند تا یکقدم کوچک برداریم و محرومیتی را از میان ببریم یا دست مظلومی را بگیریم. ما این آگاهی را مدیون امام حسین (ع) و یارانشان هستیم که راه بزرگ مبارزه را به ما نشان دادند.