نویسنده: یووال نوح هراری
ترجمه: سودابه قمصری
انتشارات: مانوش
دنیا هیچگاه اینقدر کوچک به نظر نمیرسید. قرن ۲۱ تغییراتی به راه انداخته که توسط پیشینیان ما غیر قابل پیشبینی بود. برای مثال، جهانی شدن این امکان را به ما میدهد تا افرادی از سراسر جهان را ملاقات کنیم اما متأسفانه فرصتهایی را برای ایجاد تضاد را هم ایجاد کرده است. مردم قرن ۲۱ نادانتر از چیزی هستند که ما فکر میکنیم. قرنها جوامع لیبرال اعتماد زیادی به توانایی فکر کردن و عملکرد منطقی افراد داشتند. در واقع جوامع مدرن ما به این باور رسیدهاند که هر انسان بالغ، یک فرد منطقی و مستقل است. در واقع دموکراسی بر این پایه است که رأیدهندگان میدانند چه چیزی بهتر است. سیستم سرمایهداری ما بر پایه این ایده است که خریداران هیچگاه اشتباه نمیکنند و سیستم لیبرال آموزشی ما شاگردان را طوری تربیت میکند تا تفکر مستقلانه داشته باشند. اما در قرن ۲۱ ایمان زیاد به تواناییمان در عملکرد منطقی اشتباه بزرگی است. چرا؟ چون انسانهای مدرن به طرز دلهرهآوری دانش کمی دارند که دنیا در واقع چگونه میگذرد. مردم در عصر حجر میدانستند که چگونه شکار کنند، پوست حیوانات را به چرم تبدیل کنند و آتش روشن کنند. انسان مدرن به دیگران وابستهتر است. مشکل این است که ما نیاز به دانشمندانی داریم که تقریباً همه نیازهای ما را برطرف کنند، اما ما اشتباهاً فکر میکنیم که بیش از پیشینیان خود در عصر حجر اطلاعات فردی داریم. برای مثال در یک آزمایش از شرکتکنندگان پرسیده شد که آیا میدانند زیپ چگونه کار میکند و بیشتر شرکتکنندگان با اعتمادبهنفس جواب مثبت دادند. وقتی از آنها خواسته شد تا آن را با جزییات شرح دهند هیچ ایدهای نداشتند که این مکانیزم روزمره چگونه کار میکند. کتاب ۲۱ درس برای قرن ۲۱ به ما میآموزد که انسانهای مدرن معمولاً در دام چیزی به نام «توهم دانش» میافتند که در آن، تنها به دلیل آن که از دانش افراد دیگر استفاده میکنند، اعتقاد دارند که چیزهای زیادی را میدانند، مانند چگونگی عملکرد زیپ!