printlogo


پیشنهادهایی کاربردی برای وقتی که اوقات فراغت ما طولانی می‌شود
تفریح‌های سالم برای بازنشسته‌ها
نگار مفید

روزهای بازنشستگی مثل یک رویای جذاب و هیجان‌انگیز است. فرصت ویژه‌ای برای انجام کارهای دلخواه، برای تمام آن کارها که در روزهای شاغل بودن زمان انجامشان را نداریم. مدام به خودمان می‌گوییم اگر این روزها به اتمام برسند و خیالمان راحت باشد زندگی بهتری برای خودمان می‌چینیم و چه کارها، چه برنامه‌ها، چه موقعیت‌ها که به دست می‌آوریم. هر کدام از ما در خیال خودمان به امید روزهای بازنشستگی عمر را می‌گذرانیم. هرچند ماه اول و دوم به مذاق ما خوش می‌آید اما پس از مدتی دلمان برای کار تنگ می‌شود. برای اینکه بهانه‌ای برای بیرون زدن از خانه داشته باشیم و محل کاری برای حضور. به همین دلیل است که همچنان صبح زود از خواب بیدار می‌شویم و بنا به عادت شروع به انجام کارهای روزمره می‌کنیم و پس از مدتی به جای بیرون زدن از خانه، خودمان را در آینه می‌بینیم که جایی برای رفتن نداریم؛ ماییم و خانه‌مان. به پر و پای بچه‌ها می‌پیچیم، از دیگران انتقاد می‌کنیم و پس از مدتی از رویای بازنشستگی بیرون می‌آییم. از رویایی که تمام روزهای شاغل بودن را به عشق رسیدن به آن طی کرده‌ایم.
بهانه‌های ساده خوشبختی
به روزهای شاغل بودن خود فکر کنید، دل‌تان می‌خواست چه کارهایی انجام دهید و زمان کافی برای انجامش نداشتید؟ سعی کنید آن فهرست را مرور کنید. نگذارید که شرایط خود را به رویاهای شما تحمیل کند و غصه بی‌پولی و خانه‌نشینی شما را خرد کند. آن فهرست را با توجه به موقعیت فعلی‌تان دوباره بنویسید و برای انجام دادنش قدمی بردارید. اگر برای اجرایی‌شدن ایده‌تان نیاز به پول کلان دارید، نخستین قدم‌ها را بردارید و به دنبال کم‌هزینه‌ترین روش برای انجام دادنش بگردید. 
مبارزه با زمان
آنچه که در روزهای بازنشستگی به وفور یافت می‌شود زمان است. می‌توانید وقت بیشتری روی ایده‌هایتان بگذارید و چاشنی تجربه‌های مثبت را به آن اضافه کنید. می‌توانید برای اجرایی‌کردن یک ایده درخشان ساعت‌ها وقت بگذارید و کتاب‌های فراوان بخوانید و مقالات فراوان بخوانید. می‌توانید کلاس‌های متعدد بروید و خودتان را برای رسیدن به یک موقعیت تازه به چالش بکشید. بحث مالی را به میان نیاورید، اگر کمی بگردید، کلاس‌هایی را پیدا می‌کنید که تخفیف‌های ویژه برای افراد بازنشسته درنظر گرفته‌اند. 
در گیر و دار آینده
بسیاری از ما پس از خانه‌نشینی دچار این بحران می‌شویم که دیگر آینده‌ای وجود ندارد. به اطراف نگاه می‌کنیم و از این موقعیت دچار ترس و اضطراب می‌شویم. از آموزش خودمان دست برمی‌داریم و انتظار داریم تا دیگران همان‌طور که هستیم ما را بپذیرند. زمانی که درها را به روی تغییر بستیم، مسئله‌مان تازه آغاز می‌شود. ما دیگر پیشرفت نمی‌کنیم. درحالی‌که آینده همیشه وجود دارد و ما همواره به دنبال آن می‌گردیم. بهتر است در این راه به خودتان یادآوری کنید که انسان متولد شده‌اید تا از هر تغییر لذت ببرید. 
محدودیت‌ وجود ندارد
یکی از ویژگی‌های بازنشستگی برداشته شدن محدودیت‌های زندگی است. اگر تا دیروز این محدودیت‌ها به شما تحمیل می‌شد، اگر ساعت خواب و بیداری، برنامه‌های روزمره و .. همگی تحت تاثیر ساعت‌های کاری شما بود، حالا دیگر محدودیتی وجود ندارد. این محدودیت‌ها و برنامه‌ریزی‌ها را باید از نو اجرا کنید و خودتان باید آن را به سرانجام برسانید. هرچند کمی دشوار به نظر می‌رسد اما ارزش امتحان کردنش را دارد.
تجربه‌های ماندگار
گاهی‌وقت‌ها هم پیش می‌آید که می‌خواهیم درس‌های زندگی‌مان را به زور به فرزندان‌مان آموزش دهیم و تجربه‌هایمان را برایشان نقل کنیم. خاطره‌های خود را می‌گوییم و هر بار آنها به خنده از کنارمان رد می‌شوند. اما چه می‌شد اگر به جای تکرار این خاطرات و تجربه‌ها برای فرزندان، در محیطی بزرگتر این تجربیات را به زبان می‌آوردیم و مخاطبی واقعی حرف‌های ما را می‌شنید. در دنیای مجازی این روزها، شما به سادگی می‌توانید مخاطب به دست آورید. فقط کافیست از پیله خود بیرون بیایید، از ورود به فضاهای تازه نترسید و وبلاگ بنویسید. یک کانال تلگرامی را مدیریت کنید. در کنار چند نفر از همراهان و همکاران‌تان مخاطبی به دست آورید که برای شنیدن دانسته‌های شما سر و دست می‌شکند. 
دنیای تازه
همین پیشنهاد ساده به شما کمک می‌کند تا دغدغه‌های تازه‌ای به دست آورید. چطور بنویسیم که دیگران بخوانند؟ چطور منتشر کنیم که بازدید داشته باشد؟ چه عکسی انتخاب کنیم و ... این دغدغه‌های تازه شما را به دنیایی جدید وارد می‌کند. به دنیایی که ترس در آن جایی ندارد و می‌توانید مخاطبی واقعی پیدا کنید. اگر میانه‌تان با دنیای مجازی خوب نیست، همین روش را در دنیای واقعی به کار بگیرید. مخاطب واقعی شما کسانی هستند که دوست دارند تجربیات شما را بشنوند. همکاران جوان‌تر، دانشجویان امروز و ... به دنبال این افراد چشم بگردانید و دیگر نیازی نیست آنها را مجبور به شنیدن حرف‌های‌تان کنید.