printlogo


به مناسبت 17 مرداد، روز خبرنگار؛ باسپاس ازدکتریونس شکرخواه
تلاشی نافرجام برای یک یادداشت!
به مناسبت روز خبرنگار از دکتر یونس شکرخواه عزیز، استاد روزنامه‌نگاری و ارتباطات، درخواست یادداشتی کردیم. اگرچه ایشان می‌توانست وقتی را که فروتنانه صرف همین گپ‌وگفت صمیمانه کرد، می‌گذاشت برای آن یادداشت کوتاه! اما به درخواست خود ایشان و مصداق این ضرب‌المثل که «هرچه از دوست می رسد نیکوست» متن این گفت‌وگوی تلگرامی را با کمی تلخیص و کمترین تغییر رسم‌الخط اینجا منتشر کردیم.

رضاجمیلی: آقای دکتر سلام، امیدوارم حالتون خوب باشه و دلتون به ‌شادی. جمیلی هستم از هفته‌نامه آتیه‌نو. با همکارانم در کارگاهی که در موسسه آتیه و با حضور اساتید برگزار کردید ملاقاتتون کردم. برای روز خبرنگار جناب رستمیان و تیم سردبیری نشریه تمایل دارند یادداشتی به قلم شما در شماره پیش‌رو منتشر کنیم. اگر قبول زحمت کنید منت ‌دارتون خواهیم بود. اگر تماس نگرفتم و تلگرامی مطرح کردم چون پایان روز کاری است و می‌دانم که گرفتاری‌های معمول خودتان را دارید. اگر اجازه بدید هروقت برای شما مناسب بود تماس بگیرم خدمتتون. پیشا‌پیش از حسن توجه‌تون سپاس‌گزارم.
پی‌نوشت: بابت غلط‌های نگارشی عذرخواهی می‌کنم (ادیت شد البته   ).
دکتر شکرخواه: سلام آقای جمیلی، همکار ارجمند. باور کن نمی‌رسم، حتی برای همشهری آنلاین هم و روزنامه همشهری هم. صمیمانه پوزش می‌خوام. قربانت یونس.
جمیلی: سلام استاد. خواهش می‌کنم.
دکتر شکرخواه: سلام بر شما.
جمیلی: درک می‌کنم گرفتاری‌های شما را. امیدوارم که سلامت باشید همیشه.
دکتر شکرخواه: از اینکه شرایطمو درک می‌کنی ممنونم.
جمیلی: ارادتمند. مشتاق دیدارتون هستیم.
دکتر شکرخواه: دل به دل راه داره عزیزم. به برو بچ آتیه سلام برسون.
جمیلی: بزرگی و محبت شما رو می‌رسونم بهشون.
دکتر شکرخواه: به ابراهیم(رستمیان) بگو این آتیه‌ها رو دست‌کم با یه اسکن خوب صفحه اولشو برام بفرسته که بذارم رو کانال همشهری آنلاین. هی باید سرچ بدم، آخرشم برسم به یه اسکن بی‌ربط کج‌وکوله.
جمیلی:  حتما استاد این کار رو انجام می‌دیم از این شماره. 
دکتر شکرخواه: تحریریه‌ها هرجا باشن خونه همه روزنامه‌نگارا هستن. حالا اونجا که تازه چای هم خوردیم، سیگارم کشیدیم، گپم زدیم، جمیلی‌ها رو هم دیدیم.
جمیلی:   
دکتر شکرخواه: بازم سپاسگزارم که به یادم بودین. ماها دیگه دایناسورایی هستیم که به‌جز بوی سرب بوی نفتالینم می‌دیم. دنیا مال شماهاست. یه پیشنهاد بهت بدم رضا؟
جمیلی: بفرمایید.
دکتر شکرخواه: همینو کپی پیست کن.
جمیلی:   شوخی می‌کنین!
دکتر شکرخواه: شاید ادیت نخواد. تیترشم پیشنهاد می‌دم!
جمیلی: بفرمایید.
دکتر شکرخواه: «یه تلاش نافرجام برای یه یادداشت». عینا بذار بره. می‌دونی چرا؟ هم تو تلاش حرفه‌ای کردی، هم من گفتم نمی‌رسم. هم در عین حال هردو دلواپسی حرفه‌هامونو داشتیم! دیگه با خودته. نترسی میری، بترسی نمیری. تو بدی سردبیر خط بزنه نزنه، فرقی نمی‌کنه.
جمیلی: من حتما می‌دم سردبیری.
دکتر شکرخواه: زندگی روزنامه‌نگاری یعنی همین.
جمیلی: موافقم باهاتون.
دکتر شکرخواه: فدای تو. رضاجان به همه دوستانم سلام برسون. خوشحالم کردی. راستی یه پوزشم بخوام. من حدود دویست تا پیج رو در اکانتم دارم. حق بده که دیدن همه‌ش وقت می‌گیره. دیر میشه ولی جواب میدم. بسیار از تاخیری که در پاسخ بهت داشتم پوزش می‌خوام. یا علی.