یادداشت
توزیع عادلانه منابع و سرمایه اجتماعی
محمد آقازاده - روزنامهنگار
سرمایه اجتماعی سیمانی است که دیوار روابط اجتماعی را آجر به آجر به هم متصل میکند تا استحکام کل بنا حفظ شود. اگر این سیمان استحکام و قدرت نگهداریاش را از دست بدهد، بیتردید کل بنا فرو میریزد. این سرمایه پشتوانه نظمهای معناداری است که به شکل قانون و عرف، شاکله جامعه را قوام و دوام میبخشد. این سرمایه چطور شکل میگیرد، تداوم مییابد و درنهایت از دست میرود؟ جامعه یک کل معنادار است و تکتک افراد از این کلیت، هستی اجتماعیشان را کسب میکنند و به منش فردیشان شکل نهایی میدهند. فرمول معروفی است که به صورت شعار، سرلوحه همه جنبشهای اجتماعی است؛ «یکی برای همه و همه برای یکی.» این شعار نشان میدهد رابطه دیالکتیکی فرد و جامعه، بهروزی فردی و جمعی را تضمین میکند. با این رویکرد سعادت امری فردی نیست و منطقش را از تعریف و بازتعریف دیگران میگیرد. سرمایه اجتماعی هر فرد، نهاد و قدرتی از این منطق جان میگیرد که تکتک افراد احساس کنند منفعت فردی خود را ارجح بر منافع عمومی نمیدانند و حتی حاضرند از منفعت فردی به سود جمع بگذرند. نظامهای ارزشی هر فرد و نهاد به طور جداییناپذیری در تصادم متقابل با ارزشهای دیگر قفل شدهاند و جایی که افراد به صورت حداقلی با منفعت فردیشان روبهرو میشوند کلید باز شدن این قفل یافت میشود. منابع اقتصادی و سیاسی در جامعه کمیاب است و هرچه این منابع به طور عادلانه توزیع شود سرمایه اجتماعی امری فراگیر میشود و در شرایط عکس، بیاعتمادی جامعه را دچار جدال میکند. حاکمیت روابط سوداگرانه و رانتخواران در جوامع درنهایت متکی بر دروغ، ریا و ناشفافیت است و در این ناشفافیت است که در هر مبادلهای فرد مراقب است که آن دیگری سرش کلاه نگذارد. همین بیاعتمادی کلاه گشادی است که سر کل جامعه میرود. راهحل رهایی از دسترفتگی سرمایه اجتماعی مبارزه با فساد ساختاری، حذف ارادت و رابطهسالاری بهجای شایستهسالاری و حاکمیت قواعد روشن و دقیق به جای سلیقهزدگی است. مسئله دوم ایجاد اعتماد نسبت به آینده پرمخاطره و ناشناس است. یعنی هرکس دنبال گارانتی برای خود است و بیمههایی مثل تامیناجتماعی پیشاپیش این گارانتی را تضمین میکنند. تقویت این نهاد و دادن امکانهایی چون اصلاح دستمزد مستمریبگیران راه مشخصی برای ترمیم سرمایه اجتماعی است.