printlogo


یادداشت
سرمایه اجتماعی‌و نیروی کار
محمدقلی یوسفی - اقتصاددان

سرمایه اجتماعی به شرایط کلی جامعه، اعتماد افراد به یکدیگر و به دولت بازمی‌گردد. هرچه جامعه‌ای مشکلات اقتصادی و اجتماعی بیشتری داشته باشد، پایبندی‌اش به اصول و ارزش‌ها کمتر است و درنتیجه سرمایه اجتماعی‌اش کاهش می‌یابد. در شرایطی که در جامعه بیکاری، فقر و فساد وجود داشته باشد طبیعی است که سرمایه اجتماعی کاهش می‌یابد. در چنین شرایطی دروغ، نیرنگ و فریب نهادینه و جایگزین اعتماد و احترام متقابل می‌شود. سرمایه اجتماعی اشکال مختلفی به خود می‌گیرد. اعضای گروه‌های تبهکار برای ادامه فعالیت خود به یکدیگر اطمینان می‌کنند اما ما هیچ‌گاه اسم آن را سرمایه اجتماعی نمی‌گذاریم بلکه این صرفا یک هم‌پیمانی است. سرمایه اجتماعی از این لحاظ سرمایه است که مانع استهلاک افراد و داشته‌های جامعه می‌شود. باید یادآوری کرد که کلیه افراد یک جامعه که در بستر مولفه‌های سرمایه‌های اجتماعی به رشد و بالندگی رسیده‌اند باید بتوانند از حاصل دسترنج خود زندگی کنند و هیچ دولتی نباید عده‌ای را از محل منابع عمومی و توزیع رانت از مواهب بهره‌مند کند و در مقابل عده‌ای را ضعیف‌تر سازد. از این رو دولت‌ها باید این ظرفیت را به وجود آورند که همه افراد به یکسان در فعالیت‌های اجتماعی و اقتصادی مشارکت کنند تا این تصور به وجود نیاید که بدون کار و زحمت می‌توان ثروتمند شد. به عبارتی هر فرد به‌مثابه یک تولیدکننده باشد که البته این متضمن وجود یک نظام بیمه‌ای فراگیر است. به بیان دیگر مجموعه نهادهای دولتی باید شرایطی را فراهم کنند که افراد بتوانند نیازهای یکدیگر را تامین کنند و از قِبل آن صاحب درآمد شوند. سرمایه اجتماعی هم مفهومی به غیر از این ندارد.