در سالهای اخیر ادبیات داستانی ایران بیشتر به طبقه متوسط شهری و یا طبقه کارگر پرداخته است، اما کمتر داستانی را در سالهای اخیر میتوان پیدا کرد که شخصیتهای اصلی آن نوکیسهها و بچهپولدارهایی باشند که بیزحمت و از قبل ثروت پدری به ثروت یکشبه رسیده باشند. شخصیتهایی که علیرضا رحیمینژاد در رمان «عکس خصوصی» به سراغ آنها و سبک زندگیشان رفته و بحرانهای این طبقه را واکاوی کرده است. «عکس خصوصی» درباره دو دوست است که هر دو صاحب ثروتی بادآوردهاند. اکنون جسد یکی از آنها به نام بابک در استخر پیدا شده و آن دیگری که احسان نام دارد به دنبال یک تهدید تلفنی به خانه بابک آمده تا راز معمایی را بگشاید. معمای یک عکس که به قصد اخاذی برای احسان فرستاده شده و تکثیر و پخش آن میتواند آینده احسان را بر باد دهد. در خلال جستجوی احسان برای گشودن معما گذشته بابک مرور میشود. گذشتهای که بابک در شبی که با احسان به دوبی رفته بودهاند، آن را برای احسان روایت کرده است. گذشتهای سخت که در سایه پدری سختگیر روزهای تلخی را برای بابک رقم زده است. نثر رمان نشان از آشنایی نویسنده با نثر متون کلاسیک فارسی دارد، ضمن اینکه در این رمان با ارجاعاتی به رمانهای مشهوری نظیر «گتسبی بزرگ» اسکات فیتز جرالد، «آبشالوم آبشالوم» ویلیام فاکنر و «گفتگو در کاتدرال» ماریو بارگاس یوسا مواجهیم. آغاز رمان با ارجاع به «گتسبی بزرگ» فیتز جرالد همراه است، آنجا که راوی رمان اینگونه مرگ بابک را اعلام میکند: «مُرد؛ گتسبیوار، هرچند عاری از صدا و بو و رنگ، و طرحواره اندامش روی آب زلال راکد ساکت استخر نقر شده است. علت فوت: فعلا نامعلوم...» رمان «عکس خصوصی» را نشر هیلا که از زیرمجموعههای گروه انتشاراتی ققنوس است منتشر کرده است.