printlogo


گفت‌وگو با ناصر چمنی، تراشکاری که عضو هیئت مدیره کانون عالی انجمن‌های صنفی کارگران ایران است
بازخوانی یک تجربه در تشکل‌پذیری و ارزش‌های آن
جواد حیدریان

 
 
 
 
ناصر چمنی که تازه دوران سربازی را تمام کرده بود، وارد یک شرکت مواد غذایی شد تا کاری دست‌وپا کرده باشد. امنیت شغلی نداشت و قرار بود ازدواج کند. همین هم شد؛ به خاطر نداشتن قرارداد با شرکت تعدیل و بیکار شد. ناصر متولد 1355 در شهر تبریز است و به گفته خودش فرزند کوچک خانواده است و شرایط خاصی داشت. سال 77 به استخدام شرکت پتروشیمی تبریز درآمد اما به طور اتفاقی و بعد از آغاز کار در پتروشیمی تبریز به فعالیت‌های صنفی علاقه‌مند شد و حالا عضو کانون عالی انجمن‌های صنفی کارگران ایران است. تلاش‌های او و همکارانش حالا امنیت و ثبات شغلی نسبی را لااقل برای کارگران پتروشیمی تبریز به وجود آورده است. آن‌ها از حقوق صنفی برخوردارند و امنیت بالای شغلی و تخصص و امنیت روانی از کارگران این پتروشیمی الگویی برای کل شرکت نفت ایران ساخته است تا تجربه موفق و گامی مهم برای اهمیت دادن به شکل‌گیری تشکل‌های صنفی کارگری در ایران باشند.
   
ناصر چمنی می‌گوید: «به خاطر شرایطم که فرزند کوچک خانواده بودم، افتخار این را داشتم که در خدمت پدر و مادرم باشم.» سال 77 و بعد از پایان سربازی وارد بازار کار شد.
چمنی که از همان آغاز فعالیتش در سال 77 به پیشنهاد مادرش ازدواج کرده می‌گوید: «برای کارگر شرایط کار که فراهم باشد باید ازدواج کند. من هم به پیشنهاد مادرم گفتم «چشم» و به توصیه او در تاریخی که هرگز نباید فراموش شود (با خنده) 14/04/77 به لطف خدا ازدواج کردم.» می‌گوید: «در سال 88  صاحب پسری شدم که نام او را طاها گذاشتم. طی این سال‌ها که فعالیت‌های صنفی را انجام می‌دهم.  وقت کمی را می‌توانم صرف کنار خانواده بودن کنم و به این نتیجه رسیدم که شاید بهتر باشد فرزندم راه من را ادامه ندهد. چندان علاقه‌مند نیستم فرزندم راه خودم را برود.» 
   
ناصر چمنی 17 سال است که در بخش تعمیرات پتروشیمی تبریز کار می‌کند. از 14سال پیش طی تصمیمی که حالا همه زندگی‌اش را متاثر کرده برای بهبود کیفیت زندگی و کار خود و کارگران فعالیت صنفی می‌کند. حالا هم عضو هیئت‌مدیره شرکت است و البته در کارنامه‌اش بازرس و رئیس هیئت‌مدیره  هم بوده.
ناصر می‌گوید: «بعد از سربازی مثل تمام کسانی که دنبال کار هستند، دنبال کار بودم و دو سال در صنایع غذایی مشغول شدم. شرایط کارم طوری بود که نه امنیتی داشت و نه سودی. کار به هم خورد به خاطر تعدیل نیرو بیکار شدم. بعد از آن وارد پتروشیمی تبریز شدم و همان ابتدا با توجه به توان و تخصصی که داشتم در قسمت تراشکاری مشغول فعالیت شدم. خوشبختانه با آزمونی که دادم و به خاطر تجربه و تخصص قبلی که داشتم و قبل از خدمت سربازی به دست آورده بودم توانستم جایگاه خوبی در شرکت پیدا کنم و شدم کارگر شرکت پتروشیمی تبریز.» اما این همه اتفاقات زندگی یک فعال صنفی کارگری نبود. ناصر تا قبل از پتروشیمی تبریز قراردادی نداشت. به خاطر اینکه در بخش خصوصی فعال بود و شاید نظارت درستی بر آن صورت نمی‌گرفت، پیمانکار با کارگرانش قراردادی نمی‌بست. وقتی به پتروشیمی تبریز آمد هم در آن مقطع قرارداد نداشت و با پیمانکار بدون قرارداد کار می‌کرد. سال 79 به همت کارگران و مساعدت مدیر وقت و اداره کار استان آذربایجان غربی، انجمن صنفی کارگران را تشکیل دادند و با فعالیت انجمن شرایط قراردادی آن‌ها بهتر شد. چمنی توضیح می‌دهد: «ما گاهی شاهد قراردادهای سفید امضا بودیم و هستیم که متاسفانه از قدیم بوده و کمتر راهکاری برای آن اندیشیده شده است. اما ما در انجمن برای صیانت از  حقوق کارگران و برای جلوگیری از اخراج کارگران، ضمانت‌هایی ایجاد کردیم تا پیمانکاران جدید بعد از برنده شدن در هر مناقصه‌ای کارگران را به‌زور اخراج نکنند. این اتفاق در پتروشیمی تبریز افتاد و کارگران پتروشیمی تبریز به شیوه‌هایی که بعد از شکل‌گیری انجمن شکل گرفت با قراردادهایی که امضا شد از کار اخراج نشدند، ولی در جاهای دیگر بعد از پایان قرارداد، کارگران به صلاحدید پیمانکار به‌سادگی اخراج می‌شوند.»
   
سال 79 تشکل صنفی کارگران پتروشیمی تبریز تشکیل شد. آن زمان 6 پیمانکار در پتروشیمی حضور داشتند. تمامی کارگران در تمامی حوزه‌ها عضو «انجمن صنفی پیمانکاران و کارگران» شدند تا همگی بتوانند از حقوق کارگران دفاع کنند.
تشکیل این تشکل صنفی کارگری درحقیقت نخستین گامی بود که ناصر چمنی و همکاران دیگرش برای حفاظت از حقوق کارگران برداشتند. اما گام دوم ضروری بود. چراکه برای کاربردی بودن این تشکل نیاز بود کارگران امنیت بیشتری برای حفاظت از شغل و حقوق خود داشته باشند. بنابراین آن‌ها برای انجام این کار با مدیریت پتروشیمی تبریز وارد مذاکره شدند.
چمنی می‌گوید: «مذاکره با مدیر پتروشیمی به این خاطر بود که پیمانکاران ضمانتشان تا پایان قرارداد است و مثلا اگر قرارداد سه سال یا یک سال باشد کارگران بعد از پایان قرارداد بدون اینکه به تخصص و تجربه آن‌ها نگاه شود اخراج می‌شوند. این وضعیت در مذاکره با مدیریت پتروشیمی مطرح شد و نگاه مدیریت پتروشیمی به تجربه کارگران شبیه ما بود. پیش‌تر تجربه نشان داده بود که هزینه تربیت و مهارت یافتن نیروی کار لحاظ نمی‌شود. کارگر را کنار می‌گذاشتند و از نظر مدیریت این اتفاق تلف شدن سرمایه و هزینه بود. این نگاهی بسیار مترقیانه بود چراکه برای تربیت کارگران در طول این سال‌ها هزینه‌هایی شده بود ولی برخی از شرکت‌ها این هزینه را نادیده می‌گیرند و با اخراج کارگران توان فنی و تکنیکی و تخصصی آن‌ها دور ریخته می‌شود.»
به گفته چمنی «مذاکره با مدیریت به نتیجه رسید و توافق شفاهی بین ما و مدیریت به صورت رسمی اتفاق افتاد که دیگر کارگران راحت اخراج نشوند که این یک بازی برد-برد برای همه بود و سودش تقریبا به همه می‌رسید.» او بر این باور است که البته شرایط کارگاه‌های پتروشیمی تبریز با بقیه کارگاه‌ها خیلی فرق دارد. او معتقد است نگاه مدیریت، مهم‌ترین رکن شکل‌گیری انجمن‌های صنفی کارگران است. برای نمونه تخصص خود وی که تراشکار صنعت نفت است، با یک تراشکار که در بیرون کار می‌کند متفاوت است و برای نگهداشت و کسب تجربه و مهارت‌آموزی چنین نیرویی هزینه بسیار شده است ولی اگر شرایط طوری باشد که این کارگر ماهر نتواند به کارش ادامه دهد و امنیت شغلی‌اش به خطر بیفتد فقط کارگر نیست که ضرر کرده است بلکه این کل ساختار فضای تولید کشور است که آسیب ‌دیده است. چمنی می‌گوید: «کارگران هم مثل بقیه اقشار اجتماع، امنیت شغلی می‌خواهند. همان‌طور که تجربه ما در پتروشیمی تبریز نشان داد با ایجاد فضای صنفی و حفاظت از حقوق کارگران، آن‌ها چطور تعهد خود را نسبت به پتروشیمی به جا می‌آورند.» اشاره چمنی به وضعیتی است که با راه‌اندازی انجمن صنفی پتروشیمی تبریز به وجود آمد. برای اینکه آن‌ها شرایطی را ایجاد کردند که کارگران بدون دلیل اخراج نشوند و در مقابل با احساس مسئولیت بیشتری کار ‌کنند. راندمان تولید و کیفیت تخصصی کارگران به نحوی است که به گفته ناصر چمنی آن‌ها حالا برندهای وزارت نفت محسوب می‌شوند. ناصر چمنی می‌گوید: «کمتر جایی است که ما به‌عنوان متخصصان پتروشیمی تبریز به آن اعزام نشویم و به مجموعه‌های دیگر و به قسمت‌های مختلف مکانیک و تعمیرات و... کمک‌رسانی نکنیم. این خیلی مهم است که کارگران پتروشیمی تبریز در سراسر کشور چنین ارتباطی را حفظ کرده‌اند.»
چمنی به بحث خصوصی شدن شرکت پتروشیمی تبریز که سه سال پیش مطرح شد اشاره می‌کند و می‌گوید: «از آقای مهندس سلیمانی مدیریت پتروشیمی تشکر می‌کنیم چراکه با وجود ناموفق بودن اجرای اصل 44 در بسیاری مناطق، در پتروشیمی تبریز برای واگذاری به بخش خصوصی موفقیت بزرگی حاصل شد. ما الان شاهد تغییرات معیشتی جدی کارگران هستیم. زمانی دولت کارانه و حق تولید نمی‌داد ولی الان همه این‌ها به اضافه همه حقوق و سنوات و... را پرداخت می‌کند و با سیاست جدید ما پاداش هم دریافت می‌کنیم و هزینه‌های جانبی مثل ایاب و ذهاب حتی به حساب کارگران واریز می‌شود.»
   
ناصر چمنی آمار کارگران تشکل صنفی خودشان را 1800 نفر نیروی پیمانکاری برآورد می‌کند و می‌گوید: «در حال حاضر با اجرای طرح سخت و زیان‌آور بودن مشاغل، حدود 120 نفر از مجموعه کارگران این تشکل توانستند بازنشسته شوند. اگرچه قبلا 4 درصد می‌گرفتند و سنوات آن‌ها در پایان کار برای نمونه می‌شد 10 میلیون تومان ولی الان در آیین‌نامه جدید با اضافه شدن 4 درصد جدید این رتبه به 8 درصد می‌رسد و دریافتی دوبرابری برای دوران بازنشستگی کارگران به دنبال دارد. به نظر من حالا دیگر نگاه پیمانکارها باید از بهره‌کشی کامل برداشته شود و به نگاهی دوطرفه برسد تا هردو طرف این معادله بتوانند رضایت داشته باشند.»