printlogo


نگاهی به یکی از پژوهش‌های جامعه‌شناختی که توانسته شاخص‌هایی برای سنجش رفاه اجتماعی با تاکید بر رفاه ذهنی ارائه کند
رفاه، به مثابه یک احساس و مقوله ذهنی
حمید تاتاری

 
 
 
 
رفاه یکی از مهم‌ترین مباحث در حوزه علوم اجتماعی و اقتصاد است. اما به اندازه اهمیتی که در حوزه مسائل اجتماعی دارد مفاهیم مرتبط با آن، خصوصا آنهایی که با توجه به ابعاد ذهنی مورد استفاده قرار می‌گیرند، شناخته و تحلیل نشده است. یکی از معدود تحقیق های مربوط به ابعاد ذهنی مقوله رفاه اجتماعی که در ایران انجام شده است تحقیق دکتر عزت‌الله سام آرام، استاد جامعه‌شناسی دانشگاه علامه طباطبایی است، که در اردیبهشت‌ماه 1393 مقاله‌ای از آن با عنوان «ساخت مقیاس برای سنجش رفاه اجتماعی با تاکید بر رفاه ذهنی» در فصلنامه «برنامه‌ریزی رفاه و توسعه اجتماعی» به چاپ رسید.
 در ادامه به‌اختصار به واکاوی در محتوای این نوشته خواهیم پرداخت و مفاهیم آن را تشریح می‌کنیم. 
دکتر عزت‌الله سام آرام در مقدمه این مقاله، یکی از مهم‌ترین دلایل پرداختن به سنجش رفاه اجتماعی با تاکید بر رفاه ذهنی و در واقع تلاش برای ساخت شاخص‌های اجتماعی از جمله «سطح زندگی»، «کیفیت زندگی» و... برای این بسط این مفهوم را، ناشی از نارسایی شاخص‌های اقتصادی در توزیع وضعیت اجتماعی و به‌ویژه سطح رفاهی مردم در دهه‌های قبل از 1960 می‌داند. 
در این مقاله دکتر آرام قبل از هرچیز با اشاره به پیشینه‌ تحقیقی که خود او انجام داده به چند تحقیق مشابه و نیز تلاش‌هایی که برای کمی‌سازی این متغیر اجتماعی صورت گرفته است، اشاره می‌کند که یکی از آنها تحقیق پروفسور یان درونوفسکی است کسی که با انجام محاسبات ریاضی سعی کرده بود یک شاخص کلی برای اندازه‌گیری رفاه اجتماعی تهیه کند. نکته مهم اینجاست که در مرور این تلاش‌ها مشخص می‌شود که مجموعه تالیفات پروفسور یان درونوفسکی و دیگر اندیشمندان این حوزه به عامل غیرمادی و غیرفیزیکی رفاه اجتماعی توجهی نشده است. 
در متن به این نکته اذعان می‌شود که هدف از نقد شاخص‌های کمی و متغیرهای اقتصادی، کم‌اهمیت جلوه دادن این‌گونه متغیرها نیست، بلکه هدف از طرح این مباحث توجه بیشتر به متغیرهای ذهنی و فرهنگی مرتبط با رفاه اجتماعی است. البته باید به این نکته نیز توجه داشت که نتیجه طرح این مباحث منجر به صدور بیانیه‌های اخلاقی برای افزایش رفاه اجتماعی مردم آن ‌هم از طریق توصیه‌های فرهنگی مبتنی بر ساده زیستی و... نشود.
مولف هدف اصلی تحقیق را ضمن تعریف «رفاه ذهنی» فراهم ساختن مقیاسی برای سنجش «احساس رفاه اجتماعی» بیان کرده‌ است. وی با توجه به تغییر پارادایم در مبحث رفاه و گرایش این حوزه به روش‌های تحقیق کیفی، اذعان می‌دارد گرچه این چرخش بعد از سال 1970 شروع شده ولی تابه‌حال مؤلفه‌های فرهنگی یا ذهنی قابل‌توجهی در این زمینه به دست نیامده است. در متغیرهای کمی بیشتر به متغیرهایی نظیر اشتغال کامل، درآمد سرانه، امید به زندگی و... توجه می‌شود، در صورتی که برای شاخص‌های کیفی رفاه اجتماعی آزادی انتخاب، آرمان‌های انتزاعی، اراده سیاسی، عزت‌نفس، ثبات امنیت را پیشنهاد می‌کنند.
 این پژوهشگر با تاکید بر اهمیت نظریات هربرت مید و بلومر، بزرگان مکتب کنش نمادین، مدل مفهومی رفاه اجتماعی را تبیین می‌کند؛ بدین صورت که با توجه به اینکه افراد جامعه فهم خودشان از واقعیت‌ها را با توجه به تفسیر ذهنی خود به دست می‌آورند و با استفاده از همان تفسیر قضاوت ها و رفتار خود را سامان می‌دهند، شاخص‌های ذهنی مانند «احساس شادی»، «امید به آینده»، «احساس امنیت»، «احساس محرومیت»، «احساس شادکامی و سرزندگی» و «اعتماد اجتماعی» در کنار شاخص‌های کمی ازجمله مهم‌ترین شاخص‌هایی هستند که می‌توانند احساس رفاه اجتماعی را مورد سنجش قرار دهند. 
دکتر آرام این مدل را به شکل یک جدول در مقاله گنجانده و معتقد است که بر مبنای تعاریفی که در نظریه های گوناگون در خصوص ابعاد و مولفه های رفاه اجتماعی وجود دارد، مدل مفهومی رفاه ذهنی را می‌توان به شکل زیر در نظر گرفت.(به جدول (1) نگاه کنید.)
ساخت مقیاس سنجش
در بخش‌های بعدی مقاله، بعد از نقد دیدگاه‌های قدیم، محقق با طرح این مسئله که می‌توان با استفاده از ترکیب متغیرهای ذهنی و عینی به مقیاسی جهت سنجش رفاه اجتماعی نائل آمد، درصدد ساخت پرسش نامه‌ای معتبر برای سنجش رفاه ذهنی است. پرسش‌نامه طراحی‌شده او سه جنبه از مفهوم احساس رفاه اجتماعی را مورد سنجش قرار می‌دهد که در جدول (1) به آن اشاره شد. وی پس از تعریف نظری معتبر مدل رفاه ذهنی در دیدگاه های گوناگون نسبت به تعریف عملیاتی آنها اقدام کرده و نهایتا به طراحی سوالات مبادرت می‌کند. 
شاخص‌ها و ابعادی برای سنجش احساس رفاه اجتماعی 
همانطور که در جدول (2) آمده است در عملیاتی‌کردن یا همان سنجش میزان رفاه در واقعیت، چهار بعد «احساس رفاه اجتماعی» که عبارتند از «نیازهای فیزیولوژیک»، «نیازهای روحی و روانی»، «رضایت از زندگی» و «احساسات هیجانی» مورد بررسی قرار گرفته است و برای هرکدام  از این ابعاد با توجه به نظریات و تعاریف گوناگون شاخص‌های مختلفی ارائه شده است. برای اینکه بتوان شاخص‌های مورد نظر را با مصداق‌های واقعی آن در سطح اجتماع مورد سنجش قرار دهیم به ناچار نیازمند معرف‌های مختلفی هستیم که با مشاهده یا اندازه‌گیری آنها یا بهتر بگوییم با طراحی پرسش‌هایی از مردم بتوانیم مقدار عددی هرکدام از ابعاد و شاخص‌ها را به دست آوریم؛ در جدول (2) این معرف‌ها که نتیجتا منجر به ساخت پرسشنامه شده‌اند آمده است.
 با توجه به این معرف‌ها دکتر سام آرام، پرسشنامه‌ای با66 گویه برای سنجش «رفاه اجتماعی» طراحی کرده است. این پرسشنامه به صورت آزمایشی در یک نمونه 51 نفره در شهر ارومیه مورد اجرا قرار گرفت. نتیجه این آزمون آزمایشی پس از حذف 18 گویه که نمی‌توانستند مفید واقع شوند مجموعا پرسش‌نامه‌ای با 48 گویه است که از اعتبار –روایی و اعتماد– پایایی لازم برخوردار است.