printlogo


گفتگوی آتیه‌نو با قربانعلی رمضانی، عضو هیئت‌مدیره کانون عالی کارگران بازنشسته و مستمری‌بگیران تامین‌اجتماعی
باید نگاه ویژه‌ای به بازنشستگان مناطق محروم داشت
«آمارها نشان می‌دهد که در بین بازنشستگان تامین‌اجتماعی 30 درصد فاقد‌مسکن هستند و 60 درصد بازنشستگان هم مستمری حداقلی دریافت می‌کنند.» این‌ها بخشی از سخنان قربانعلی رمضانی، عضو هیات‌مدیره کانون عالی کارگران بازنشسته و مستمری‌بگیران تامین‌اجتماعی و رئیس هیات‌مدیره کانون بازنشستگان تامین‌اجتماعی استان خراسان رضوی است که هرچند اعتقاد دارد دولت یازدهم تلاش کرده بیش از نرخ تورم، مستمری بازنشستگان را افزایش دهد، اما این نکته را هم مطرح می‌کند که این میزان افزایش مستمری هنوز نتوانسته است شکاف چند ده ‌ساله مستمری بازنشستگان و حداقل‌های معیشت را جبران کند. او اعتقاد دارد در شرایطی که مستمری بسیاری از بازنشستگان زیر خط فقر است، باید در دولت دوازدهم تلاش بیشتری شود مستمری پرداختی به بازنشستگان حداقل به همان خط فقر برسد تا بازنشسته‌ها از حداقل امکانات زندگی محروم نمانند. با این فعال تشکل‌های بازنشستگی درباره مشکلات معیشتی بازنشستگان و راهکارهای رفع این مشکلات گفتگو کردیم که در ادامه می‌خوانید.
مریم طالبی

روند افزایش مستمری بازنشستگان در چند سال اخیر را چطور ارزیابی می‌کنید؟ با توجه به اینکه پیش از دولت یازدهم، افزایش مستمری بازنشستگان با میزان تورم تناسبی نداشت، آیا از شروع به کار دولت یازدهم تا به امروز، این تناسب برقرار شده است؟
اگر به عقب برگردیم، خواهیم دید که از ابتدای تشکیل صندوق بازنشستگی تامین‌اجتماعی تا آغاز دولت یازدهم، هیچ زمان میزان تورم و افزایش مستمری بازنشسته‌ها با هم تناسب منطقی نداشته است. تقریبا در هیچ دولتی میزان افزایش مستمری بازنشستگان آنقدر نبوده که تأمین مخارج زندگی و هزینه‌های سلامت آنها را به چالش نکشد. حتی در مقطعی در دوران جنگ، افزایش سالانه مستمری‌ها متوقف شد. به این ترتیب اگرچه دولت یازدهم تلاش کرده است هر سال افزایش میزان مستمری‌ها از نرخ تورم سالانه بیشتر باشد، اما این افزایش‌ها هنوز نتوانسته است شکاف عمیق ایجاد شده میان مستمری‌های پرداختی و هزینه‌های واقعی زندگی بازنشستگان تامین‌اجتماعی را ترمیم کند.
مسئله حداقلی‌بگیران هم مسئله دیگری است که درنتیجه همین نبود تناسب بین تورم و افزایش مستمری بازنشستگان به وجود آمده است. تا سال قبل حداقل مستمری‌ها 812 هزار تومان بود که در سال جدید به حدود یک میلیون تومان رسیده است. نگاه ما نگاهی طلبکارانه نیست و معتقدیم که ما صاحبان و مشترکان اموالی هستیم که باید همه برای بهبود شرایط آن تلاش کنیم. درست است که دولت یازدهم تلاش کرده بیش از نرخ تورم، مستمری بازنشستگان را افزایش دهد، اما مگر این میزان افزایش چقدر می‌تواند آسیب چند ده‌ساله وارد شده به مستمری بازنشستگان را جبران کند؟ متاسفانه در مقاطعی تصمیم‌گیران به جای تقویت صندوق‌های بازنشستگی، با تصویب برخی طرح‌ها و لوایح غیرکارشناسی آسیب فراوانی به منابع تامین‌اجتماعی وارد کردند، به طوری که هم‌اکنون ما بیمه‌شدگان و بازنشستگان به عنوان صاحبان اصلی منابع و امکانات تامین‌اجتماعی، 120 هزار میلیارد تومان به طور مستقیم و بالغ بر 50 هزار میلیارد تومان به طور غیرمستقیم از نهاد دولت طلب داریم. بلوکه کردن اموال ما و پرداخت نشدن تعهدات نهاد دولت، برخلاف قانون است.
با تمام این اوصاف، پیشنهاد شما برای ارتقای کیفیت زندگی بازنشستگان و همین‌طور بهبود وضعیت صندوق‌های بازنشستگی چیست؟
در درجه اول مجلسی‌ها و دولتی‌ها و همه تصمیم‌گیران باید به یک تعریف جامع از نظام تامین‌اجتماعی و اهداف آن برسند و سپس یک قانون بلندمدت و عملی را تصویب کنند و به اجرا درآورند. مثلا نهاد دولت متعهد شود در یک مدت مشخص، بدهی خود را به صندوق تامین‌اجتماعی پرداخت کند. این پیشنهاد به مجلس برده شد اما به جای اینکه دولت را مکلف به این کار کنند، کلمه مکلف را از این ماده حذف کردند. متاسفانه در مواردی به نظر می‌رسد کسانی که قوانین مربوط به سازمان تامین‌اجتماعی را به تصویب می‌رسانند، از وضعیت واقعی زندگی کارگران و بازنشستگان و مشکلات متنوع آنان اطلاع دقیقی ندارند، به همین دلیل است که به‌جرئت می‌گویم تا به امروز هیچ قانونی به تصویب نرسیده که خروجی‌اش کاملا به سود کارگران و بازنشستگان باشد. اینکه به موجب یکی از مصوبات مجلس، کسی با داشتن یک سال سابقه پرداخت بیمه، می‌تواند حق‌بیمه 9 سال دیگرش را پرداخت کند و پس از آن حقوق بازنشستگی دریافت کند، ازجمله همین مصوباتی است که به ضرر صندوق‌های بازنشستگی کشور تمام می‌شود. متاسفانه برخی کارشناسان هم در این زمینه سکوت می‌کنند و عواقب زیانبار چنین تصمیماتی را تذکر نمی‌دهند.
پس معتقدید که میانگین دریافتی یک فرد بازنشسته با توجه به مخارج زندگی روزمره و نرخ تورم، کفاف زندگی‌اش را نمی‌دهد؟
صد درصد. برخی مراجع رسمی این کشور، خط فقر را حدود یک میلیون و 800 هزار تومان اعلام کرده‌اند. ما حتی به حداقل مستمری بازنشستگی معادل همین خط فقر هم برای بازنشستگان راضی هستیم، اما شاهدیم که بسیاری از بازنشستگان کشور بیش از یک میلیون تومان دریافت نمی‌کنند. چنین بازنشسته‌ای چطور می‌تواند از پس هزینه‌های ضروری زندگی و نیز هزینه‌های سلامت خود بر آید؟ آمارها نشان می‌دهد که ما در بین بازنشستگان 30 درصد بی‌مسکن و 60 درصد حداقلی‌بگیر داریم. اغلب این افراد ناچارند همچنان در دوران بازنشستگی کار کنند تا بتوانند مایحتاج روزمره خود را تامین کنند، البته اگر ازکارافتاده نباشند.
به 30 درصد بازنشسته بی‌مسکن اشاره کردید. آیا پیشنهادی برای رفع مشکل این افراد می‌شناسید؟
طرحی که طی آن با دریافت مبلغی متناسب با وسع بازنشستگان بی‌مسکن، خانه‌ای برای آنها ساخته شود، می‌تواند شرایطی را برای فرد بازنشسته فراهم کند که به جای پرداخت کرایه، همان مبلغ را به‌عنوان قسط خرید خانه خودش پرداخت کند. البته برای اجرا کردن این طرح، نقاط ضعف مسکن مهر را باید در نظر گرفت و از آن دوری کرد. این کار نیاز به اعتبارات قابل‌توجه دارد که البته اگر رفاه بازنشستگان در اولویت قرار گیرد، معتقدم اجرای آن کار سختی نیست.
در این شرایط، برخی می‌گویند با هدف ایجاد اشتغال، سن بازنشستگی را به 20 سال برسانیم و عده‌ای دیگر معتقدند برای افزایش رفاه زندگی مردم، 35 سال برای بازنشستگی مناسب‌تر است، اما شرایط اقتصادی بازنشستگان به شکلی است که بررسی این مسئله واقعا در اولویت قرار ندارد.
از طرح تحول نظام سلامت بگویید. آیا بازنشستگان تامین‌اجتماعی از مزایای طرح تحول سلامت منتفع شدند؟
طرح تحول نظام سلامت برای بازنشستگان تامین‌اجتماعی منافع جدی و ملموسی نداشته است و حتی در برخی موارد، شاهد تحمیل هزینه‌های اجرای این طرح ارزشمند ملی به منابع متعلق به بیمه‌شدگان و مستمری‌بگیران تامین‌اجتماعی بودیم که منطقی به نظر نمی‌رسد. اینکه برای رفع مشکلات اعتباری وزارت بهداشت و درمان، به اموال متعلق به قشر خاصی از مردم چشم دوخته شود، کار خطایی است. نگاه تصمیم‌گیران ما در تصویب قوانین این‌چنینی تنها به تهران است نه کل کشور. درواقع مناطق محروم و روستاهایی که برای دسترسی به مراکز درمانی و بیمارستانی دولتی مجبورند 400 کیلومتر مسافت را طی کنند نادیده گرفته شده‌اند. شما اگر در هر نقطه از تهران باشید، نهایتا می‌توانید یک‌ساعته به مدرن‌ترین بیمارستان دولتی برسید. در حالی که فرد بازنشسته‌ای که در منطقه‌ای محروم زندگی می‌کند و چند صد کیلومتر تا یک بیمارستان دولتی فاصله دارد، طرح تحول سلامت به درد چنین فرد بازنشسته‌ای نمی‌خورد. جدای از آن، حرف ما این است که اگر هم قرار است خدمتی در طرح تحول سلامت به مردم ارائه شود، این خدمت نباید با اتکا به جیب بیمه‌شده‌ها و بازنشسته‌ها باشد، بلکه باید طراح و مجری طرح تحول سلامت به فکر منابع قانونی و پایدار این طرح باشد و هزینه‌های اجرای این طرح را به دوش یک گروه یا نهاد دیگر تحمیل نکند.
پس شما معتقدید ابتدا باید نگاه جامعی به‌کل کشور داشت و پس از درک تفاوتی که بین مناطق مختلف کشور وجود دارد و نیازهای بازنشستگان در نقاط مختلف کشور، مصوبات به اجرا درآیند؟
یقینا همین‌طور است. در نظر بگیرید یک بیمه‌شده در تهران 7 درصد حق‌بیمه پرداخت می‌کند و یک‌ساعته به یک مرکز مجهز درمانی می‌رسد و بیمه‌شده دیگری دیگری در یک منطقه محروم استان خراسان هم 7 درصد حق‌بیمه پرداخت می‌کند، اما باید چندصد کیلومتر مسیر را طی کند تا به یک بیمارستان برسد. تقریبا هیچ بازنشسته‌ای را نداریم که بیمار نباشد، بنابراین داشتن برنامه‌ای جامع برای مسائل درمانی بازنشستگان نیاز اصلی آنهاست.
به نظرتان چطور می‌شود چالش‌های پیش روی صندوق‌های بازنشستگی از جمله سازمان تامین‌اجتماعی را کاهش داد؟
وقتی به صحبت مجلسی‌ها، دولتی‌ها و سازمانی‌ها درباره بازنشستگان گوش می‌دهیم، متاسفانه برخی از معلول‌ها سخن می‌گویند نه از علت‌ها. کمتر کسی به این مسئله می‌پردازد که به چه علت گرفتار این چالش‌ها شده‌ایم؟ آنچه یک بازنشسته انتظار دارد دریافت امکانات رفاهی مناسب و برخورداری از خدماتی است که به خاطر آنها 30 سال کار کرده و پول پرداخت کرده است. اگر در تدوین برنامه‌ها خود را جای بازنشستگان همه مناطق ایران بگذاریم و تصمیم بگیریم، شاید بهبودی حاصل شود. البته نباید همه وظایف را بر گردن نهاد دولت انداخت. معتقدم دولت یازدهم تمام تلاش خود را کرده تا به سود بازنشستگان گام بردارد، اما وضعیت به حدی برای بازنشستگان نامناسب شده که این تلاش‌ها چندان به چشم نمی‌آید.