طرح افطار تا سحر سینماها آنقدر باب شده که دیگر حرفش را هم نمیزنیم. شبیه به یک اتفاق معمول و همیشگی از آن صحبت میکنیم، بیآنکه یادمان باشد تا همین سال گذشته، میان سازمان سینمایی و نیروی انتظامی چه دعواها که اتفاق نمیافتاد و برای رسیدن مجوزهای لازم چه دردسرهایی که پیش نمیآمد. حتی سه سال پیش بود که مجوزهای لازم آنقدر طول کشید که چند روز پس از آغاز ماه رمضان، این طرح به مرحله اجرا درآمد و سینماها مدام از آمادگی خود برای اجرای این طرح صحبت میکردند. فرصتی برای علاقهمندان به سینما که از شببیداریهای این شبها استفاده کنند و بهجای نشستن در خانه، گشتی در خیابان بزنند و پیش از رسیدن به سحر و اذان صبح، به خانه بازگردند و سحری بخورند و روز از نو و روزی از نو. هرچند که این طرح در روزهای پایانی هفته، طرفداران بیشتری دارد و فرصت بهتری برای شاغلین فراهم میآورد اما در روزهای میانی هفته نیز کسانی پیدا میشوند که برای ساعتهای دیرتر بلیت تهیه کنند و بسیار دیرتر از زمان همیشگی به سینما بروند. به همین خاطر است که این روزها، با اضافه شدن یک هفته به اکران تمام فیلمهای روی اکران، صدای کارگردانها و تهیهکنندگان درآمد که فرصت خوش را از دست میدهند و روی نوبت نمایش فیلمهایشان در این دوره حساب کردهاند. دورهای که فیلمها بیشتر دیده میشوند و مردم علاقه بیشتری برای ورود به سینماها نشان میدهند. البته که تا سال گذشته، فیلمهای کمدی روی پرده، بیشتر مورد توجه قرار میگرفتند و امسال با اکرانی که از چهارشنبه هفته گذشته آغاز شد، سینماها رنگ دغدغه اجتماعی به خود گرفتند که تجربهای متفاوت در این زمینه است. تا آنجا که به جز «نهنگ عنبر2»، با فروش میلیاردی و خیرهکنندهاش، کمتر فیلم جذاب کمدی در حال اکران وجود دارد. پس از تغییر اکران نیز در بر همین پاشنه میچرخد. فیلمهایی اجتماعی از پرده پایین میآیند و فیلمهایی دیگر جایگزین آنها میشود.
با این وجود تمام فیلمهای اکران بهطرز عجیب و غریبی خوب هستند. یعنی دغدغه مخاطب هرچه که باشد، میتواند اثر و نشانی از دغدغههایش را روی پرده سینماها پیدا کند و میتواند خودش را به دست رویا و جادوی اجتماع بسپارد و ساعتهایی متفاوت را بگذراند. اما اجازه بدهید به جای حرف زدن از فیلمها، ازتجربهای صحبت کنیم که طرح افطار تا سحر در اختیار شما میگذارد. جذابیت رسیدن به امنیت در دل شب، هیجان تماشای مردم که تا دیرترین ساعت ممکن در شهر تردد میکنند و شلوغی خیابانها که باعث میشود تا لبخندی روی لبهایمان بنشیند. همانطور که کافههای شهر تا سحر باز هستند، همانطور که رستورانها تا سحر در حال پذیرایی از مشتریهایشان هستند و همانطور که زندگی در شبهای شهر در جریان است.
اینجاست که میتوانیم به شما پیشنهاد بدهیم ولو شده یک شب، در این هیاهوی جذاب و هیجانانگیز زندگی کنید. به سینما بروید، به خیابانها نگاه کنید و به مردمی که میخواهند از این فرصت استفاده کنند و اجازه بدهید تا ستارهها راه را برای شما مشخص کنند. برای چنین تفریحی نیاز است تا برای هر نفر نزدیک به 20 هزار تومان کنار بگذارید. بهتر است مسیرهایی را انتخاب کنید که اتوبوسها و تاکسیها رفت و آمد بیشتری دارند و بهتر است خودتان را برای شبگردی و البته پیادهرویهای طولانی آماده کنید. با این وجود به تجربهاش میارزد. به تجربه بیرون آمدن از سالن سینما در ساعت 2 صبح و بلکه هم دیرتر. به تجربه زندگی در ساعتهایی که کمتر پیش میآید، آنها را در بیداری تجربه کنید. فقط حواستان را جمع کنید که پیش از هر برنامهای، برای سحری خوردن فکری کرده باشید. وگرنه که ای دل غافل، شما میمانید و فرصت ازدسترفته سحری و سختی کشیدن در روز بعد. درست است که تجربه خوب است و فیلم دیدن در نیمههای شب جذاب، اما نه آنقدر که فردایش از پا دربیایید.