اگر برجام نبود سود شستا صفر میشد!
او را پیش از این بهعنوان نماینده چند دوره مجلس میشناختند و سالها رئیس کمیسیون صنایع و معادن مجلس بود. سیدرضا نوروززاده در خرداد ١٣٩٣ و در ابتدای دولت یازدهم با حکم محمدرضا نعمتزاده به ایدرو رفت، اما یکسال و نیم بعد، با سازمان گسترش و نوسازی خداحافظی کرد و بهعنوان مشاور وزیر صنعت، معدن و تجارت منصوب شد. اما دوم تیر ١٣٩٥ مدیرعامل شرکت شستا شد؛ شرکتی که در دوره قبل با بحران اقتصادی و مدیریتی روبهرو شد. اما حالا به اعتقاد نوروززاده، شرایط تغییر کرده است. وی یکی از چالشهای کنونی شستا را نیروی انسانی مازاد میداند ولی اعتقاد دارد که کارآفرینی بهجای اخراج نیروی کار باید در دستور کار قرار بگیرد. به گفته مدیرعامل شستا، هماکنون مجموعه شستا سودده شده و بخشی از این موضوع را دستآورد برجام میداند. آنچه در ادامه میخوانید، بخشهایی از مشروح گفتوگوی روزنامه «اعتماد» با سیدرضا نوروززاده است.
متاسفانه در دولتهای نهم و دهم و در زمان مدیریت سعید مرتضوی بر سازمان تامین اجتماعی، همه بنگاهها با مازاد نیروی انسانی مواجه شدند. البته اگر سرمایهگذاری میشد و نیرو جذب میشد، هیچ مشکلی وجود نداشت، ولی سرمایهگذاری نشد و نیرو جذب شد؛ بهطوری که میتوانیم بگوییم حدود ٣٠ درصد نیروی انسانی ما (حدودا ٦٥ هزار نفر) مازاد است. قاعدتا این ٣٠ درصد نیروی مازاد را هم به این راحتیها نمیشود تعدیل کرد.کارگری که سر کار آمده، گناهی ندارد. امروز من این کارگر را نمیتوانم اخراج کنم و نه اعتقادی به انجامش دارم. ما دنبال این هستیم که بتوانیم در این کارخانهها افزایش سرمایه داشته باشیم و فضا را از طریق مذاکره با بانکها و اصلاح ساختاری واحدهای تولیدی بهگونهای تغییر دهیم که هم کارگر به آینده امیدوار شود و هم بازدهی بالاتر رود. نقدهایی در مورد اینکه اساس شکلگیری شستا، سرمایهگذاری بوده، ولی به نوعی امروز هلدینگداری میکند جسته و گریخته در رسانهها گفته میشود اما لازم است در اینباره توضیح دهم. کار سازمان تامین اجتماعی این است که حقوق مستمریبگیران را پرداخت کند. مستمریبگیران، کارگران دیروزی هستند که امروز بازنشسته شدهاند. پولهایی که ٣٠ سال پیش بهتدریج به سازمان تامین اجتماعی داده شده، چون نرخ تورم در ایران بالاست، تامین اجتماعی باید ارزش پول کارگر را حفظ میکرد تا امروز آن حقوقهای 4 هزار تومانی را بتواند به قیمت روز بدهد. در دنیا از این پول سرمایهگذاری میکنند. سرمایهگذاریها بستگی دارد به مزیتی که در آن کشور وجود دارد. اگر در یک کشور بازار سرمایه مزیت باشد، این پولها را در خرید و فروش سهام هزینه میکنند. ولی در برخی از کشورها سرمایهگذاری مزیت است. حتی بعضا میشود در هر دو بخش ورود پیدا کرد. پس هدف اصلی حفظ ارزش پول است تا در آینده بتوان حقوق بازنشستگان را پرداخت. تامین اجتماعی این پولها را در گذشته در احداث کارخانهها سرمایهگذاری کرد، اما در طول هشت سال دولتهای نهم و دهم اتفاق دیگری افتاد. پیش از آن، دولت به تامین اجتماعی کمتر از 4 هزار میلیارد تومان بدهکار بود، ولی در پایان دولت دهم این رقم به ١٠٠ هزار میلیارد تومان رسید. از سوی دیگر، تکالیفی برای سازمان تامین اجتماعی ایجاد شد؛ مانند بازنشستگی پیش از موعد، بیمه کردن رانندگان، قالیبافان و... در واقع هر تکلیفی که روی دوش سازمان تامین اجتماعی گذاشته میشود، باید هزینههایش را بپردازد، اما این اتفاق نیفتاد. به این شکل دولت به تامین اجتماعی بدهکار شده است و برای اینکه بدهی خود را بپردازد، در زمان اجرای اصل ٤٤ قانون اساسی، کارخانهها به تامین اجتماعی واگذار شد. به این ترتیب، دست به رد دیون زدند، یعنی کارخانهها را بدون بازسازی رد دیون کردند. اما از این حرفها گذشته، به هر حال تا به اینجا رسیدهایم که در حال حاضر شستا سودده است و ٢٠ درصد بازگشت سرمایه دارد و میزان سرمایهاش اگر براساس تابلوی بورس حساب کنیم، حدود ٣٠ هزار میلیارد تومان است. در این خصوص فکر میکنم برجام در حوزه فعالیتی ما بسیار اثرگذار واقع شد. مثلا یک پروژه ما، ستاره خلیجفارس است. در این پروژه حدود ٤ میلیارد دلار سرمایهگذاری شده و ٨، ٩ سال است که انجام میشود. در حالی که قرار بود سه ساله تمام شود. اما بهدلیل تحریمها، پیمانکاران خارجی کار پروژه را رها کردند و رفتند. بنابراین ناگزیر شدیم کار را به پیمانکاران داخلی بدهیم که اینها با واسطه کالا را با قیمتهای گران خریداری کردند و همچنین از کالاهای دست دوم استفاده میشد. در همین مدت بعد از برجام، شاید بهاندازه پنج سال گذشته کار شده است. اگر برجام اتفاق نمیافتاد سقوط قیمت و تولید ادامه پیدا میکرد. یعنی ما که الان باید ٦ هزار میلیارد تومان سود میداشتیم و الان به 3 هزار میلیارد تومان کاهش یافته، اگر شرایط گذشته ادامه پیدا میکرد، سود ما صفر میشد.. در حال حاضر امید در سرمایهگذاری ایجاد شده است. امروز بخش خصوصی در نیروگاهها سرمایهگذاری میکند. در حالی که قبلا فقط دولت کار را انجام میداد. فضای ایجادشده، باعث حل مشکلات در زمان کوتاهی شد. و کلام آخر؛ ما دنبال این هستیم که در شستا دو نقش را در جامعه و دولت ایفا کنیم، اول در حفظ ارزش داراییهای خود تلاش کنیم که پاسخگوی بالادست خودمان که سازمان تامین اجتماعی است، باشیم. دوم اینکه نقش توسعهای در کشور ایفا کنیم. امروز سازمانهای توسعهای بهدلیل خصوصیسازی، امکان سرمایهگذاری ندارند. اما شستا میتواند سرمایهگذاری کند. شستا با سرمایهگذاری میتواند هم پاسخگوی بخشی از اشتغال کشور باشد و هم اینکه سرمایهاش ارزشافزوده پیدا میکند.