printlogo


یادداشت
ترازوی انصاف و آینده تامین‌اجتماعی
سید ابراهیم سیدی - عضو کانون همکاران بازنشسته سازمان تامین‌اجتماعی

حدود 4 دهه پس از شکل‌گیری سازمان تامین‌اجتماعی به معنای واقعی آن، امروزه شاهد تلاش‌های بیشتری در این نهاد اجتماعی و اقتصادی جهت برقراری تعادل میان منابع و مصارف هستیم. در گذشته که تعداد بیمه‌پردازان و منابع دریافتی زیاد بود و تعداد مستمری‌بگیران هم به این اندازه نبود، نگرانی از بابت وضعیت منابع و مصارف چندان محلی از اعراب نداشت و یا حداقل کمتر به چشم می‌آمد. اما امروزه، برهم خوردن تعادل منابع و مصارف، توفیق سازمان تامین‌اجتماعی در انجام وظایف بیمه‌ای و درمانی را تحت تاثیر قرار می‌دهد و از همین جهت، مدیریت مؤلفه‌های مختلف اثرگذار به صورت همزمان لازم است. در وهله اول سازمان تامین‌اجتماعی ‌باید خط‌مشی‌ها را در قالب برنامه تعریف و به پیش برد. در گام دوم از منابع خود صیانت به عمل آورده و در سومین اقدام نیز به تعامل‌های دورن و برون‌سازمانی توجه ویژه‌ای داشته باشد. اگر گرفتاری‌های سازمان تامین‌اجتماعی را در سال‌های گذشته بررسی کنیم، درمی‌یابیم که کمتر توانسته‌ایم همزمان جملگی این اقدامات و سیاست‌ها را به کار گیریم و از همین رو وضع خطیر منابع و مصارف سازمان تامین‌اجتماعی روز به روز بغرنج‌تر می‌شود. خسارات ناشی از اصلاح برخی قوانین و مقررات در محافل تصمیم‌گیری و قانون‌گذاری از دلایلی هستند که سازمان تامین‌اجتماعی را در انجام وظیفه‌های خود در قبال بیمه‌شدگان و مستمری‌بگیران با مشکل مواجه کرده که البته ماحصل دیگر آن، پیشی‌گرفتن منابع به مصارف است که به دغدغه‌ای روزافزون بدل شده است؛ به‌گونه‌ای که در مقطع کنونی، بیشترین کوشش‌های مدیریت فعلی سازمان تامین‌اجتماعی هم به همین حوزه معطوف شده است. مضاف بر اینکه در یکی دو سال گذشته تحرکاتی جدی برای ادغام ساختاری سازمان تامین‌اجتماعی صورت گرفته است که به نوبه خود مایه نگرانی و دغدغه خاطر مدیران این نهاد شده است. مطابق قانون، سازمان‌ تامین‌اجتماعی نهادی عمومی و غیردولتی است. بنابراین هرگونه دست‌اندازی به منابع این سازمان راهی منطقی پیش‌پای تصمیم‌گیرندگان برای حل مشکلات نظام سلامت نیست، بلکه عملا بخش درمان سازمان تامین‌اجتماعی را هم فلج می‌کند. کارگران و بازنشستگان بارها به مقام‌های عالی کشور نامه‌نگاری‌هایی داشته‌اند و در خصوص پیامدهای چنین رفتارهایی ابراز نگرانی کرده‌اند و معتقدند این گونه رفتارها در تضاد با تلاش‌هایی است که در سازمان تامین‌اجتماعی برای عرضه بهینه و اصولی خدمات بیمه‌ای و درمانی صورت می‌گیرد. کما اینکه در چهار سال گذشته عزم مدیران و همکاران سازمانی بر این بوده که بهترین خدمات را به متناسب با رشد و پیشرفت‌های فناورانه در قالب برنامه‌ریزی‌های هدفمند به جامعه هدف خود عرضه کنند و شکافی که طی دو سه دهه در زمینه برنامه‌ریزی منسجم و حرکت بر اساس آن، به وجود آمده بود را پر کند. رویه امروز مدیران تامین اجتماعی شرایط را دگرگون کرده، ذی‌نفعان امیدوار به آینده درخشان‌تری هستند و اگر کمی انصاف به خرج دهیم، ضمن اینکه رضایت‌مندی به بالاترین سطح خود در قیاس با گذشته رسیده، منافع سازمانی نیز به بهترین نحو ممکن تامین می‌شود. بر این امید می‌مانیم.