به دلیل وجود تعداد زیاد ملوانانی که در جنوب کشور و بهویژه در استان بوشهر فعالیت میکنند موضوع بیمه آنها به یک دغدغه جدی کارگری در این منطقه تبدیل شده است. موضوعی که بهجرئت اگر نگوییم مهمترین مسئله کارگری استان بوشهر است باید بگوییم یکی از دو موضوع مهم این قشر زحمتکش است. در طول سالهای مختلف راهکارهای مختلفی برای حل این مشکل کارگری ارائه شده اما تاکنون به نتیجه نرسیده است. دلیل آن هم بیشتر ماهیت این حرفه و بیانصافی کارفرمایان عنوان شده، اما اینکه جامعه ملوانان جنوب از این حق طبیعی خود به هر دلیلی تاکنون محروم ماندهاند با هیچ دلیلی قابلقبول و پذیرفتنی نیست. سازمان تأمیناجتماعی یکبار برای همیشه باید برای رفع این دغدغه پا به میدان بگذارد و با همفکری و همدلی ملوانان و لنجداران، بیمه آنها را بهسامان برساند. معمولا اینگونه بیان میشود که به دلیل اینکه در طول سال ملوانان با لنجهای مختلفی به سفر میروند تعدد کارفرماها امکان ردگیری بیمه ملوانان را سخت میکند. اما قانون تامیناجتماعی تصریح کرده که اگر کارگری حتی یک ساعت برای کارفرما کار کند باید حقبیمه او پرداخت شود. از طرفی کارفرماها در این شغل همان لنجداران هستند که خود در کنار ملوانان به سفرهای دریایی میروند و با سختیها و مشقات این حرفه آشنا هستند و اگر تعامل بهتر و نزدیکتری با آنها از سوی تامیناجتماعی صورت بگیرد بعید است آنها بخواهند از زیر بار بیمه کردن همسفران دریایی خود شانه خالی کنند.
اما نکته مهمتر این است که ملوانان مانند کارگران کارگاهها نیستند که روزانه سر کار بروند. یک ملوان در سال حداکثر 7 سفر دریایی به کشورهای حاشیه خلیجفارس دارد و در فواصل این سفرها یا بیکار است یا به کارهای جزئی مرتبط با لنج میپردازد. این فواصل تبدیل به بهانهای شده که بیمه آنها مورد تهدید جدی قرار بگیرد. شاید بتوان با همفکری سه ضلع این ماجرا یعنی ملوانان و لنجداران و تامیناجتماعی و همچنین با حمایت دولت بیمه این قشر را دائمی کرد. نباید از یاد برد که ماهیت این حرفه و سختیها و سنگینی کار ملوانان بهگونهای است که وقفههای بین سفرهای دریایی بخشی از این حرفه است و امکان ندارد بدون چنین وقفههایی فرد بتواند بیش از دو سال در این حرفه دوام بیاورد. بسیاری از کارکنان و مهندسان شرکت نفت که روی سکوهای نفتی در دریا مشغول به کارند سیستم کاریشان بهگونهای است که به ازای هریک ماه که کار میکنند، یک ماه مرخصی دارند. آن هم با حقوق و مزایای بسیار بالا که البته کاملا حق آنهاست. این مقایسه را مطرح میکنم تا بگویم شغلهای دریایی تا چه اندازه کمرشکن و طاقتفرسا هستند و در سیستم شرکت نفت با تعریف بازههای زمانی طولانیمدت استراحت به ریکاوری شاغلان در این جغرافیا کمک میکند بدون اینکه بیمه یا مزایای آنها قطع شود.
ملوانان و ناخداهایی که روی لنجهای باری و تجاری کار میکنند در چنین شرایطی خیلی زود ازکارافتاده و یا درگیر بیماریهای مختلفی چون آرتروز و ساییدگی زانو و کمردرد و بیماریهای پوستی میشوند. بدون اینکه کوچکترین حمایت صنفی، بیمهای یا درمانی از آنها شود. کافی است به چهره یک ملوان 40 ساله که ده سال است ملوانی میکند نگاه کنید؛ چهره یک پیرمرد شصتساله را میبینید. با اولین بیماری مفصلی که به سراغ این شخص بیاید (که در بین ملوانان بسیار شایع است) او نهتنها شغل و ممر درآمدش را از دست میدهد بلکه هزینههای درمانی کمرشکنی هم به او تحمیل میشود. بارها شنیدهایم که تامیناجتماعی کارفرماهایی که فرار بیمهای کردهاند را جریمه کرده اما یکبار هم نشده که کارگرانی که در لیست بیمه آن کارفرما جایی نداشتهاند از این جرائم حداقل در بحثهای درمانی خود نفعی ببرند. این موضوع بهشدت جامعه کارگری کشور بهویژه ملوانان را رنج میدهد. نباید فراموش کرد که اقتصاد بنادری چون بوشهر، گناوه، کنگان و رونق تجاری که این شهرها دارند مدیون رفتوآمد و سفرهای دریایی است که پیادهنظام آنها ملوانان هستند، دور از انصاف است که آنها سهمشان از این رونق و تجارت تنها بدنهای فرسوده و آتیه بدون بیمه باشد.
مسئول خانه کارگر بوشهر