استان قزوین، یک استان کارگری است و 60 درصد از جمعیت استان، تحت پوشش سازمان تأمیناجتماعی هستند. با توجه به این مختصات و اینکه نگاه به استان قزوین باید نگاه ویژهای باشد و با در نظر گرفتن شاخصهای کشوری و جمعیتی، در زمینه تأمین خدمات سلامت در بسیاری از زمینهها مشکلاتی وجود دارد؛ هم در زمینه نیروی انسانی و هم در زمینه تجهیزات بیمارستانی، بهرغم تلاشهای صورت گرفته و خدماتی که ارائه میشود، همچنان کاستیهایی وجود دارد و نیاز است سازمان تأمیناجتماعی در طرحهای توسعهای، ورود بیشتری داشته باشد و نیازهای بیمهشدگان و مستمریبگیران استان را بیشتر در نظر گیرد.
همواره چالشهایی میان سازمانهای بیمهگر و بخش خصوصی ارائهدهنده خدمات سلامت وجود داشته است، اما در دوره فعلی به دلیل ظرفیتهایی که ایجاد شد، این چالشها کاهش چشمگیری داشتند که جای امیدواری دارد. گلهمندی اکثر فعالان بخش خصوصی حوزه سلامت، ناشی از کسوراتی است که گاهی در مطالبات آنها از تأمیناجتماعی اعمال میشد. البته این کسورات در دوره فعلی کمتر شد و به مسئله کسورات، به شکل قانونمندتری نگاه شد که رضایتمندی فعالان و ارائهدهندگان خدمات درمانی در بخش خصوصی و سازمان تأمیناجتماعی را در پی داشت. در مجموع میتوان گفت مدیریت درمان تأمیناجتماعی استان قزوین، تعامل مناسبی با مراکز خصوصی و دانشگاهی تأمین و ارائهکننده خدمات سلامت در این استان دارد و نارضایتی خاصی از عملکرد این مدیریت در استان قزوین وجود ندارد؛ هرچند امیدواریم این رویکرد تعاملی مدیریت سازمان تأمیناجتماعی در عرصه درمان ادامه یابد. با اجرای طرح تحول نظام سلامت، عدالت در سلامت و دسترسی مردم به خدمات بهداشتی و پزشکی، بهبود یافته است اما واقعیت آن است که اجرای این طرح، برای ارائهدهندگان خدمات سلامت در بخش خصوصی چندان مناسب نبوده است، چراکه مثلاً در زمینه ضریب اشغال تخت بیمارستانی، با اجرای این طرح و استقبال بیشتر مردم از خدمات بخش دولتی نظام سلامت، این ضریب که در بیمارستانهای بخش خصوصی قبلاً 60 درصد بود، به 45 درصد کاهش یافت.در مجموع میتوان گفت اجرای طرح تحول سلامت به افزایش رفاه اجتماعی مردم در حوزه سلامت منجر شده است، اما از دغدغههای ناشی از این طرح میتوان به بیتوجهی آن به حوزه خصوصی تأمین و ارائه خدمات سلامت و نیز ناپایداری منابع پیشبینی شده اشاره کرد.