آدورا نوشتن را از چهارسالگی شروع کرد و از آن زمان همچنان به این کار ادامه میدهد. در ششسالگی پس از اینکه مادرش به او یک رایانه داد، شروع کرد به نوشتن و انباشتن مجموعهای از صدها داستان کوتاه با صدها هزار کلمه. او در عین حال میتوانست با سرعت ۷۰ کلمه در دقیقه تایپ کند.
در هفتسالگی آدورا به رویای خود برای تبدیل شدن به نویسندهای دارای اثر چاپشده رسید؛ کتاب او به نام «انگشتان پرنده» منتشر شد. این کتاب شامل داستانهای کوتاه آدورا است و تعدادی از نکتههای آموزشی وی برای نوشتن و تایپ کردن در راهنماییهای مادرش. آدورا در یازدهسالگی دومین کتاب خود را به چاپ رساند که «انگشتان رقصان» نام داشت. خواهر بزرگترش به نام آدریان به او در نوشتن این کتاب کمک کرد.
به طور مشخص به خاطر سنوسالت با چه مشکلاتی مواجه شدی؟ سنوسال تو چه کمکی به موفقیتت کرد؟
مردم اغلب به خاطر سنوسالت درها را میبندند و درباره تو براساس سنت، اینکه چقدر کوتاهقد هستی، یا اینکه چگونه صحبت میکنی قضاوت میکنند. این چیزی است که امیدوارم تغییر کند. وقتی مردم به من نگاه میکنند فکر میکنند که «اوه، یک بچه کوچک که در کنار مادرش راه میرود و حرف میزند.» در این حالت توقع اندکی وجود دارد، اما والدین من به خواهرم و من بهعنوان افراد ویژهای که قادر به انجام کارهای بزرگ هستند نگاه میکنند، در حالی که دیگران من را فقط یک بچه میبینند. اما وقتی دوازدهساله میشوی و کتابی منتشر میکنی مردم فکر کنند: «این خیلی اثرگذار است.» این چیزی نیست که من بخواهم بزرگش کنم، چراکه من در حال رشد هستم. بنابراین امیدوارم هرچه انجام میدهم را به نحو ویژهای انجام دهم که در تضاد با این است که من آدم ویژهای هستم چون دوازدهسالم است. سنوسال من علاوه بر این کمک کرده که قادر به برقراری ارتباط با کودکانی باشم که ممکن است سخنرانان بزرگسال موفق به انجام آن نشوند. بهعنوان یک آموزگار میتوانم بگویم که «این چیزی است که نسل من فکر میکند.» داشتن چنین بیانی و توانایی صحبت کردن در مورد آن با همسالان دوازدهساله.
فکر میکنی کارآفرینی چگونه دنیا را تغییر میدهد؟
همه در مورد بیل گیتس و بنیاد او میدانند. اما افراد جوان قادر بودهاند کارهایی شگفتانگیز انجام دهند، درست مانند «بنیاد ایستگاه لیموناد آلکس». آلکس اسکات کودک چهارسالهای بود که سرطان داشت. او ایستگاه لیموناد را ایجاد کرد که هزاران دلار برای تحقیق در مورد سرطان جمعآوری کرد. کمک به برخی مسائل همان چیزی است که بعضی افراد میتوانند با کسبوکارهایشان انجام دهند. وقتی من در حال فروش «انگشتان پرنده» در ویتنام بودم، توانستم مبلغ ۳۰ هزار دلار برای مدارس کمک جمعآوری کنم. این مبلغ از هدایای حامیان از طریق حراج کتاب فراهم شد. اگر شرکت خود را پشتیبان چنین چیزی کنید حتما قادر به انجام کارهای شگفتانگیزی خواهید شد. هر کسی میتواند دنیا را تغییر دهد. وقتی در مورد عبارت «تغییر دنیا» فکر میکنیم، روسای جمهور، رهبران جهانی، و رهبران مذهبی به ذهن میآیند، اما لازم نیست گروهی از افراد بزرگسال درگیر این کار باشند. در هر سنی که هستید این توانایی را دارید. میتوانید با سرمایهگذاری روی چیزی یا اشاعه نظرات خود دنیا را تغییر دهید. کمیتهای وجود ندارد که بگوید: «این نوع آدمها میتوانند دنیا را تغییر دهند و تو نمیتوانی.» اولین قدم درک این نکته است که همه کس میتوانند این کار را بکنند. قدم بعدی این است که بفهمیم چگونه باید این کار را انجام دهیم.
نکته دیگری برای گفتن داری؟
مهم است که بچهها بدانند «قادر به انجام این کار هستند و توان انجام آن را دارند.» برای کارآفرینی و تغییر دادن دنیا به تنها چیزی که نیاز دارید یک مغز فعال است نه چیز دیگر.
منبع: http: //juniorbiz. com