printlogo


یادداشت
افزایش براساس یک فرمول معقول
محمد اسدی

 
 
 
 
 در موضوع افزایش مستمری بازنشستگان و مستمری‌بگیران از تامین‌اجتماعی دو نکته وجود دارد. از یک‌سو باید به اوضاع نه‌چندان مساعد دولت و سازمان تامین‌اجتماعی نگاه کرد که حال و روز خوشی از نظر منابع و مصارف ندارد. بحث دوم تاثیر این افزایش بر زندگی مستمری‌بگیران است. دولت از چند ماه پیش اعلام کرد که حقوق بازنشستگان حداقل‌بگیر در صندوق‌ها و ازجمله تامین‌اجتماعی را تا 20 درصد افزایش می‌دهد و همین موضوع انتظاراتی را در میان بازنشستگان تامین‌اجتماعی ایجاد کرد. اما این میزان افزایش تنها برای بازنشستگان دولتی رخ داد و حقوق پایه این اقشار به بیش از یک میلیون تومان رسید اما در تامین‌اجتماعی سرجمع دریافتی مستمری‌بگیران با احتساب کمک‌هزینه‌های جانبی حداقل 900 هزار تومان تعیین‌ شده است. با وجود اینکه مستمری‌بگیران تامین‌اجتماعی از میزان افزایش‌ها ناراضی نیستند، اما با توجه به اختلاف سطح بیش از 200 هزار تومانی میان دو گروه بازنشستگان دولتی و تامین‌اجتماعی، این گمان تقویت می‌شود که نوعی رویکرد دوگانه در قبال بازنشستگان اعمال شده است و از این منظر شاید بتوان انتقاداتی را از ابعاد اقتصادی و اجتماعی وارد دانست. ضمن اینکه از محدودیت‌های نهاد دولت و سازمان تامین‌اجتماعی آگاهی داریم اما این را هم می‌دانیم که با 900 هزار تومان نمی‌توان زندگی را اداره کرد. در چنین بحث‌هایی عموما شرایط و مقتضیات معیشتی و اقتصادی بازنشستگان مدنظر قرار می‌گیرد اما اگر بخواهیم از زاویه دید بیمه‌ای و عدالت مبتنی بر آن، به موضوع افزایش‌ها نگاه کنیم، قطعا افزایش 14 درصدی مستمری‌ها برای کلیه سطوح بهترین فرمولی است که سازمان تامین‌اجتماعی بر اساس مصوبه شورای عالی کار پیشنهاد داده و آن را به تصویب رسانده است. در رویکرد بیمه‌ای و عدالت‌محور، افزایش‌های پلکانی عواقبی در پی دارد. در گذشته به دلایل مختلف افزایش پلکانی در مورد بازنشستگان حداقل‌بگیر تامین‌اجتماعی اعمال می‌شد اما این افزایش برای سایر سطوح پیاده نمی‌شد. درنتیجه کسانی که سقف حق‌بیمه را پرداخت کرده بودند به ‌مرور زمان به حداقل‌بگیرها نزدیک شدند. همین عامل باعث شد طی سال‌ها فاصله میان سطوح کاهش یابد که این موضوع هم از منظر عدالت بیمه‌ای و هم از منظر حمایت اجتماعی قابل نقد است. با رویکرد افزایش پلکانی تنها جمعیت تحت پوشش ما به حداقل‌بگیر نزدیک می‌شوند و این اتفاقی است که هم‌اکنون نیز در صندوق بازنشستگی کشوری در حال رخ دادن است. عدالت بیمه‌ای هیچ حرف ناگفته‌ای را باقی نمی‌گذارد اما موضوع این است که تفاوت‌ها میان حداقل تامین‌اجتماعی و حداقل بازنشستگان دولتی فاحش است. این استدلال درست است که صندوق بازنشستگی دولتی متکی به درآمدهای عمومی کشور است اما نباید از یاد ببریم که دولت، دولت همه است و توقع همه ما از سطح زندگی شبیه به یکدیگر است. لازمه این کار هم همان طرح همسان‌سازی است که به طریقی بتواند فاصله‌های ایجادشده میان حداقل‌بگیران هر دو صندوق را جبران کند و عدالت بیمه‌ای را برای همه به ارمغان بیاورد. کسی که 10 سال پیش با سقف پرداخت حق‌بیمه بازنشسته شده امروز به علت از دست دادن قدرت خرید خود و افزایش‌هایی که پلکانی بوده به‌تدریج حداقل‌بگیر شده است. بنابراین ضروری است به گونه‌ای سیاست‌گذاری شود که منافع بازنشستگان تامین‌اجتماعی هم تامین شود. درست است که افزایش 14 درصدی بهترین تصمیم از لحاظ بیمه‌ای است اما ضروری است با اتخاذ سیاست‌های حمایتی به تقویت قدرت بازنشستگان تامین‌اجتماعی و پر کردن شکاف ایجادشده در میان آن‌ها در مقایسه با وضعیت بازنشستگان دولتی و شرایط و مقتضیات اقتصادی کشور پرداخت. موضوعی که به نظر می‌رسد دولت و مدیریت سازمان تامین‌اجتماعی با وجود مشکلات و محدودیت‌هایی که بر سر راه وجود دارد، باید برنامه‌هایی برای آن داشته باشند.
 رئیس کانون بازنشستگان تامین‌اجتماعی قزوین