در اوایل سال 1357، کارگران مشکلات عمدهای داشتند که یکی از اصلیترین آنها نبود مسکن مناسب بود. در مناطق حاشیهای تهران عموما کارگران صنعتی ساکن بودند، اما طبق آمارها بیش از 63 درصد آنها به ازای هرنفر فقط 2/5 مترمربع سرپناه در اختیار داشتند، در حالی که استاندارد 18/5 مترمربع بود. بیش از 60 درصد کارگران فاقد مسکن بودند و در خانههای اجارهای در مناطق حاشیهای زندگی میکردند، 8 درصد دارای خانههای سازمانی بودند و مابقی کارگران متخصص با دستمزد بالا بودند که حدودا 30 درصد مالک و صاحب مسکن شخصی بودند. بحران مسکن در میان کارگران به حدی رسیده بود که خود شاه و مسئولان با اعتراف به این موضوع سعی میکردند با وعدههایی کارگران را دلخوش کنند. شاه در سخنانی عنوان کرده بود: «کارخانههای با صد کارگر باید به فکر مسکن برای کارگران باشند.» مجموعه اقدامات کارگزاران رژیم پهلوی برای حل مشکل مسکن کارگران بینتیجه بود، بهگونهای که خود شاه اعتراف کرد: «باید قبول کنیم که برنامه تامین مسکن برای کارگران از نقاط ضعف سیاسی ما محسوب میشد.» مجموعه این عوامل باعث نارضایتی شدید کارگران شد. در تمامی اعتراضات کارگری، یکی از درخواستهای کارگران به مسکن مربوط میشد؛ برای مثال، رسیدگی به وضع مسکن کارگران ماشینسازی تبریز، دادن حق مسکن بهطور مساوی به تمام افراد کارخانه راهآهن، پرداخت وام هزینه مسکن به کلیه کارگران فولاد پهلوی اهواز، پرداخت وام مسکن به میزان 22 برابر حقوق و مزایا به کارگران کارخانه ریسندگی اقبال یزد، و افزایش وام مسکن. میتوان گفت اعتراض به مشکل مسکن، در تمام درخواستهای کارگران مشهود بود.