printlogo


از میدان مشق تا موزه عبرت ایران

 
 
با پیدایش گروه‌های متعدد انقلابی و شکل‌گیری مبارزات انقلابی مردم در دهه 40، رژیم پهلوی بیش‌ازپیش کلافه و ناتوان شد. به همین دلیل، چهار دستگاه را به طور همزمان برای سرکوبی و ارعاب انقلابیون مامور کرد. ساواک، شهربانی، ضداطلاعات ارتش (رکن 2) و ژاندارمری ازجمله این دستگاه‌ها بودند.
آنطور که در تارنمای موزه عبرت توضیح داده شده، ساواک «اداره کل سوم» مسئول پیگیری و کنترل فعالیت‌های انقلابی شد. این اداره کل با داشتن مهم‌ترین وظیفه، که امنیت داخلی بود، وسیع‌ترین بخش اطلاعاتی و عملیاتی ساواک محسوب می‌شد و شاه از این اداره کل انتظار امنیت مطلق را داشت. عدم هماهنگی نیروهای مختلف نظامی و امنیتی خصوصا ساواک و شهربانی، که هرکدام دارای کمیته‌های جداگانه‌ای برای مبارزه با منتقدان رژیم بودند، موجب به وجود آمدن مشکلات عدیده‌ای شده بود. وجود اکیپ‌های گشت متعدد ساواک و شهربانی که هرکدام به طور مستقل عمل می‌کردند، باعث به وجود آمدن درگیری و برخورد آنها با یکدیگر در سطح شهر می‌شد.
برای هماهنگی لازم و در پی دستور محمدرضا شاه، کمیته مشترک ضدخرابکاری (ساواک - شهربانی) در تاریخ چهارم بهمن‌ماه 1350 تاسیس و در محل اداره اطلاعات شهربانی تشکیل شد. کمیته مشترک با 375 پست سازمانی که 111 پست آن متعلق به ساواک و 264 پست دیگر به شهربانی اختصاص داشت، فعالیت خود را آغاز کرد.
ساختمان اصلی این کمیته، که اکنون عنوان آن «موزه عبرت ایران» است، در منطقه تاریخی باغ ملی یا میدان مشق سابق قرار گرفته است. این میدان از میادین تاریخی شهر تهران، با تاریخچه‌ای مملو از مسائل سیاسی، اجتماعی، نظامی، فرهنگی و هنری است که قدمت آن به زمان فتحعلی‌شاه قاجار برمی‌گردد. موزه عبرت ایران، با استفاده از کلیه اسناد و مدارک مکتوب و شفاهی موجود و با بهره‌مندی از مجرب‌ترین هنرمندان متعهد ایرانی و با حفظ و بازسازی فضای آن زمان، سعی در به تصویر کشیدن حرکات و جنایات رژیم پهلوی و معرفی آن به نسل جوان و فراهم آوردن زمینه‌های پژوهشی برای محققان و اندیشمندان داخلی و خارجی داشته است.
پس از تغییر مخوف‌ترین شکنجه‌گاه تاریخ ایران به موزه عبرت ایران، کار بازسازی و آسیب‌شناسی این مکان با نظر مثبت سازمان میراث فرهنگی کشور، با حضور رئیس و معاونان ارشد این سازمان و با اخذ نظریات دقیق کارشناسی آغاز شد. موزه عبرت ایران سرانجام در 8 بهمن‌ماه 1382 هجری شمسی توسط ریاست‌جمهور وقت رسما افتتاح شد.
شیوه‌های رایج شکنجه
اتاق فوتبال: یکی از اتاق‌های شکنجه کمیته مشترک ضدخرابکاری «اتاق فوتبال» نام داشت. در این اتاق، ابتدا دست‌های مبارز را به صورت قپانی از پشت می‌بستند، سپس پنج یا شش نفر بازجو دور تا دور او دایره‌وار می‌ایستادند و مبارز را شبیه توپ فوتبال، با ضربات سهمگین لگد به‌اصطلاح به یکدیگر پاس می‌دادند. بازجوها در این شیوه شکنجه، بیشتر از کفش‌های نوک‌تیز فلزی استفاده می‌کردند. اتاق فوتبال از شیوه‌های شکنجه ابداعی ساواک به شمار می‌رود.
دوانیدن روی برف و یخ با پای زخمی: دوانیدن بر روی برف و یخ با پای زخمی یکی از شکنجه‌هایی بود که در زندان‌ها و کمیته مشترک به طور معمول انجام می‌گرفت.
شلاق زدن کف پا و وادار کردن زندانی به راه رفتن روی یخ و برف: شلاق زدن به کف پا و بعد وادار کردن زندانی به حرکت روی یخ و برف با پای مجروح نیز از شکنجه‌های ساواک بود. دانه‌های کریستال برف یا یخ موجب درد شدید در زخم ناشی از شلاق می‌شد. بعد از چند دقیقه در پا کرختی ایجاد می‌شد و متهم به‌سختی می‌توانست پای خود را، که به نظر بسیار سنگین شده بود، بکشد. سوزاندن لب متهم: داغ کردن لب‌ها و ضربه زدن به شکم زنان باردار، یکی از وسایل رایج تنبیه و شکنجه بود. در کمیته مشترک، شکنجه‌گران میله آهنی را داغ می‌کردند و بر روی لب زندانی قرار می‌دادند که درد آن حتی موجب بیهوشی متهم می‌شد. 
آپولو: یکی از آشناترین و مخوف‌ترین ابزار شکنجه برای زندانیان به شمار می‌رفت. علت نام‌گذاری آن به آپولو، شباهتش به سفینه آپولو بود که طی آن چهار دست‌وپا و سر زندانی مهار می‌شد. در این وسیله سر زندانی با محفظه فلزی مهار می‌شد و دست‌وپاها نیز توسط بست‌های فلزی ثابت می‌شدند. بدین ترتیب کلاه فلزی باعث می‌شد موقع شلاق خوردن صدای زندانی تشدید شود و تاثیر مضاعف و مخربی بر سیستم عصبی و شنوایی او بگذارد. از طرفی خود بست‌های فلزی هم خیلی محکم بسته می‌شدند و پوست، گوشت و استخوان مچ دست‌ها و پاها را زخمی می‌کردند.
گاه علاوه بر شلاق، شوک الکتریکی هم داده می‌شد. به این صورت که برق با ولتاژ پایین غیرکشنده و صرفا شوک‌آور و دردناک به نقاط حساس بدن ازجمله لاله گوش، لب‌ها، بینی و حتی آلت تناسلی زندانی وصل و پس از آن شوک داده می‌شد که همین امر باعث تخریب دیواره مویرگ‌ها و سلول‌ها و خونریزی داخلی و کلیوی می‌شد و متعاقب آن در طول چند روز پس از شوک و شلاق، خون از راه ادرار دفع می‌شد.