انقلاب اسلامی باعث شد زنان نقش پررنگتری در مناسبات اجتماعی و اقتصادی ایفا کنند. از این نظر برای حضور موثرتر آنان نیاز به برنامهریزی بیش از گذشته احساس شد. در سالهای پس از انقلاب یکی از راهکارها برای بهبود وضعیت معیشتی زنان در شهرها و روستاها، که درنهایت به نفع کل جامعه هم میشد، تشکیل تعاونیها بود.
توانمندسازی افراد و خصوصا زنانی که ابزار کار ندارند، یکی از مزیتهای اصلی تعاونیهاست. از حدود دهه 1970 میلادی به بعد که تعاونیها بهعنوان بنگاه اقتصادی مطرح شدند، توانستند در کنار بخش خصوصی قرار بگیرند و خدمات ارزندهای هم به تولیدکنندهها و هم به مصرفکنندگان عرضه کنند. در شرایط فعلی اقتصادی باید گفت، بخش تعاونی در مقابل بخش خصوصی قرار نمیگیرد بلکه بخش تعاون مکمل بخش خصوصی است و درواقع به بخش خصوصی خدماترسانی میکند. تعاونیها میتوانند نقاط ضعف تولیدکنندگان کوچک در اتصال به لایههای مختلف بازار را پیدا و مرتفع کنند.
در سالهای بعد از انقلاب، بزرگترین ظرفیت زنان تعاونگر این است که میتوانند نگاه جامعه را نسبت به کار زنان تغییر دهند و بین زندگی خانوادگی و کاری آنها تعادل ایجاد کنند. درواقع تعاون ابزار کاهش فقر و نابرابری است و هیچ جامعهای نمیتواند بدون شبکه گستردهای از تعاونیها به رفاه اجتماعی و کاهش فقر و نابرابری، که از اهداف قانون اساسی ما و آمال یکایک مردم کشور است، دست یابد. به همان میزان که روح تعاون و همکاری کاهش پیدا میکند عملکرد اقتصادی یک کشور هم کاهش مییابد. اما کارکرد دوم تعاونیها که در دنیای مدرن شناخته شده و همه کشورها و حتی کشورهایی که شدیدا به اقتصاد آزاد اعتقاد دارند آن را پذیرفتهاند، این است که تقویت و رشد تعاونی همواره ابزاری است برای کاهش نابرابری. وقتی انسانها سرمایهها و کار خود را در کنار یکدیگر قرار میدهند میتوانند اقداماتی انجام دهند که حتی شاید یک شرکت خصوصی بهتنهایی نتواند آن را انجام دهد.
برای استفاده از ظرفیت تعاونیهای زنان باید به آنها آموزش داده شود و اطلاعرسانی مناسب صورت گیرد و اهمیت ارزشافزوده در تعاونیهای زنان مورد توجه واقع شود. تشکلهای تعاونی بهترین ابزار برای افزایش مشارکت اجتماعی زنان است. در شرایط فعلی که اقتصاد کشور نیازمند مقاومسازی است نباید تواناییهای زنان را نادیده بگیریم، هرچند زنان برای نشان دادن خلاقیتها و توانمندیهای خود تلاش میکنند ولی بهکارگیری تواناییهای این قشر از جامعه نیازمند برنامهریزی است. یکی از موانع پیشرفت زنان بسنده کردن به نقش این قشر در خانواده است، در حالی که تجربه ثابت کرده زنان با حل مشکلات و موانع پیش رو به موفقیتهای اجتماعی بسیاری دست یافتهاند.
استفاده از ظرفیتهای زنان علاوه بر جلوگیری از آسیبهای اجتماعی زمینه کاهش فقر و نابرابری و تربیت نسل را فراهم میکند. برای دستیابی به توسعه پایدار و ایجاد اشتغال باید به نقش اجتماعی و اقتصادی زنان توجه کرد.