کشور ما را در زمره کدامیک از گروهبندیهای متعارف کشورها میتوان قرار داد؟ آیا ما کشوری صنعتی هستیم؟ آیا کشور ما بر اقتصاد کشاورزی تکیه دارد؟ چه حوزهای بیشترین اقبال و توجه را در برنامهریزیهای حکومتی و فعالیتهای عمومی مردم دارد؟ شاید بتوان با تکیه بر آمار و یا برنامههای تدوینشده اساسی همچون برنامههای پنجساله یا سیاستهای کلی نظام، پاسخ روشن و دقیقی به این پرسشها داد، اما در هر شکل و چارچوبی، کشاورزی و فعالیتهای اقتصاد پیرامون آن در کشور ما اهمیت و جایگاه ویژهای دارد.
پهنای جغرافیایی کشور ما و تنوع سرزمینی کمنظیری که از آن برخوردار هستیم، امکان بهرهمندی از آبوهوای متنوع و توان لازم برای ایجاد و توسعه کشاورزی را فراهم آورده است. از دیرباز مردم ایرانزمین با تلاش و پشتکار، ضمن غلبه بر برخی دشواریهای جغرافیایی، مانند کمآبی در بخش کویر، تولیدکنندگان کمنظیر بسیاری از محصولات کشاورزی بودهاند. متاسفانه در جریان تغییرات اجتماعی که از بیش از 50 سال قبل شروع شده بود، کشاورزان و کشاورزی در کشور دچار مشکلات و ناملایمات بسیاری شد. از طرفی توجه عمومی دولتمردان به صنعت با کممهری به کشاورزی همراه شد و در حالی که کشاورزان سایر نقاط دنیا امکانات و تولیدات صنعتی را در خدمت افزایش بهرهوری خود میدیدند، کشاورزان کشورمان اما از این نوع همراهی وحمایت برخوردار نشدند.
فضای امروزی کشور و خیز بزرگی که در بسیاری از بخشها برای رشد و گسترش افتصادی برداشته شده است، کارآفرینان و فعالان کسبوکارهای مختلف را به شیوههای گوناگون برای ارتقای خود تشویق میکند. امروز دستیابی به آخرین فناوریها در حوزههای صنعتی و خدمات بهسرعت مورد توجه مدیران و برنامهریزان قرار گرفته و به هر روی امکان دسترسی به آنها فراهم میشود، اما گویا توجه به فناوریهای روز و بهینهسازی در حوزه کشاورزی مورد توجه کمتری قرار دارد. از میان انبوه برنامههایی که در بخش دولتی و خصوصی برای کارآفرینی برگزار میشود، سهم ناچیزی در حد هیچ به کشاورزی تعلق دارد. این در حالی است که فعالیت در این حوزه بهدلایل بسیاری، کمهزینهتر از سایر حوزهها است.
در نظام مناسبات اجتماعی امروزی که مردم نقش پررنگ و اساسی در پیشبرد برنامه ها دارند، لازم است که کارآفرینان و علاقهمندان به کسبوکارهای جدید، با حوزه کشاورزی آشتی کرده و انجام طرحهای نو و خلاق در این زمینه را جدی بگیرند. مزیت این حوزه در درجه نخست، کمهزینه و زودبازده بودن آن است. درحالی که ایجاد اشتغال در حوزههای خدمات و صنعت نیازمند سرمایهگذاری 50 تا 100 میلیون تومانی به ازای هر نفر است، ایجاد اشتغال در حوزه کشاورزی با ارقامی بسیار اندک میسر میشود. در همین حال توسعه این بخش مانع مهاجرت به شهرها و موجب پیشگیری از بروز بسیاری مشکلات فرهنگی و اجتماعی دیگر نیز می شود. از طرفی توسعه پایدار کشور نیازمند توجه متوازن به همه بخشها از جمله کشاورزی است.
در سالهای اخیر ضرورت افزایش بهرهوری در واحد سطح، تغییر بافت کشت محصولات از انواعی که نیاز به مصرف آب زیادی دارند به سمت انواع کممصرفتر، توجه به اقلام مقاوم در برابر آفات بومی و موارد مشابه، زمینه مساعدی را برای کارآفرینان علاقهمند به این حوزه فراهم ساخته است. همچنین اقدامات ترویجی و آموزشی در کنار مشاغلی که موسوم به مشاغل تکمیلی این حوزه هستند، زمینه کار مناسبی را فراهم کرده که انگیزههای فراوانی برای کارآفرینان ایجاد میکند. با افزایش مشکلاتی همچون کمآبی و تغییر شیوههای سنتی کشاورزی و همچنین روشهای عرضه محصولات، کارآفرینان میتوانند بازارهای تولیدی و خدماتی جدید را در حوزه کشاوری یافته و کسبوکارهای متنوعی را در این زمینه ایجاد کنند. همه این موارد در کنار رشد روزافزون نیازهای عمومی به محصولات کشاورزی و گرایش عمومی به خودکفایی در این زمینه، بستر مناسبی را ایجاد کرده که ضریب اطمینان از سودآور و موفق بودن این نوع کسبوکارها را افزایش میدهد. در حقیقت حوزه کشاورزی میدان تلاش جدیدی برای کارآفرینان است که در کنار بسترهای مناسب و تشنه فعالیت، بازار بزرگی با جمعیت 80 میلیونی و تنوع نیازمندیها و سلایق را در اختیار قرار میدهد؛ بیتوجهی به این نکات به معنای چشم بستن روی انبوه فرصتهای کسبوکار است.