printlogo


گفت‌وگو با نیما ذاکری سعید، کارآفرین هنرهای سنتی
میراث‌دار پدر
فاطمه علی اصغر

 
 
 
سی‌ویک سال دارد اما هفده سال است که کار صنایع‌دستی انجام می‌دهد، سراجی. میراث‌دار پدرش است. از پانزده‌سالگی پابه‌پای پدر به کارگاه می‌رفت و دستش بوی چرم و نخ و ابزار سراجی می‌گرفت. وقتی پدرش از دنیا رفت، دیگر نتوانست به درس و مشق برسد. راه پدرش را پیشه کرد. رفت سراغ کارگاه سراجی و آنجا را دوباره پررونق کرد. چندین سال معاون صنایع‌دستی انجمن هنرمندان جوان وابسته به فرهنگستان هنر بود و در این دوران نمایشگاه‌های صنایع‌دستی بسیاری برگزار کرد. هنوز هم با هنرمندان صنایع‌دستی در ارتباط است. پای درد و دل بسیاری از آن‌ها نشسته. هنرمندانی که از نداشتن بیمه رنج می‌برند و یکی از مهم‌ترین خواسته‌های آن‌ها داشتن بیمه است. با این همه نیما ذاکری سعید راه را برای ورود بسیاری از جوانان باز می‌داند. راهی که اگر با آگاهی باشد، چشم‌انداز روشنی دارد.
 
  سراجی بعد از مرگ پدر
«وقتی سن و سال کمی داشتم، پدرم سرطان گرفت و خیلی زود فوت کرد. آن روزها به‌اجبار رو به کار آوردم. با شرایط سختی که داشتم نمی‌توانستم ادامه تحصیل بدهم اما اگر هنوز موقعیتی برایم پیش بیاید دوست دارم دوباره درس بخوانم. من بودم و کاری که پدرم به من آموخته بود. برای همین در همین راه قدم برداشتم.» نیما ذاکری آستین‌ها را بالا می‌زند و دست‌به‌کار می‌شود. او حالا هفده سال است که قدم در این راه گذاشته و توانسته فرد موفقی باشد.
«پدرم سراج بسیار معروفی بود. بسیاری از کسانی که هنوز کارگاه سراجی دارند کار را از او آموخته‌اند. منم سعی کردم آنقدر در کارم موفق باشم که دست به کارآفرینی بزنم.» و چنین کرد. او به خانه‌های کارآفرینی رفت و به بیش از دویست نفر آموزش داد. او از طریق یک شرکت تعاونی هنرمندان به اداره زندان‌ها هم رفت. «به چند زندان رفتم و طی مدت زمان کوتاهی به بیش از 300 نفر آموزش سراجی دادم. اینکه خیلی از افراد در این دوره‌ها آموزش دیدند، خوشحالم می‌کرد. از یک طرف سراجی که رو به افول بود، زنده می‌ماند و از طرف دیگر نیروهای کار وارد بازار می‌شدند.»
 
  کارآفرینی
نیما ذاکری این روزها هم در یکی از خانه‌هایی که شهرداری تهران برای آموزش صنایع‌دستی در نظر گرفته، آموزش سراجی می‌دهد. «خیلی از افراد هنوز مشتاق یادگیری هستند و این نشان می‌دهد که صنایع‌دستی هنوز در ایران طرفدار دارد.» 
با این حال او از سال 80 یاد می‌کند. سالی که کارهای چینی با رنگ و لعاب صنایع‌دستی ایرانی وارد بازار شدند. «آن روزها خیلی از تولیدکنندگان بیکار شدند. خیلی‌ها سکته کردند. تولیدکنندگانی که توان رقابت با اجناس چینی را نداشتند و کارگاه‌های فعال همه از کار بیکار شدند.»
این روزها اما اوضاع‌واحوال بهتر شده است. خیلی از کارگاه‌های سراجی به صورت پراکنده در باغ سپهسالار و امامزاده حسن مشغول کار هستند: «از کارهای ایرانی هنوز هم استقبال زیادی می‌شود، چون کیفیت بالایی دارند. با اینکه در کشورهای دیگر هم کالاهای چینی نفوذ کرده صنایع‌دستی ایرانی می‌تواند با آن‌ها رقابت کند.»
  از ایده تا اجرا
وارد کردن ایده‌های نو در هنر صنایع‌دستی و دادن کاربری به این هنر از مهم‌ترین اقداماتی است که هنرمندان صنایع‌دستی برای گسترش هنر خود می‌توانند انجام دهند. نیما ذاکری از سال 83 می‌گوید، سالی که کارت سوخت باب شده بود و او در زمینه ایجاد کارت سوخت موزیکال ایده‌ای را ارائه و اجرا می‌کند: «این ایده در آن زمان بازار خوبی داشت. خیلی‌ها از خرید آن استقبال کردند. سعی می‌کنم در زمینه کارم خلاق باشم. زمانی تنها کیف‌هایی کوچک درست می‌کردیم و به‌مرور زمان وارد کارهای بزرگ‌تری شدیم. امروز در کار تولید کیف‌های بزرگ و فرش‌های چرمی هستیم تا بازار را به دست بگیریم.»
ورود به کار صادرات را جزو برنامه‌ریزی‌های آینده خود می‌داند: «زمانی دوست پدرم که سوئد زندگی می‌کرد، کارهای سراجی‌شده را با چمدان به آنجا می‌برد. با اینکه کارهای چینی خیلی در آنجا نفوذ کرده بودند اما باز هم فروش صنایع‌دستی ما خوب بود. نمایشگاه‌های خارجی که محصولات تولیدشده در کارگاه ما را ارائه می‌دادند، بسیار خوب ظاهر شدند.» مهم‌ترین ایده‌ای که نیما برای فروش کیف‌های خود به کار برد، این بود که براساس سایز اسکناس هر کشوری اقدام به دوخت کیف کند. این روش در فروش نمایشگاه‌های خارجی بسیار موثر واقع شد.
 
  بازاریابی برنامه پنج سال آینده
حالا کاروبار او رونق دارد. این روزها در حال برنامه‌ریزی برای پنج سال آینده کارش است: «مهم‌ترین برنامه من برای پنج سال آینده، ایجاد تیم‌های بازاریابی است.» او که خود کارشناس سایت اینترنتی «چونک» است، سایتی که تنها فروشگاه مجازی صنایع‌دستی به شمار می‌رود، بلندترین گام برای پیشبرد اهداف کارگاه سراجی‌اش را در بازاریابی درست می‌بیند.
«من در کارگاه خودم به همراه همسرم و تعدادی از خانم‌هایی که برشکاری می‌کنند، فعالیت می‌کنم. بیشتر این خانم‌ها کار را در خانه انجام می‌دهند. در مناسبت‌های خاصی از سال مانند نوروز فعالیت‌های ما بسیار گسترده می‌شود و از نیروهای بسیاری کمک می‌گیریم.» همسر او کارشناس طراحی است و همین مسئله در پیشبرد کارهای او بسیار یاری‌دهنده بوده: «خانم من کارشناس طراحی است و در طراحی محصولات کمک شایانی می‌کند و همین باعث شده کارهای ما بسیار متفاوت شود.»
سال‌هاست با هنرمندان زیادی در ارتباط است و از بسیاری از مشکلات آن‌ها باخبر است: «می‌دانید به دلیل سال‌ها کار کردن در این حوزه با هنرمندان بسیاری از استان‌های مختلف در ارتباط هستم. متاسفانه صنایع‌دستی روزگار خوشی ندارد و بیشتر از همه بحث بیمه هنرمندان مطرح است. بسیاری از آن‌ها بیمه تامین‌اجتماعی بودند که یک سال است دولت هزینه افراد جدید را به‌عنوان هنرمند نمی‌دهد. آن‌ها مجبورند که خودفرما شوند اما اگر یک روز پرداخت بیمه آن‌ها دیر شود، از فهرست بیمه خارج می‌شوند و این نشان می‌دهد که این هنرمندان از کمترین حمایتی برخوردار نیستند.»
با این همه نیما معتقد است که اگر کسی با هدف وارد میدان صنایع‌دستی شود و برنامه‌ریزی و آگاهی نسبت به این حوزه داشته باشد، می‌تواند بسیار موفق شود. او به کسانی که می‌خواهند وارد بازار صنایع‌دستی شوند، می‌گوید که اگر با ایده‌های نو بیایند و صبر داشته باشند، می‌توانند کسب‌وکار موفقی به هم بزنند و در حیطه هنر زندگی کنند.