اصلاح و طراحی سیستمهای بازنشستگی باید با در نظر گرفتن شرایط هر کشور از جمله سطح توسعهیافتگی، روندهای جمعیتی، سیاستهای اقتصادی، زیرساختها، ظرفیتهای نهادی و امثال آن صورت بگیرد. معمولا اصلاح نظامهای بازنشستگی به دو روش کلی موسوم به اصلاحات پارامتریک و اصلاحات سیستمی انجام میشود. در اصلاحات پارامتریک سعی میشود بدون اینکه نظام تغییر کند، برخی پارامترهای موثر در نظام تغییر یابند از جمله سن بازنشستگی، متوسط دوره بیمهپردازی برای بهرهمندی از مزایای بازنشستگی، افزایش نرخ حقبیمه و امثال آن. در اصلاحات سیستمی علاوه بر تعدیل پارامترها، سیستمها نیز تغییر میکنند. معمولا در اکثر کشورهایی که اصلاحات سیستمی انجامشده حرکت از سمت سیستمهای PAYG به سمت سیستمهای اندوختهگذاری است. در دهههای اخیر ابتدا کشورها سعی کردند با انجام اصلاحات پارامتریک مانند کاهش مزایای مستمری، افزایش کسور پرداختی و افزایش سن بازنشستگی مشکلات نظام بازنشستگی را حل کنند، اما دامنه بحران تا جایی پیش رفت که انجام اصلاحات پارامتریک قادر به حل بحران نبود. درنتیجه بسیاری از کشورها تغییر سیستم بازنشستگی و حرکت به سمت یک سیستم اندوختهگذاری را در دستور کار قرار دادند. در حال حاضر در محافل علمی مرتبط با موضوعات تامیناجتماعی گفته میشود که نظامهای بازنشستگی چندلایه دارای کمترین نقاط ضعف و بیشترین نقاط قوت در مقایسه با سایر نظامهای بازنشستگی هستند. برخی مزایای نظامهای چندلایه عبارتاند از: 1- تبدیل نظام تکلایه بازنشستگی به نظام چندلایه، سادهتر و با پیامدهای منفی کمتر نسبت به سایر اصلاحات است؛2- نسبت بهرهمندی (مزایای بازنشستگی) در هر لایه را میتوان در درازمدت و به صورت تدریجی تغییر داد؛ 3- مدیریت دولتی و خصوصی هردو در ساختار چندلایه به کار گرفته میشوند و میتوان از مزایای هردو استفاده کرد؛ 4- در نظامهای چندلایه انواع ریسکها بهتر توزیع میشوند و تاثیر منفی آنها نسبت به سایر نظامها کمتر است. اکثر کشورهای جهان برای تامین رفاه بازنشستگان و سالمندان خویش به ایجاد سیستمهای بازنشستگی چندلایه روی آوردهاند. این سیستمها معمولا دارای سهلایه است. مشخصات کلی هرسه لایه چنین است.
به طور کلی طرحهای بازنشستگی از نظر اندازه پوشش در سه سطح اصلی تشخیص داده میشوند:
سطح اول: در این سطح تامین و تضمین حداقل حمایتهای تامین اجتماعی از جمله مراقبتهای درمانی، مستمری بازنشستگی، ازکارافتادگی و بازماندگان برای اکثر یا تمام افراد جامعه مد نظر است. در این سطح، میزان کمکهای بلندمدت (مستمریها) معمولا شامل مبلغی ثابت و یا برمبنای طول مدت بیمهپردازی و سطح دستمزدها تعیین میشود که معمولا متناسب با نیازهای بازنشستگان نیست. ارائه حمایتها در سطح اول، معمولا در قالب پنج استراتژی شامل استراتژیهای مساعدت اجتماعی، خدمات اجتماعی، بیمه اجتماعی، مسئولیت کارفرما و صندوق احتیاط صورت میگیرد.
سطح دوم: با ظهور مشکلات جدید در طرحهای سطح اول و عدم توانایی آنها در حفظ قدرت خرید مستمریبگیران و همچنین عدم توانایی در ارائه سایر خدمات مناسب، بهتدریج صندوقهای مستمری مکمل، که در سطح دوم طرحهای بازنشستگی قرار دارند، مطرح شدند. همانطور که اشاره شد طرحهای سطح اول شامل حمایتهای متنوع بود، اما در صندوقهای مکمل معمولا افراد تحت پوشش بازنشستگی تکمیلی و بعضا مستمری بازماندگان قرار میگیرند که همگام با طرحهای عمومی سطح اول نقش تکمیلی دارند.
سطح سوم: هدف طرحهای سطح اول اغلب معطوف به تامین حداقل معیشت افراد تحت پوشش است و صندوقهای مکمل یا سطح دوم افزایش میزان مستمری فرد تحت پوشش سطح اول را در محدوده نزدیک به آخرین دستمزد دوران اشتغال در نظر دارند. بیمههای انفرادی که اغلب به صورت بیمههای عمر و پسانداز هستند و به وسیله شرکتهای بیمه عرضه میشوند، سطح سوم را تشکیل میدهند. معمولا افرادی که در زمان اشتغال دارای قدرت مالی بیشتری هستند، عضو این طرحها میشوند. این گروه برای تامین آینده خود بهخصوص در زمان سالمندی، با خرید بیمههای عمر و سایر بیمههای انفرادی قدرت خرید خود را افزایش میدهند. همانطور که در ابتدا اشاره شد، اینکه اصلاحات نظامهای بازنشستگی مشخصا سیستم سهلایه یا بیشتر را توصیه کند، بستگی به شرایط هرکشور دارد، از جمله سطح توسعهیافتگی، روندهای جمعیتی، سیاستهای اقتصادی، زیرساختها، ظرفیتهای نهادی و امثال آن.