راهاندازی کسبوکارهای تکنولوژی و اینترنتی این روزها کارآفرینان بسیاری را به خود مشغول کرده است. جوانان زیادی به دنبال ایدههای کوچک و بزرگ در دنیای آنلاین میروند، اما الزاما رویای همه آنها به واقعیت نمیپیوندد. «مارک گولدنسون» یکی از همین جوانان کارآفرین است که با وجود داشتن ایدهای خلاق برای کسبوکار اینترنتی در این مسیر موفق نشد. ایده مارک در قالب وبسایتی به نام «کافهبازی» راهاندازی شد و مدتی به فعالیت پرداخت، اما موانعی بر سر راهش سبز شد و او را در دنبال کردن ایدهاش ناکام گذاشت.
مارک درباره شکست در استارتآپش در وبلاگ خود مینویسد: «ذهن کارآفرین همیشه راهی برای نجات خود از مشکلات پیدا میکند، اما پیش از فرار از موانع باید کمی عاقلانه فکر کند و مطمئن شود که ادامه دادن ایدهاش منطقی است یا نه. من معتقدم به تعداد انسانهای خلاق زمین، ایدههای نو برای دنبال کردن وجود دارد، اما برخلاف این همه ایده متنوع، چیزهایی که آدم را به شکست میکشانند محدودند. پس به اشتراک گذاشتن درسهایی که از شکستم گرفتم، شاید برای کارآفرینان جوان دیگر مفید باشد.»
«چند سال پیش، من و یکی از دوستانم تصمیم به راهاندازی یک شبکه تلویزیونی اینترنتی مخصوص بازیهای آنلاین گرفتیم. «کافهبازی» محلی بود برای بازیهای تعاملی. اعضا با پرداخت هزینه عضویت ماهیانه میتوانستند بازیهای آنلاین روز را تماشا کنند، در آنها مسابقه بدهند، از کمکها و مشاورههای ما استفاده کنند، تیم بسازند، جایزه بگیرند و چندین و چند قابلیت دیگر که روی همه آنها فکر کرده بودیم. در ماه اول بالا آمدن سایت، کاربران زیادی عضو کافهبازی شدند، اما این روند در شش ماه بعد چندان پیشرفتی نداشت و ما را ناامید کرد. یک سال بعد از شروع کار وبسایت، تصمیم گرفتیم موقتا آن را تعطیل کنیم و تا زمانی که از علت شکستمان مطلع نشدهایم، کار را ادامه ندهیم.»
مارک معتقد است که هیچ کارآفرینی نباید از حرف زدن درباره شکست و نقاط ضعف کارش خجالتزده شود، بلکه باید به اشتراک گذاشتن این تجربه را با افراد خلاقی که در پی زمینی کردن رویای خود هستند، مفید و خوشایند بداند.
بهترین سرمایهگذاران را انتخاب کنید: با آنکه ما قبل از ورود به کار چند سرمایهگذار شاخص در زمینه کارمان پیدا کرده بودیم، آنها به علت ناپختگی ایده حاضر به ریسک نشدند. این بود که سراغ سرمایهگذاران دسته دومی رفتیم که چندان قابلاتکا نبودند. معمولا کارآفرینان موفق فهرستی از بهترین سرمایهگذاران دارند و این اسمهای طلایی یکی پس از دیگری به کمکشان میشتابند. امروز در سیلیکونولی کالیفرنیا حدود 30 سرمایهگذار بزرگ استارتآپ وجود دارد که اگر دستتان به هرکدام از آنها برسد، بارتان را بستهاید. جوانان برای شروع یک استارتآپ خلاق بیش از توصیه و نصیحت به سرمایه و راههای ارتباطی مفید نیاز دارند. من هر زمان بخواهم ایده نوی را دنبال کنم، بیشک به سراغ بهترینهای بازار میروم و اهمیتی نمیدهم که در کار من متخصص نباشند، چراکه به سرمایه آنها بیش از خودشان نیاز دارم.
اگر فقط به خاطر دلتان کار میکنید، انتظار سود نداشته باشید: وقتی ما ایده تلویزیون اینترنتی را در سر داشتیم، تنها به ساخت برنامههای باکیفیت در مورد بازیها فکر میکردیم و از این نکته غافل بودیم که ساخت برنامههای باکیفیت برای یک شبکه کار بسیار دشواری است. برنامهسازی یعنی ترکیب فرم و محتوای مفید و باارزش، کاری که هزینه بسیار بالایی برای ما داشت و ما نمیخواستیم کیفیت را فدای سود کنیم. به همین خاطر بعد از گذشت یک ماه از شروع کار، تنها یک برنامه زنده در طول روز داشتیم، روانشناسی بازیها برنامه باکیفیتی بود، اما برای جذب مخاطب کافی نبود. گمان میکردم زمانی که به استارتآپم عشق بورزم و با علاقه دنبالش کنم، بیش از نیمی از راه را رفتهام، اما آنچه در دنیای استارتآپ شما را سرپا نگه میدارد رسیدن به سود است نه علاقه زیاد به کار.
زمان باارزش است، آن را تلف نکنید: به نظر من سرعت داشتن در مسیر کارآفرینی یک برگ برنده است. تیم ما در بعضی از کارها کند پیش میرفت. ما منظم نبودیم و گاهی برای پیدا کردن متن برنامهها یا طراحیهای سایت ساعتها زمان تلف میکردیم و این وقت هدررفته ما را مستهلک و خسته میکرد و از سوی دیگر روزهای مفیدمان را بدون خروجی از ما میگرفت. گاهی فکر میکنم زمان در کارآفرینی از پول مهمتر است. میتوان سرمایه را به طریقی جور کرد، اما زمان ازدسترفته هرگز بازنمیگردد. بعد از بسته شدن وبسایت، با برآورد تمام هزینههایی که در طول یکسالونیم کار داشتم، نسبتی بین وقت و سرمایه استارتآپمان درآوردم. هرساعت از روند کار ما 50 دلار میارزید و این یعنی من هزاران دلار سرمایه را به خاطر اهمیت ندادن به زمان از دست داده بودم.
بازاریابی را فراموش نکنید: بازاریابی برای یک استارتآپ نو، محدود به تبلیغات معمول نمیشود. بازاریابی یک فرایند است و باید همیشه جریان داشته باشد. اگر خودتان در بازاریابی تخصص ندارید، حتما به دنبال افرادی بروید که در این کار حرفهای هستند. من گمان میکردم با به اشتراکگذاری کافهبازی در فیسبوک و توییتر بهترین مسیر بازاریابی را رفتهام، اما مخاطبان ما فقط اعضای فیسبوک نبودند. هر علاقهمندی به بازیهای آنلاین مشتری بالقوه ما بود و تیم ما این حقیقت را نفهمید. ضمنا به یاد داشته باشید که با شروع کسبوکار تبلیغات تمام نمیشود. همیشه باید سرمایه مشخصی را به تبلیغات اختصاص داد، چراکه همیشه افرادی آن بیرون هستند که شما را هنوز نمیشناسند.