printlogo


خاطره‌هایی از روزهای سو گ و ماتم
آیدا آزاد

 
 
 
 
ظهر روز عاشوراست، روزی که اتفاق ناگوار به وقوع می‌پیوندد و تاثیرش آنچنان ماندگار است که سده‌هاست در عزاداری آن فاجعه به سر می‌بریم. روزی است که ناباورانه اشک می‌ریزیم و سعی می‌کنیم صدای مظلوم را به گوش یکدیگر برسانیم. به یکدیگر می‌گوییم که چه توصیه‌هایی شده است و می‌دانیم که کدام احادیث شیعیان را به جان و دل گوش کنیم. بارها شنیده‌ایم که حدیثی از امام رضا (ع) نقل شده: «روز شهادت حسین علیه‌السلام دیدگان ما را مجروح و اشک ما را روان ساخت.» بارها به سوی آیین‌های متفاوت این روز بزرگ کشیده شده‌ایم و عزایمان را در فرهنگ‌های متفاوتی برگزار کرده‌ایم. سوگوار شهادت اماممان به این واقعیت پی برده‌ایم که فرقی نمی‌کند در کدام شهر باشیم و با چه سنتی پیش برویم، هدف همه‌مان درنهایت این است که اشک‌هایمان جاری شود و فرهنگ عاشورا حفظ شود.
      
علامه مجلسی حدیثی را این‌گونه ترجمه کرده است و ما به نقل از متنی که در وب‌سایت امام خمینی (ره) آمده آن را می‌نویسیم: «ابن‌بابویه به سند معتبر روایت کرده است که ابوالصلت هروی به خدمت حضرت امام رضا (ع) عرض کرد که گروهی در کوفه هستند که دعوی می‌کنند حسین بن علی (ع) کشته نشد و حق‌تعالی شباهت او را بر حنظله بن اسعد شامی افکند و آن حضرت را به آسمان بالا برد، چنانچه عیسی را به آسمان بالا برد و این آیه را حجت می‌سازند: وَ لَن یَجعَلَ الله لِلکافِرینَ عَلی المُؤمِنینَ سَبیلاً (نساء/ 141). حضرت فرمود: دروغ می‌گویند، بر ایشان باد غضب و لعنت خدا، و کافر شده‌اند ایشان به تکذیب کردن پیغمبر خدا (ص) که خبر داد که آن حضرت کشته خواهد شد. به خدا سوگند که کشته شد حسین و کشته شد کسی که بهتر بود از حسین، یعنی امیرالمؤمنین و امام حسن (ع). و هیچ یک از اهل‌بیت رسالت نیست مگر آنکه کشته می‌شویم و مرا به زهر شهید خواهند کرد به مکر و حیله. و این خبر رسیده است به من از رسول خدا (ص) و خبر داده است آن حضرت را جبرئیل از جانب خداوند عالمیان. و مراد حق‌تعالی در آن آیه آن است که کافر را حجتی بر مومن نیست و چگونه این معنا تواند مراد بود؟ و حال آنکه حق‌تعالی در قرآن خبر داده است که کافران بسیاری از پیغمبران را به ناحق کشته‌اند، ولیکن با وجود کشتن ایشان حجت پیغمبران بر ایشان غالب بود و حقیّت ایشان ظاهر بود.»
ما سال‌هاست با رسم و رسوم مختلف، در تاسوعا و عاشورای حسینی فاجعه‌ای را یادآوری می‌کنیم و از ظلمی صحبت می‌کنیم که بر پیامبر اسلام (ص) و خاندانش رفته است. با هر مراسمی که یاد گرفته‌ایم و با هر شیوه‌ای که بلد هستیم. گاهی حتی با خواندن زیارت عاشورا در ظهر داغ‌دار یک فاجعه.
      
به این خطوط دقت کنید، به دستاوردهایی که برای خواندن زیارت عاشورا برشمرده‌اند: 
ایجاد پیوند معنوی با خاندان عصمت و تشدید علاقه و محبت به آنان، مانند فراز «اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد»، تکرار لعن و نفرین بر ستمگران در این زیارت که موجب پیدایش روحیه ظلم‌ستیزی شده، ولو با اعلام برائت و نفرت از ستمگران و ابراز محبت به پیروان حق که پایه‌های ایمان را محکم می‌کند، دوری جستن از خطر انحراف، ترویج روحیه شهادت‌طلبی و ایثار و فداکاری در راه خدا و درس آموختن و الگو گرفتن از شهدای کربلا. 
آن‌وقت به سنت‌هایی نگاه کنیم که هرساله برگزار می‌شوند و می‌بینیم که ظهر عاشورای تب‌دار و غم‌بار با چنین دستاوردهایی هم‌سو است. می‌بینیم که مراسم بیل‌زنی در خسوف یا مراسم نخل‌گردانی در ابیانه، مراسم تعزیه‌خوانی در ساوه یا مراسم نوحه‌خوانی در بازار تهران، در هرحالتی با همین هدف پایه‌گذاری شده‌اند و به همین خاطر ماندگاری‌شان را حفظ کرده‌اند. یکی از دوستان درباره اهمیت تعزیه‌خوانی در ظهر عاشورا، از کسی صحبت می‌کرد که نقش‌خوان حضرت علی‌اکبر است و حتی این روزها که خانه و زندگی‌اش را به آلمان برده، برای اجرای نقش خود در تعزیه عاشورا هرسال به تهران می‌آید. وقتی بدانی که چنین روحیه‌ای وجود دارد، باورت می‌شود که آدم‌ها به سوی سنت‌های عاشورایی‌شان گرایش عجیبی پیدا می‌کنند و در یک فضای جمعی سعی می‌کنند ظلم‌ستیزی را در دستور کار قرار دهند و به یکدیگر قول می‌دهند فاجعه کربلا را فراموش نکنند. مثل خسوف، شهری در نزدیکی بیرجند، جایی که مراسم بیل‌زنی در ظهر عاشورا برگزار می‌شود و آدم‌ها از سرتاسر ایران به سوی بیرجند می‌روند. جایی که بیش از 100 سال است که دسته‌های عزاداری در نظم خاصی به میدان اصلی شهر می‌رسند و بیل‌هایشان را بالای سر می‌گیرند و آن‌ها را به یکدیگر می‌کوبند و فریاد یاحسین سر می‌دهند. می‌گویند: «این مراسم نوعی شبیه‌سازی کار طایفه بنی‌اسد در صحرای کربلاست که پس از سه روز و سه شب پیکر شهدا را با بیل و یا ابزاری دیگر به خاک سپردند. در مراسم بیل‌زنی، عزاداران علاوه بر تجسم دفن شهدا می‌خواهند به این طریق چکاچک و سروصدای به هم خوردن شمشیر و اسلحه را با برخورد سر بیل‌ها مجسم سازند.» می‌بینید؟ فرقی نمی‌کند چطور و کجا، ما همه به دنبال حفظ ارزش‌های یک قیام می‌گردیم و می‌خواهیم ظلمی که رفته را روایت کنیم.