printlogo


دیدگاه
چندشغله‌ها پاشنه آشیل نظام سلامت
دکتر علی‌رضا افشار - معاون درمان تامین‌اجتماعی کاشان

در کشور ترکیه، نسبت تعداد پزشک به بیمار یک به 500 است. یعنی به ازای هر 500 بیمار یک پزشک فعالیت می‌کند، اما در کشور ما این نسبت یک به 1500 است؛ به گونه‌ای که به ازای هر 1500 نفر یک پزشک وجود دارد. بسیاری از پزشکان ما، به‌خصوص پزشکان عمومی، به سمت مشاغلی رفته‌اند که هیچ ارتباطی به رشته پزشکی ندارند. مثلا طیف قابل‌توجهی از پزشکان عمومی به سمت مشاغل غیر مرتبط گرایش پیدا کرده‌اند، زیرا به طور کلی متوسط درآمد پزشکان عمومی در کشور ما پایین است و پزشکی عمومی نیز در جایگاه اصلی‌اش در نظام سلامت قرار نگرفته است.
از سویی دیگر، هزینه‌بر بودن افتتاح مطب‌ها نیز باعث شده خیل عظیمی از پزشکان عمومی نتوانند در بخش خصوصی هم وارد شوند. درحقیقت، انگیزه لازم برای جذب پزشکان عمومی در نظام سلامت ما وجود ندارد و به همین دلیل، جمعیت چشمگیری از پزشکان عمومی در مشاغلی غیرمرتبط با تخصصشان مشغول فعالیت هستند. آن دسته از پزشکان عمومی هم که به کار درمانی روی آورده‌اند، بسیاری از آن‌ها فقط در حوزه‌های خاصی از نظام بهداشت و درمان وارد شده‌اند. مثلا خیلی از پزشکان عمومی به سمت کار در مراکز ترک اعتیاد گرایش پیدا کرده‌اند و یا ترجیح می‌دهند در حوزه پوست و زیبایی کار کنند، زیرا درآمد پزشک عمومی در این بخش‌های درمانی بهتر از سایر بخش‌هاست. همین اتفاق موجب شده که پزشکی عمومی در بسیاری از حوزه‌های درمانی مهجور واقع شود. برخی پزشکان عمومی هم هستند که شاید شغل دوم یا سوم آن‌ها پزشکی باشد و درآمد اصلی‌شان از این شغل تامین نمی‌شود. بنابراین یکی از عمده دلایل بروز پدیده پزشکان عمومی چندشغله، کم‌اهمیت شمردن پزشکی عمومی، تعریف نکردن جایگاه درست پزشکی عمومی در ارتقای نظام سلامت و توجه نکردن به معیشت آن‌هاست. اوضاع برای پزشکان متخصص و فوق‌تخصص قدری متفاوت است. بخش خصوصی تمایل دارد بیشتر پزشکان متخصص را جذب کند، در حالی که در بسیاری از بخش‌های بیمارستانی، حضور پزشکان عمومی می‌تواند بسیار راهگشا باشد. خیلی از این پزشکان متخصص علاوه بر فعالیت در بخش دولتی در بخش خصوصی هم فعالیت می‌کنند. هم‌اکنون ضریبی که با آن تعرفه خدمات درمانی مختلف را می‌سنجیم (k)، در بیمارستان‌های خصوصی حدود هشت برابر بیمارستان‌های دولتی است. اگر k بخش دولتی را 8 هزار و 800 تومان فرض کنیم، همین ضریب خدمات در بخش خصوصی حدود 8k محاسبه می‌شود. با اجرای طرح تحول نظام سلامت، ضریب خدمات در بخش دولتی برای پزشکان طرح تمام‌وقت جغرافیایی به 2k رسید. آن گروه از پزشکانی که در یک منطقه جغرافیایی خاص تعهد خدمت دارند و یا حتی پزشکانی که به دانشگاه‌های علوم پزشکی تعهد خدمت ندارند، ولی تمایل دارند در طرح تمام‌وقت جغرافیایی پزشکان حضور داشته باشند، می‌توانند تعرفه 2k را دریافت کنند. اما با وجود افزایش تعرفه برای پزشکانی که به صورت تمام‌وقت در اختیار دانشگاه‌های علوم پزشکی قرار دارند، هنوز بسیاری از پزشکان هستند که همزمان در بخش دولتی و خصوصی کار می‌کنند. این اتفاق محصول ضعف نظارت‌ها و مدیریت نشدن حقوق و دستمزدها در نظام سلامت است. اگر درآمد یک عضو هیئت‌علمی در دانشگاه‌های علوم پزشکی حداقل همتراز با دریافتی پزشکان در بخش خصوصی باشد، این کار انگیزه و ماندگاری اساتید در دانشگاه‌ها را افزایش می‌دهد و آن‌ها دیگر نیازی نمی‌بینند که در بخش خصوصی هم کار کنند. اما وقتی درآمد اعضای هیئت‌علمی به نسبت دستمزدهای بخش خصوصی پایین باشد، خیلی از دانشگاه‌ها تلاش می‌کنند تا از هر طریقی که شده پزشک را راضی نگه دارند، زیرا خودشان هم می‌دانند که اگر بخواهند به پزشک عضو هیئت‌علمی دانشگاه‌های علوم پزشکی فشار بیاورند و او را به انتخاب بخش دولتی یا خصوصی مجبور کنند، به احتمال قوی آن عضو هیئت‌علمی درنهایت بخش خصوصی را انتخاب خواهد کرد. به دلیل مدیریت نشدن میزان دستمزدها و نبود توازن و عدالت بین پرداختی‌های بخش دولتی و خصوصی، حتی گاهی اوقات مسئولان دانشگاه‌های علوم پزشکی با عضو هیئت‌علمی توافق می‌کنند که پزشک هم در دانشگاه درس بدهد و هم در بخش خصوصی کار کند. بدیهی است که این اتفاق به نفع پزشک، بیمار، دانشجو و نظام سلامت تمام نخواهد شد.