printlogo


دیدگاه
طرح تجمیع بیمه‌ها منطق یا احساس؟
صمدالله فیروزی - عضو سابق هیات مدیره سازمان تامین اجتماعی

در هر تصمیم ملی، باید سه شرط مهم را مد نظر داشته باشیم. شرط اول این است که در تصمیم ما باید منفعت ملی دیده شود و براساس کلیت جامعه باشد، زیرا اگر غیر از این باشد، این تصمیم می‌تواند منجر به صدمه ملی شود. شرط دوم این است که در اتخاذ تصمیمات ملی نباید شرایط را احساسی کنیم، زیرا احساسی کردن و ملتهب ساختن شرایط باعث می‌شود که تصمیم درستی نگیریم. حتی وقتی فضا احساسی می‌شود، اگر حرف درستی هم زده شود، تشخیص درست و غلط بودن آن اظهار نظر سخت می‌شود. شرط سوم برای اتخاذ تصمیمات ملی این است که آن تصمیم مبتنی بر داشته‌ها و توانمندی‌های ما باشد. یعنی ابتدا توان و وضعیت خود را محاسبه کنیم و سپس تصمیم بگیریم. 
در بحث تجمیع بیمه‌های درمانی، به‌عنوان یک تصمیم کلان ملی، به نظر نمی‌رسد که این شروط رعایت شده باشد. مثلا در طرح تجمیع بیمه‌ها باید محاسبه کنیم که اجرای طرح ادغام بیمه‌ها چه مزایا و چه معایبی خواهد داشت و کدام کفه ترازو منفعت بیشتری برای مردم دارد، اما متاسفانه خیلی‌ها این ارزیابی را انجام نداده‌اند. 
وقتی بحث تجمیع بیمه‌ها را مطرح می‌کنیم، با یکدیگر وحدت موضوع داریم، اما وحدت منابع نداریم، در حالی که اگر بنا بر مشارکت است، باید حق‌بیمه همه شرکای صندوق با یکدیگر برابر باشد. در حال حاضر خود سازمان تامین‌اجتماعی نیاز به کمک دارد و بیمه‌شدگان این سازمان نیز که اغلب از اقشار آسیب‌پذیر جامعه هستند، حق درمان را از جیب خود پرداخت می‌کنند. 
حال در این شرایط، وقتی از تجمیع بیمه‌ها حرف می‌زنیم، این طرح برای جامعه هدف مبهم است. یعنی بیمه‌شده نمی‌داند که با تجمیع بیمه‌ها چه منفعتی قرار است به او برسد، آن هم در حالی که با شروع هرماه ابتدا حق‌بیمه از حقوقش کم می‌شود. مشکل اینجاست که بحث تجمیع بیمه‌ها به جای آنکه به صورت کار‌شناسی بررسی شود، عده‌ای علاقه و اصرار دارند که این بحث را بیشتر به صورت احساسی و در فضای رسانه‌ها مطرح کنند. یعنی به جای آنکه طرفین دور هم بنشینند و استدلال‌هایشان را به صورت علمی مطرح کنند، عده‌ای از این فضا گریزان‌اند و علاقه دارند که این بحث منطقی و جدی را به شکل احساسی پیش ببرند. 
وقتی قرار است تصمیمی ملی گرفته شود، بدیهی است که باید منفعت ملی هم در آن لحاظ شود، اما از دید کارگران و بیمه‌شده‌ها، تجمیع بیمه هیچ منفعتی به حال کارگر ندارد. از دید بیمه‌شده‌های سازمان تامین‌اجتماعی، تجمیع بیمه‌ها به این معنی است که بخشی از نهاد دولت در جیب کارگران دست برده است تا منابع آن‌ها را مالک شود. پاسخ به این دغدغه کارگران نیز در فضای احساسی به‌وجودآمده فراموش شده است. 
نکته مهم دیگر این است که هم‌اکنون وقتی بیمه‌شده‌ای حق‌بیمه پرداخت می‌کند، با آرامش خاطر بیشتری به مراکز ملکی تامین‌اجتماعی مراجعه می‌کند و آنجا را خانه خودش می‌داند، زیرا برای دریافت خدمات درمانی قبلا حق‌بیمه را پرداخت کرده است و حس مطالبه‌گری خواهد داشت، اما با تجمیع بیمه‌ها دیگر این حس به بیمه‌شده دست نمی‌دهد و حس مالکیت نخواهد داشت.  متاسفانه در بحث تجمیع بیمه‌ها، تنها چیزی که فراموش شده بحث حق و حقوق بیمه‌شده‌هاست. کسی از بیمه‌شده نمی‌پرسد که به‌عنوان ذی‌نفع صندوق بیمه‌ای که در ادامه حیات صندوق نقش داشته‌، چه نظری درباره تجمیع بیمه‌ها دارد و اصلا با اینکه در اموال او شریک شوند موافق است یا خیر؟ 
 حتی اگر فرض کنیم که تجمیع بیمه‌ها نیز انجام شود، باز این پرسش مطرح می‌شود که اگر طرح ادغام بیمه‌های درمانی به هر دلیلی در مرحله اجرا موفقیت‌آمیز نبود و رضایت عمومی را به دنبال نداشت، این وسط چه کسی پاسخگو خواهد بود؟ این‌ها دغدغه‌ها و سوال‌هایی است که در بحث تجمیع بیمه‌ها مغفول مانده و پاسخ روشنی به آن‌ها داده نشده است، در حالی که تا وقتی به این دغدغه‌ها پاسخ منطقی و قانع‌کننده‌ای ندهیم، نباید انتظار داشته باشیم که جامعه هدف از تجمیع بیمه‌ها راضی باشد و با آن همراهی کند.