printlogo


دکتر منوچهر مشتاقی، مشاور اجرایی اسبق معاونت درمان تامین اجتماعی:
نمی‌توانیم ماشین‌مان را با پول همسایه بیمه کنیم!
دکتر منوچهر مشتاقی عضو بازنشسته هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی و رییس سابق بیمارستان شهید لواسانی تهران(متعلق به سازمان تامین اجتماعی)، سال‌ها در حوزه درمان تامین اجتماعی مسئولیت داشته است. از جمله در سال 69 که تصویب قانون الزام؛ بخش درمان را دوباره به سازمان تامین اجتماعی برگرداند او یکی از کسانی بود که در قامت مشاور اجرایی معاونت درمان برای برگرداندن و بازسازی بیمارستان‌های سازمان تلاش کرد. از او درباره آن روزها و البته بحث‌هایی که این روزها حول وحوش درمان تامین اجتماعی شکل گرفته گفت‌وگو کرده‌ایم.

جناب دکتر چرا بخش درمان در سال 69 مجددا به سازمان برگردانده شد؟
من باید از ابتدای این ماجرا یعنی سال 54 برای شما توضیح دهم. در سال 1354 مرحوم دکتر شیخ‌الاسلام‌زاده که پیش از آن وزیر رفاه اجتماعی بود تامین اجتماعی را به زیرمجموعه وزارت بهداشت وقت برد و تمام بیمارستان‌های سازمان‌های تامین اجتماعی را به وزارت بهداری و بهزیستی سپرد. اما اتفاقی که افتاد این بود که در فاصله سال‌های 54 تا 69 بیمه‌شدگان که عمدتا کارگران و اقشار کم‌درآمد بودند خدمات درمانی مناسبی دریافت نکردند. این موضوع باعث نارضایتی‌های زیادی در جامعه کارگری و کارفرمایی شده بود. همین نارضایتی‌ها باعث شد که به‌رغم مخالفت کمیسون‌های بهداشت و درمان و سازمان برنامه‌وبودجه در سال 69 قانون الزام به تصویب مجلس رسید و براساس این قانون درمان تامین اجتماعی مستقل شود.
 
 یعنی عامل اصلی نارضایتی بیمه‌شدگان بود؟
بله اما دلیل دیگر این بود که اصولا در هیچ‌کجای دنیا امکانات درمانی بیمه‌ها در نظام سلامت ادغام نمی‌شود. من تحصیل‌کرده آلمان هستم. آنجا 20-30 نوع بیمه پایه درمان وجود دارد که هر یک مستقل عمل می‌کند و گروه‌های مختلف می‌توانند از آن‌ها استفاده کنند. هرکسی هم بخواهد خدمات بهتری بگیرد می‌تواند سراغ بیمه‌های تکمیلی برود. بنابراین این چیزی که این روزها در زمینه تجمیع بیمه‌ها مطرح شده پایه و اساسی در دنیا ندارد. چرا که متولی درمان نباید متولی بیمه شود.
 
 به نظر می‌رسد در بحث‌های مرتبط با تجمیع بیمه‌های درمانی بین دو مفهوم درمان و بیمه درمان تفکیکی قائل نشده‌اند. این عدم تفکیک چه آسیب‌هایی دارد؟
بیمه‌ها خریدار درمان هستند. فروشنده درمان که نمی‌تواند در سیاست‌ها و ارائه خدمات بیمه‌ای تاثیرگذار باشد! علت اینکه در سال 1369 قانون الزام را برای شکل‌گیری مجدد بخش درمان تامین اجتماعی در مجلس تصویب کردند نارضایتی‌هایی بود که بیمه‌شدگان تامین اجتماعی از خدمات درمانی وزارت بهداری و بهزیستی وقت داشتند. بعد از تصویب این قانون ما بیمارستان‌های تامین اجتماعی را از پس گرفتیم. من با توجه به مسئولیتی که داشتم به هر شهری که می‌رفتم با بیمارستان‌های فرسوده و نامناسبی مواجه می‌شدم. هیچ امکاناتی در این مراکز درمانی وجود نداشت. به‌عبارتی در فاصله این سال‌ها وزارت بهداشت سهم نه-‌بیست‌وهفتم درمان را از سازمان گرفته بود اما آن را خرج هزینه‌های جاری، ساخت‌وساز، افزایش حقوق و... کرده بود و نتوانسته بود درمانی متناسب با این سهم به بیمه‌شدگان بپردازد. به خاطر دارم که در آن مقطع در تهران سازمان هشت بیمارستان داشت. مسئولان بهداشت استان تهران به من گفتند که روی هفت بیمارستان حساب باز کنید چراکه یکی از آن‌ها فقط به درد انباری شدن می‌خورد! اما ما در سازمان از آن به اصطلاح انباری بیمارستان شهید لواسانی را ساختیم که حالا یکی از قطب‌های قلب کشور است.
 
 این نارضایتی بیشتر از چه جنبه‌ای بود؟
از همین منظر که خدمات درمانی که به آن‌ها ارائه می‌شد متناسب با این حجم از پرداختی که مستقیما از جیب آن‌ها (یعنی کارگران و کارفرمایان) خارج می‌شد نبود. خود من بیمه‌شده بیمه خدمات درمانی هستم. من دو درصد حق‌بیمه درمان می‌پردازم اما یک کارگر و کارفرمای بیمه‌شده تامین اجتماعی روی هم 9 درصد یک فیش حقوقی را باید بابت درمان بپردازند. مسلما یک کاسه کردن این درصدهای ناهمگن می‌تواند موجب نارضایتی شود.
آیا شرایط درمانی و یا بیمه‌ای کشور عوض شده که ما باید برگردیم به شرایط سال 69؟
درخصوص درمان تامین اجتماعی تنها می‌توانم بگویم که نه‌تنها نسبت به آن سال‌ها مشکلی پیدا نکرده بلکه بسیار قوی‌تر و تبدیل به نگین سازمان شده و اتفاقا یکی از انگیزه‌های بیمه شدگان برای پرداخت 27درصد حق بیمه است. یکی از افتخارات تامین اجتماعی این است که بدون اخذ هیچ وجهی در بیمارستان‌های خودش بهترین درمان را به کارگران و کارفرمایان کشور ارائه می‌دهد. من این بحث‌های کنونی دوستانم در وزارت بهداشت را نه از منظر کارشناسی که بیشتر از زاویه تلاش برای استفاده از منابع درمان تامین اجتماعی که سال‌ها از جیب مردم پرداخت شده تحلیل می‌کنم. مفهوم بیمه یعنی اینکه شما مبلغی پرداخت کنید تا در آینده به شما خدماتی ارائه شود. نمی‌شود که من یک ماشین بخرم و از پول همسایه‌ام آن را بیمه کنم!
 
 این روزها طرحی که در سازمان مطرح شده این است که بخش‌های درمان صندوق‌های بیمه‌ای که از منابع دولتی یا عمومی استفاده می‌کنند تبدیل به یک صندوق متمرکز شود و صندوق‌هایی که از جیب مردم تامین منابع می‌شوند از جمله تامین اجتماعی؛ مستقل از آن صندوق به بیمه‌شدگان خود ارائه خدمت کنند؟
این بهترین پاسخی است که سازمان می‌تواند به این بحث‌های فعلی بدهد. دولت سال گذشته 10 هزار میلیارد تومان به سازمان بیمه سلامت پول داد تا افراد بدون بیمه را بیمه درمان کند. من خودم شاهد بودم که در بیمارستان‌ها حتی افراد متمکن از این طریق خود را بیمه کردند با این حال اینکه دولت این هزینه را بدهد خیلی بهتر از آن است که هزینه درمان این افراد را سازمان تامین اجتماعی بدهد. حتی چنین صندوق متمرکزی که با بودجه دولتی کار می‌کند باید سرانه درمان بیمه‌شدگان تامین اجتماعی را هم به سازمان بپردازد چون این افراد ایرانی هستند و اتفاقا نقش مهمی در تولید و پیشرفت کشور دارند و باید سهم درمان آن‌ها به متولی درمانشان که همان سازمان تامین اجتماعی است پرداخته شود. در کشورهای دیگر هیچ نهاد دولتی حق دخالت در امور تامین اجتماعی را که بر مبنای سه‌جانبه‌گرایی اداره می‌شود ندارد. حتی در هیئت امنای سازمان باید نقش کارفرماها و کارگران را بیش از چیزی که حالا هست پررنگ کرد. تصمیم‌گیری در مورد موضوع مهمی چون درمان هم صرفا باید با درخواست و رضایت این 40 میلیون بیمه‌شده باشد و بس! وزارت بهداشت باید کار خودش که همان درمان است را انجام بدهد و امور بیمه‌ها را به خود آن‌ها وابگذارد.