ناوی راجو برنامهریز و نویسنده در زمینه طرحهای نوآورانه است. او کتاب پرفروشی به نام «ابتکار جوگاد» نوشته و معتقد است که سازمانها باید به ایدههایی که با کمترین هزینه بیشترین بهرهوری را ایجاد میکنند توجه کنند. او در این زمینه میگوید: «وقتی شما هم مثل من در یک کشور درحالتوسعه بزرگ شوید، بهسرعت میآموزید که از منابع محدود خود نتایج بیشتری به دست آورید و برای استفاده دوباره از منابعی که در اختیار دارید، راههای خلاقانه بیابید.» ناوی راجو ادامه میدهد: «من در هفت سال گذشته صدها کارآفرین را در هند، چین، آفریقا و آمریکای جنوبی دیده و درباره آنها تحقیق کردهام. همه این افراد من را شگفتزده کردند. بسیاری از آنها تحصیل کرده نبودند و چیزهایی را اختراع کرده بودند که محصول آزمایشگاههای بزرگ تحقیق و توسعه نبود. درواقع آزمایشگاه آنها خیابان است. چرا آنها اینگونه عمل کردند؟ زیرا دسترسی به منابع محدودی دارند. منابعی چون سرمایه و انرژی و خدمات اولیه بهداشتی و آموزشی در سرزمین آنها کمیاب است. محدود بودن منابع بیرونی شما را متکیبهخودتان میسازد؛ به سراغ فراوانترین منبع یعنی هوش و نبوغ بشری میروید تا از آن برای یافتن راههای خلاقانه حل مشکلات با منابع محدود استفاده کنید.»
چنین روشهای خلاقانهای در هند «جوگاد» (Jugaad) نامیده میشود. این کلمه به معنای راهکار هوشمندانهای است که در زمان محدودیت و درماندگی به وجود میآید. راهحلهای جوگاد پیچیده و بینقص نیستند، اما با کمترین هزینه بیشترین بهرهوری و ارزش را خلق میکنند. کارآفرینانی که از راهکارهای جوگاد بهره میبرند مانند کیمیاگران به شکلی معجزهآسا محدودیتها را به موقعیت، و چیزهای کمارزش را به چیزهای ارزشمند تبدیل میکنند. این افراد سرآمد انجام کارهای بزرگ با حداقل امکانات هستند و این همان نکته کلیدی نوآوری در محدودیتهاست. نوآوری صرفهجویانه درحقیقت همان توانایی خلق ارزشهای اقتصادی و اجتماعی با استفاده از کمترین منابع است. نوآوری صرفهجویانه نه درباره چگونگی انجام دادن کارها بلکه درباره بهتر کردن آنهاست. نوآوریهای صرفهجویانه نقطه مقابل نوآوریهای متعارف در کشورهای توسعهیافته است. من در سیلیکونولی (مرکز فعالیت شرکتهای بزرگ رایانهای آمریکا) زندگی میکنم. ما اینجا در حال کار برای تولید فناوریهای بزرگ بعدی هستیم. اگر به تلفن هوشمند آیفون نسخه 5/6 و نسخه بعد از آن نگاه کنید میبینید که شرکتهای غربی میلیاردها دلار صرف تحقیق و توسعه و سرمایهگذاری در این زمینه کردند، سپس از مقادیر زیادی از منابع طبیعی برای ساخت محصولات پیچیدهتر استفاده کردند تا به این وسیله محصولی متفاوت با محصولات سایر شرکتها عرضه کنند؛ و در ادامه بابت این محصولات دارای امکانات جدید از مشتریان پول بیشتری دریافت میکنند. بر این اساس، مدلهای کسبوکار متعارف در غرب «بیشتر برای بیشتر» است، اما این مدل به سه دلیل متوقف خواهد شد؛ نخست اینکه بخش بزرگی از مصرفکنندگان به دلیل کاهش قدرت مالی دیگر توانایی خرید اقلام گرانقیمت را ندارند. دوم اینکه منابع آب و نفت رو به اتمام است. و سومین نکته اینکه نابرابری درآمدها بین ثروتمندان و طبقه متوسط باعث ایجاد شکاف بزرگ بین محصولات و خدمات موجود از یکسو، و نیاز اساسی مصرفکنندگان از سوی دیگر شده. امروز بیش از ۷۰ میلیون آمریکایی به دلیل فقر امکان استفاده از خدمات معمولی بانکها را ندارند چراکه خدمات موجود در بانکها بر مبنای نیاز آنها طراحی نشده است.
نگاهی به کنیا بیندازیم. نیمی از جمعیت کنیا از روش پرداخت مبتنی بر تلفن هوشمند به نام M-Pesa استفاده میکنند که راهکاری عالی برای قاره آفریقاست، چراکه ۸۰ درصد آفریقاییها حساب بانکی ندارند. و نکته جالب اینکه این روش در بخش انرژی هم به کار گرفته شده. M-KOPA سیستم سلولهای خورشیدی خانگی است که در جعبهای شامل یک سلول خورشیدی سقفی، سه چراغ LED، یک رادیو خورشیدی و یک شارژر تلفن هوشمند، عرضه میشود. تمام این بسته معادل ۲۰۰ دلار هزینه دارد که برای اغلب کنیاییها گران است. سیستم موبایل اما راهحل ارزانتری ارائه میدهد. شما میتوانید این بسته را با پرداخت ۳۵ دلار تهیه کنید و مابقی را با مبلغ ناچیز روزانه ۴۵ سنت با استفاده از تلفن همراهتان بپردازید. وقتی شما ۳۶۵ پرداخت کوچک انجام دهید سیستم باز میشود و میتوانید الکتریسیته رایگان و پاک دریافت کنید. کشورهای توسعهنیافته با نوآوریهای صرفهجویانه فاصله عقبماندگیشان را کاهش میدهند و در برخی موارد حتی نسبت به کشورهای پیشرفته جهش میکنند. نکته مهم در نوآوریهای صرفهجویانه این است که «آنچه فراوانتر است را (مانند اتصال تلفن همراه) انتخاب کنید و با آنچه کمیاب است، مانند انرژی، مقابله کنید».