جوجهکباب، چلوکباب فقط 4 هزار تومان! کارگرانی که در یک ساختمان 01 طبقه در نزدیکی نواب کار میکنند برای ناهار به این رستوران ارزانقیمت میروند و غذایشان را در ظرفهای یکبارمصرف یونولیتی با یک شیشه نوشابه میگیرند و میروند. گاهی یک نخ سیگار هم از سوپرمارکت کنار خیابان میخرند و هنوز غذایشان تمام شده یا نشده آتش میزنند و دود میکنند. شاید لذتشان از یک روز زندگی همین سیگاری باشد که نشسته کنار ساختمان
دود میکنند. یکی از کارگرانی که به آنجا میآید میگوید: «گوشت کیلویی 40 هزار تومان است، آنوقت چه کسی باور میکند این چلوکباب پرسی 4500 تومان از گوشت گوسفند و گوساله است؟» اما این غذا هم آماده است و هم گرم. تنها سختی که دارد این است که برای خریدن آن در ساعتهای ظهر باید در صف ایستاد. یکی دیگر از کارگران میگوید: «حرفوحدیث درباره این غذاها زیاد است.» یکی میگوید: «شاید با گوشت مرغ و گاو مرده اینها را درست میکنند.» و دیگری میگوید: «کبابها هم آشغالگوشت و پیاز و نان خشک و پوست و روده و... هستند.» یکی از کارگرها میگوید: «اگر بخواهیم چند برش کالباس با گوجه و خیارشور هم بخریم هزینهاش بیشتر از این میشود.» دیگری که گویا راننده تاکسی است، میگوید: «فلافل بخواهم بخورم باید 3500 تومان پول بدهم، اما با هزار تومان بیشتر کباب میخورم. الان دست روی هر چیزی که بگذاریم میگویند سرطانزاست یا مضر. من اگر بخواهم بمیرم از این غذا نمیمیرم با همین دود و دمی که هرروز میخورم و سروکلهای که با مسافر میزنم خواهم مرد. بله من هم شنیدهام که میگویند از مرغ مرده و مرغ پیر استفاده میکنند. برنج آن هم که مشخص است هندی است، اما هرچه هست شکم ما فقیر فقرا را سیر میکند.» ساعت نزدیک ظهر است و هرلحظه به تعداد مشتریها اضافه میشود. مشتریهایی که هرکدام مدتهای طولانی در صف ایستادهاند تا وعده غذاییشان را بگیرند و بخورند و سر کار بروند.