هادی حقشناس - نماینده سابق انزلی و معاون توسعه مدیریت و منابع سازمان بنادر و دریانوردی ایران
در میان سه بخشی که در اقتصاد با عنوان صنعت، خدمات و کشاورزی در ایران میشناسیم وضعیت بخش کشاورزی نسبت به دو بخش صنعت و خدمات نامطلوبتر است. علت آن هم این است که در بخش کشاورزی مرتبا هزینه نهادهها افزایش پیدا میکند. ازجمله دلایل مهم این معضل فعالیت به روش سنتی و قدیمی است که باعث میشود وضعیت خانوارهای کشاورز در ایران هرروز بیش از گذشته از نظر اقتصادی دچار مشکل شود. اولین راهکار در پاسخ به این معضل بهکارگیری فناوریهای جدید برای ارتقای وضعیت و توجیه اقتصادی پیدا کردن فعالیتهای این بخش است. به طور مثال در بخش برنجکاری وقتی سهم هر خانوار حدود 7 هزار متر زمین است طبیعی است که محصول این زمین نمیتواند جوابگوی هزینههای سالانه یک خانوار باشد.
همین موضوع درباره بخش صیادی هم صدق میکند. در این بخش به دلیل اینکه شیوه صید بهصورت سنتی است میزان برداشت جوابگوی هزینهها نیست مضاف بر اینکه عوامل دیگری منجر به کاهش برداشت یا کاهش صید در دریا شده است؛ ازجمله بحث آلودگی دریای کاسپین. دریای کاسپین به دلیل اینکه بسته است و مانند دریاهای آزاد به بیرون راه ندارد، آلودگی میتواند اثرات مخربتری در آن برجای بگذارد. کما اینکه این اتفاق روی داده و شاهد کاهش میزان صید نسبت به سالهای گذشته هستیم.
مسئله دیگری که کار صیادی را فاقد توجیه اقتصادی کرده، فعالیت آنها بهصورت فصلی است. صیادها در بهترین حالت باید دو فصل کار کنند و دو فصل دیگر از درآمد آن استفاده کنند. اما درآمد صیادان با توجه به میزان صید و قیمت ماهی، بهزحمت کفاف زندگی متوسط در همان فصل را میدهد.
با ایجاد مشاغل مکمل برای صیادان، توسط اداره شیلات یا دولت، میتوان وضعیت صیادان شمال و جنوب ایران را بهبود بخشید. با توجه به اینکه صنعت آبزیپروری بهسرعت رو به توسعه است و پیشبینی میشود در آینده جایگزین مناسبی برای بهرهبرداری مستقیم از ذخایر طبیعی باشد، مشاغل مکمل میتواند مواردی مانند پرورش ماهی در قفس یا پرورش ماهی در خارج از دریا باشد. پرورش ماهی در قفس راهکاری است که طی سالهای گذشته در بیش از 60 کشور جهان مورداستفاده قرار گرفته و در اغلب موارد هم دارای بازدهی مناسب بوده است. چون در بسیاری از کشورها بعد از توصیه به افزایش مصرف ماهی، در مقابل کاهش ماهیان دریایی، پرورش ماهی در قفس به دلیل اقتصادی بودن بسیار مورد توجه قرار گرفته است. نمونه موفق این بخش کشور نروژ است که در حال حاضر بیش از یک میلیون تن سالمون و قزلآلا تولید میکند و طبق برنامهریزیهای اعلامشده آنها قرار است این رقم تا حدود دو دهه آینده به 5 میلیون تن برسد.
به جز این در شمال ایران بیشتر شالیزارها در فصل پاییز و زمستان بدون استفاده رها میشوند درحالیکه میتوان در این مزارع پرورش ماهی را از سطح شعارهای چند سال گذشته عملیتر و کاربردیتر گسترش داد تا بهعنوان بخش مکمل صید در دریا بهعنوان راهی که منجر به افزایش درآمد خانوارها میشود موردتوجه صیادان قرار بگیرد.
در همین راستا برای جلوگیری از نامساعدتر شدن وضعیت معیشتی صیادان میتوان صنایع تبدیلی و تکمیلی صیادی را مد نظر قرارداد، در غیر این صورت طبیعی است که وضعیت صیادان هرروز وخیمتر از گذشته خواهد شد. البته این موضوع تنها در بخش صیادی نباید مورد توجه قرار بگیرد بلکه در تمام بخشهای دیگر مانند برنجکاری، پرورش زیتون و چای و... هم اگر فناوری و فرآوریهای جدید موردتوجه نباشد نمیتوانیم انتظار بهبود وضعیت خانوارهای کشاورز را داشته باشیم.