مصطفی ارجی - کارشناس متخصص گروه برنامهریزی و تدوین راهبردهای امور سرمایهها و شرکتها
سرمایه اجتماعی اگرچه مفهومی نوین و نوپا در عرصه مطالعات اجتماعی است، اما این مفهوم ریشه در روابط اجتماعی نوع بشر دارد. سرمایه اجتماعی مفهومی جامعهشناسی است که در تجارت، اقتصاد، علوم انسانی و بهداشت عمومی جهت اشاره به ارتباطات درونی و مابینگروهی از آن استفاده میشود. سرمایه اجتماعی نقش بسزایی در مشارکت مدنی و معیارهای کلی برای سلامت اجتماعی دارد، بهگونهای که بسیاری از ناهنجاریها به خاطر عدم شناخت از سرمایه اجتماعی است. سرمایه اجتماعی مجموعهای است از هنجارها و شبکهها که یک فرد یا گروه در آن قرار میگیرند و از آن هنجارها و شبکهها برای کنشهای جمعی و همکاری استفاده میکنند. به عبارتی سرمایه اجتماعی را میتوان مجموعهای متشکل از سه عنصر آگاهی، اعتماد و مشارکت افراد در امور عمومی و اجتماعی معرفی کرد. برای درک اهمیت موضوع سرمایه اجتماعی در حوزه تامیناجتماعی باید به نقش و جایگاه تامیناجتماعی در برنامههای توسعه کشور توجه کرد.
تامیناجتماعی یک نهاد عمومی غیردولتی است که برای تامین و پیشبرد سیاستهای اجتماعی مورد نیاز کارگران و بیمهشدگان ایجاد شده و از لحاظ ساختاری و کارکردی، مشارکت و مدیریت منابع از جایگاه ویژهای در کشور برخوردار است. مقوله تامیناجتماعی پشتوانه زمان حال و آینده بیمهشدگان است، به طوری که با بازتوزیع درآمد نوعی رفاه اجتماعی را ایجاد میکند. اهداف نظام تامیناجتماعی به سه سطح فرد، خانواده و جامعه تقسیم میشود. بیکاری و افت درآمدی ناشی از حوادث کار موجب رشد مشاغل کاذب و آسیبهای اجتماعی میشود که علاوه بر ایجاد بار مالی و اجتماعی بر فرد حادثهدیده، هزینههای متعددی به جامعه وارد میکند. در این راستا حمایت از بیمهشدگان حادثهدیده در فهرست وظایف سازمان تامیناجتماعی قرار دارد.
تقریبا بیش از 40 میلیون نفر از افراد جامعه تحت پوشش سازمان تامیناجتماعی قرار دارند. به بیانی 50 درصد از آحاد جامعه با تامیناجتماعی مشارکت دارند و سهامدار این نهاد بزرگ اقتصادی و اجتماعی هستند. از نگاه آمار و اطلاعات در سال 1393 نزدیک به 3 میلیون نفر از بیمهشدگان بهصورت ماهیانه از تامیناجتماعی مستمری دریافت کردهاند؛ از طرفی تعداد مستمریبگیران اصلی و تبعی رقمی معادل 5 میلیون و 140 هزار و 806 نفر بوده است. در این خصوص نسبت هزینههای بازنشستگی به تعهدات قانونی تقریبا 68 درصد بوده است. شایان ذکر است، بخش چشمگیری از جمعیت کشور تحت پوشش بیمه ملی مبتنی بر اشتغال نیستند و تقریبا 9 میلیون نفر از جمعیت کشور تحت پوشش هیچ نوع بیمهای نیستند. همچنین، یکسری از مشاغل غیررسمی وجود دارند که به صورت بالقوه بیمهپردازند ولی برای تبدیل به فعل، نیازمند سیاستهای مناسب جذب هستند.
میبایست این طیف از مشاغل غیررسمی شناسایی شوند و به جرگه بیمهپردازان سازمان بپیوندند. باید پذیرفت که سرمایه اجتماعی بهطور مساوی در اختیار همه نیست، همانطور که سایر انواع سرمایه نیز به طور یکسان در اختیار مردم نیستند.
بیتردید اگر به نقش و جایگاه تامیناجتماعی در راستای سیاستهای اجتماعی و بهبود شرایط کار و شغل و کارکرد بیمهشدهها به دیده مثبت توجه شود، یقینا چنین نهادی میتواند بر سرعت پیشرفت جامعه، ایجاد اشتغال، جلوگیری از اشتغال کاذب و ناقص توسط فضای کسبوکار و قانونی شدن امور، از بین بردن فاصله طبقاتی احتمالی و توزیع عادلانه درآمدها تاثیر بسزایی داشته باشد.