اسمش را با لبخند میگوید؛ «کژال». خوشحال است که هنوز خیلی تهرانی نشده. دوست دارد همه خیلی زود از لهجهاش بفهمند کرد است. 43 ساله است اما بسیار جوانتر نشان میدهد. جنب و جوشش زیاد است، کارگاه 16 نفره خیاطیاش را میگرداند و تازگیها به خاطر دخترهایش در کلاسهای شبانه درس میخواند. بهشدت باور دارد که نباید از جوانها عقب ماند. درباره درس خواندن که حرف میزند دائم دست به موهای رویا و روژان میکشد که دو طرفش نشستهاند. میگوید: «هرچه از خدا خواستم به من داد، آرزوی من دختردار شدن بود که خدا نصیبم کرد. خانهای که دختر دارد همهچیز دارد.» کژال حدودا از 12 سال پیش کارگاه خود را در باقرشهر راهاندازی کرده است. همسر او در همان منطقه باقرشهر تعمیرکار ماشین بود. مدتی دستفروشی هم کرده، اما دوباره به تعمیرکاری برگشته ولی این بار برای کس دیگری کار میکند. دو دختر کژال هم در این کارگاه مشغول به فعالیت هستند. در این 12 سالی که کارگاه را راهاندازی کرده 16 نفر در کارگاه او مشغول به کار شدهاند که 10 نفر آنها سرپرست خانوادهاند. در تمام مدت با لبخند حرف میزد حتی زمانی که میگفت: «کافر شم اگه دروغ بگم! از هیچ سازمانی، هیچ پول و وامی نگرفتم.» میگوید بخش اعظم پول مورد نیاز برای راهاندازی کارگاه و خرید چرخخیاطیهای صنعتی را با قرض تهیه کرده که موجب شده تعهدات مالی زیادی برای او ایجاد شود. در حالی که باید از طرف سازمان فنیوحرفهای تامین میشد. هنوز هم برای سر پا نگاه داشتن کارگاهش مشکل مالی دارد. اگرچه به گفته خودش یکی دو سالی است هزینههای کارگاه کمتر شده اما از نبود اتحادیهای که مسائل و مشکلات آنها را پیگیری کند، گلایهمند است. صنف آرایشگرها را مثال میزند و معتقد است اوضاع آنها خیلی بهتر از کارگاههای تولیدی است. سازمان فنیوحرفهای هم چندان به مشکلات مالی آنها رسیدگی نمیکند. به دلیل مشکلات مالی، پایه حقوقی که برای کارگرهایش در نظر گرفته فعلا پایینتر از پایه قانون کار و حداکثر 400 هزار تومان است که قول داده ظرف امسال حقوقها را افزایش دهد. کژال در یک خانه 40 متری با حیاط پشتی زندگی میکند. کارگاه یک کوچه بالاتر و در فضایی 100 متری است. بخش اعظمی از هزینههای اداره کارگاه را هم همسر کژال تامین میکند. همینطور که از ما پذیرایی میکند به سوالها هم جواب میدهد:
درباره کار و کارگاهی که راه انداختهاید توضیح دهید.
کار من تدارک و تهیه سیسمونی، سفره و تزیین اتاق عقد، و تزیین تاج عروس است. اوایل فقط سیسمونی تهیه میکردم اما چند سالی است کارگاه را توسعه دادهام. فروش کارگاه در زمینه سفره عقد بسیار بیشتر است. اما نیروهایی که استخدام کردهام اکثرا در زمینه تهیه سیسمونی تجربه دارند به همین دلیل نیاز به جذب نیروی بیشتر دارم.
در شروع کار با چه مشکلاتی روبهرو بودید؟
زمانی که قرار بود این کار را آغاز کنم، زیر نظر سازمان فنیوحرفهای بودم. قرار بود با همکاری وزارت کار کلاسهایی را در این زمینه برگزار کنند. کلاسهایی که ابتدا با هزینه خودشان آموزشهایی را در زمینه تهیه خنچه و سفره عقد، تاج عروس و دوخت لباس بچه میدادند. بعد از اتمام دوره آموزشی حدود یک سال باید برای فنیوحرفهای بدون حقوق کار میکردیم. این بخش سخت بود. بعد که این دوره را گذراندم و خواستم کارگاه خودم را بزنم بهشدت با سازمان فنیوحرفهای برای گرفتن وام به مشکل برخورد کردم. بیشتر از بیرون وام گرفتم.
چرا این کار را انتخاب کردید؟
کاری را انجام میدهم که تجربهاش را دارم. توانستهام کارگاهی با 16 نیروی کار که زنان سرپرست هستند داشته باشم. یکی دو سالی است که هزینهها کمتر شده، اما هنوز چند تعهد مالی از صندوقهایی که از آنها وام گرفتهام برایم مانده است.
برای فروش محصولاتتان چه مشکلاتی دارید؟
فقط ماه رمضان و محرم و صفر فروش کم است. بقیه ماهها حتی وقت و نیرو کم میآوریم.
برای تولید چه مشکلاتی دارید؟
بیشتر مشکل کارگاه ما در خصوص نیروی انسانی است. هنوز قسط و سود وامهایی که برای تهیه چرخهای صنعتی گرفتهایم تمام نشده و پرداخت دستمزد نیروی جدید برای ما مشکل است. به همین خاطر با تعداد کم فعالیت میکنیم. البته در این کار دست هم زیاد شده و اکثر مغازههایی که مثلا در خیابان سعدی لباس عروس میفروشند خودشان سفره عقد و تاج و وسایل جانبی هم تولید میکنند. این اتفاق باعث میشود کمتر سفارش بگیریم. یک موضوع مهم اینکه دست کارگاهها برای تولید انواع مختلف کالاها بسته است.
برای بهتر شدن وضعیت کارگاه چه اقداماتی انجام دادید؟
سعی کردهایم اگرچه به تعداد کم اما جدیدترین مدلها را تولید کنیم. سال گذشته به نیروهایمان دو طراح هم اضافه کردیم که تازه از دانشگاه فارغالتحصیل شدهاند. سعی میکنیم مدلهای درخور توجهتری تولید کنیم.
مدلهایتان را از کجا انتخاب میکنید؟ شبکههای مجازی را هم میبینید؟
با آمدن شبکههای مجازی مانند تلگرام و اینستاگرام و صفحههایی که این شبکهها برای معرفی مدلها و برندهای مختلف به خود دارند فضای کار کمی برای ما سختتر شده است. مشتریها سختپسند شدهاند و مدلهای سنتی را چندان پسند نمیکنند. اکثر طراحیهایمان را بر اساس مدلهای روز انجام میدهیم که طرفدار بیشتری دارد.
میگویید در کار شما رقیب زیاد پیدا میشود؛ برای اینکه محصولاتتان بهتر و بیشتر به فروش برسند از روشهای بازاریابی هم استفاده میکنید؟
چندین بار تراکت چاپ کردم. خیلی اوقات هم معرفی محصولات ما از طریق مشتریهایمان انجام میشود. آنهایی که از محصولات ما راضی بودهاند ما را به دیگران معرفی میکنند.
گروه یا تشکل خاصی از شما حمایت میکند؟
به نوعی هنوز تحت حمایت سازمان فنیوحرفهای هستیم، اما کمک این سازمان چندان مکفی نیست.
برای فعالیت با تشکلهای رسمی چه مشکلاتی دارید؟
اگر تعداد کارگاهها و مشاغل خانگی فعال بیشتر شود سازمانها هم توجه بیشتری به ما میکنند. تعدادمان کم است و خودمان باید پیگیر کارها باشیم. در همین باقرشهر که ما ساکن هستیم فقط یک کارگاه رسمی وجود دارد. چند خانم را میشناسم که کاری مشابه کار ما را در خانه خود راهاندازی کردهاند. برای مثال یکی از اتاقهایشان را تبدیل به خیاطی کردهاند. طبیعی است آنها نمیتوانند درخواستی برای حمایت صنف یا اتحادیه داشته باشند. حتی به دلیل هزینههای بالا خانمهای آرایشگری را میشناسم که در خانههایشان فعالیت میکنند.
برای بهتر شدن وضعیت کار خودتان و همه کسانی که کارگاههای خانگی دارند چه پیشنهادی دارید؟
اگر به مشاغل خانگی توجه شود درصد بالایی از مشکلات اشتغال بانوان کم خواهد شد. در کارگاه من 16 نفر فعالیت میکنند که حداقل 10 نفر آنها سرپرست خانوار هستند. دخترهایشان هم این کار را یاد میگیرند و ادامه میدهند. ما مشکل تهیه چرخهای صنعتی و مواد اولیه مثل نخ و پارچه و ریزهکاریها را داریم. عمده مشکل ما نقدینگی است. خیلی وقتها مثلا نزدیک عید نوروز سفارش کار زیادی میگیریم اما با وجود سفارشهای زیاد برای تامین مواد اولیه پول کم میآوریم.