printlogo


پیشخوان
وقتی سینماگران دست به قلم می‌شوند
احسان بهمنی

آن طرف آب معمول است هر فردی توانایی و استعدادش را در یک شغل و تخصص به کار بندد. تجربه کسب کند تا در آن حوزه تبحر یابد. این فرآیند به حوزه هنر هم سرایت پیدا کرده است. برای مثال، در سینما اگر قرار است فیلمی ساخته شود، یکی فیلم‌نامه‌نویس است، دیگری کارگردان، فرد دیگر تهیه‌کننده و... یعنی هرکس با هر توانایی یک گوشه کار را می‌گیرد و پیش می‌رود تا سرانجام محصولی استاندارد و قابل‌قبول به مخاطبان عرضه ‌شود. اما گاهی هم استثناهایی پیدا می‌شود؛ استثناهایی که مثل کیمیاگران دست به هرچه بزنند طلا می‌شود. در کشور ما اگرچه از این کیمیاگرها کم نداریم، اما هستند هنرمندانی که آثار موفقی در حوزه‌های مختلف خلق کرده‌اند. داریوش مهرجویی یکی از این هنرمندان است که به‌تازگی رمانی با عنوان «آن رسید لعنتی» را راهی بازار نشر کرده است، کتابی که در نمایشگاه کتاب امسال از آن رونمایی شد. او که معتقد است ادبیات و سینما پیوند تنگاتنگی با یکدیگر دارند، ادبیات امروز را غنی‌تر از سینمای این روزها می‌داند چراکه برخلاف تصاویر پرزرق‌وبرق سینما، رمان راحت‌تر می‌تواند به ژرفای درون آدم‌ها نفوذ کند.
 روایت حرص و طمع یک جامعه
به گفته مهرجویی، ما در رمان برخلاف سینما دغدغه زمان نداریم: «در سینما محدودیت زمانی وجود دارد و باید مراقب بود که زمان کم یا زیاد نشود ولی در رمان برای تصویر دنیای مورد نظر خود می‌توان هر اندازه که نیاز باشد نوشت.»
به باور او، امروزه رمان تبدیل به رقیبی جدی برای سینما شده است، هرچند او تاسف می‌خورد که خوانندگان کتاب در ایران هرروز کمتر از دیروز می‌شوند. مهرجویی معتقد است: «مردم ما ترجیح می‌دهند به چیزی جز پول فکر نکنند.» همین موضوع دست‌مایه رمان جدید این سینماگر شده است تا همانند رمان قبلی‌اش «سفر به سرزمین فرشتگان» به پول و حرص و طمع بپردازد، درباره دنیایی که پول و حرص و طمع در آن بر همه چیز سایه می‌افکند: «من در سینما حرف‌هایم را زده‌ام اما با واسطه. در ادبیات این حرف‌ها را بدون واسطه می‌گویم. حرف‌هایی که من بیشتر از سینمایم در آن دیده می‌شوم.»
 روایتی سمبلیک از قربانیان جنگ
نرگس آبیار که با نویسندگی پا به عرصه فعالیت‌های هنری گذاشته، نشان داده در دنیای سینما کم از کارگردانان چیره‌دست ندارد و می‌تواند داستانش را راحت و روان روایت کند. او در نمایشگاه کتاب امسال از رمان «نفس» رونمایی کرد که سومین فیلم بلندش را نیز بر اساس همین رمان ساخته است.
این رمان که از سوی نشر نیماژ منتشر شده به گفته آبیار روایتی است از انقلاب اسلامی در فضای ذهنی یک کودک و ادای دین به سینما و ادبیات. اما چرا او تا این اندازه بر اقتباس از رمان برای ساخت فیلم تاکید دارد؟
به گمان آبیار، رمان جزئیات زیادی دارد و وقت زیادی صرف پرداخت این جزئیات شده است: «دوست دارم این جزئیات و جنبه‌های ادبی را با ساختاری نمایشی‌تر به مخاطب ارائه کنم. برای همین رمان را معمولا برای فیلم‌سازی و اقتباس انتخاب می‌کنم.»