دکتر محمد بقایی (ماکان) را باید بهحق یکی از پرکارترین پژوهشگران و نویسندگان حال حاضر ایران به شمار آورد. حوزه وسیع آثار و پژوهشهای او هرخواننده علاقهمند به فرهنگ و ادب را به شگفت وامیدارد.
محمد بقایی که بیشتر به اقبالشناسی مشهور شده، متولد 1323 است. او که تحصیلات دانشگاهیاش را در رشته زبان و ادبیات فارسی و در دانشگاه تهران به پایان رسانده در دهه چهل با انتشار مقالات تحقیقی در مطبوعات کشور، نامی برای خود دستوپا کرد. نویسنده، پژوهشگر و مترجم حوزه ادبیات، فلسفه و اقبالشناسی است.
مدتی را در ایالاتمتحده گذراند و از دانشگاه نوا در ایالت فلوریدا موفق به اخذ دیپلم عالی زبان انگلیسی شد. ماکان چندی پس از انقلاب به ایران بازگشت و به تدریس و تالیف مشغول شد. ازجمله تالیفات ماکان مجموعه ۳۴ جلدی «بازنگری آثار و افکار اقبال» مشتمل بر 10 هزار صفحه است که نام او را یادآور نام علامه اقبال کرده است. او تاکنون بیش از هفتاد اثر تالیف و ترجمه روانه بازار نشر کرده است. با او درباره جدیدترین آثارش و وضعیت این روزهای بازار کتاب ایران به گفتوگو نشستیم که در ادامه میخوانید.
پس از انتشار کتاب «نگرشهای ایرانی» کتاب دیگری بهتازگی منتشر کردهاید؟
در حال حاضر چهار کتاب در دست انتشار و تالیف دارم. یکی از آنها با عنوان «اقبال که بود و چه گفت؟» به دلیل تاخیر ناشر در چاپ آن، در بوته تعویق افتاده و پس از دو سال همچنان منتشر نشده است.
کدام انتشارات؟
انتشارات سوره مهر حوزه هنری. البته تعجب من از این است که اگر ناشر خصوصی باشد میتوان تعبیر کرد که با توجه به گرانی مصالح چاپ کار را عقب انداخته است، اما متعجبم که چطور این نهاد که از بودجه دولتی تغذیه میشود پس از گذشت سه چهار سال از زمان انعقاد قرارداد و آماده بودن کتاب هنوز آن را منتشر نکرده است!
در همایشی که حدود دو سه ماه پیش برای بزرگداشت اقبال در حوزه هنری برگزار شد از این کتاب به صورت ظاهری رونمایی کردند. از قرار معلوم دو نسخه از این کتاب را منتشر کرده بودند تا در معرض دید عموم در آن مراسم قرار دهند. در آن مراسم فکر کردم کتاب واقعا منتشر شده اما متوجه شدم که با توجه به برگزاری آن همایش نوعی ظاهرسازی برای نشان دادن فعالیت در عرصه اقبالپژوهی بود. این ماجرا برای من خیلی ناگوار بود. جدای از چاپ نشدن کتاب، این نوع شگردهای بازاری آن هم در تشکیلاتی فرهنگی برای من جای تعجب و حیرت است.
کتابهای دیگری که در دست انتشار دارید نیز به محاق تعویق افتادهاند؟
خوشبختانه خیر، کتاب دیگری که آماده انتشار دارم «حافظ روح ایرانی» نام دارد که شامل مجموعه مقالات و سخنرانیهای من در طول سالیان گذشته است. در این کتاب حافظ را از منظر ایراندوستی و نگاهی که به اسطورهها و آیینها و نامهای تاریخی ایران دارد مورد بررسی قرار دادهام که در انتشارات رسانش در دست چاپ است و حداکثر تا پایان سال منتشر خواهد شد.
«فردوسی برون مرز» نام کتاب دیگرم است که بررسی کلی است در مورد دیدگاههای اقبال لاهوری و علاقه و دلبستگی او به تاریخ و فرهنگ و زبان و ادب فارسی که آن را انتشارات ترفند در دست چاپ دارد. کتاب دیگری که در حال حاضر گاه روزی تا 15 ساعت بر روی آن کار میکنم، یک فرهنگ سهزبانه است شامل معادلات فارسی، انگلیسی و عربی که امیدوارم تا پایان سال با توجه به تلاش مستمری که برای اتمام آن دارم به مرحله نهایی برسد و از سوی انتشارات اقبال راهی بازار نشر شود.
تفاوت این فرهنگ سهزبانه با سایر فرهنگهای موجود در بازار چیست؟
در این فرهنگ به معادلات جدیدی پرداختم که در دنیای انگلیسیزبان مرسوم شده و در فرهنگهای پیشین نیامده است. از این رو این فرهنگ مکمل فرهنگهای پیشین است. برای مثال در فرهنگها واژه office را معادل «اداره» و «دفتر» ذکر کردهاند، اما امروزه در متون نویسندگان جدید آمریکایی این واژه به معنای «حال و هوا» نیز به کار میرود. این فرهنگ دارای 15 هزار مدخل است.
با اینکه بازار کتاب راکد و کساد است، شما در نگارش آثار جدید بسیار فعال و باانگیزهاید. کاهش شمارگان شما و بیاعتنایی مردم ما به کتاب شما را ناامید نمیکند؟ اصلا به نظر شما چرا مردم با کتاب قهر کردهاند؟
این سوال را در یک دهه اخیر بارها و بارها از من و دیگر نویسندگان و فعالان حوزه نشر پرسیدهاند. پاسخهای مختلفی به این مسئله داده شده، یکی معتقد است وسایل ارتباطی و صوتی و تصویری جدید انگیزهای برای خواندن کتابها باقی نگذاشته. دیگری بر آن است که گرانی کاغذ و دیگر ملزومات چاپ کتاب که سبب بالا رفتن قیمت نهایی کتاب شده، توان خرید کتاب را از مخاطب گرفته است.
یکی دیگر میگوید ممیزی عامل رویگردانی مردم از کتاب شده است. دیگری بیمحتوایی آثار منتشرشده را دلیل این نابسامانی برمیشمرد. تمام این دلایل تا اندازهای قابلقبول است، اما دلیل اصلی برای کاهش شمارگان به 100 نسخه محسوب نمیشود. به نظر من علت اصلی کتاب نخواندن مردم ما را باید در یک چیز جست و آن ذهن آشفته مردم ماست که دلایل اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی زیادی دارد.
پرسش دیگر من به وضعیت معاش نویسندگان کشور مرتبط است. یکی از عواملی که میتواند سبب فراغ بال یک فرد شود، وضعیت آینده اوست که در دنیای امروز با بیمههای مختلف تضمین میشود. شما از چه بیمهای استفاده میکنید؟
مثل همه مردم من هم دفترچه بیمهای دارم که گاه عدمش به ز وجودش است. انواع این بیمهها که تنها سبب کسر حقوق ماهیانه ما میشوند، عملا هیچ نقش تاثیرگذار و بسزایی بر زندگی ما بهویژه در درمان ندارند. یکی از دوستان نویسنده من که اخیرا جراحی قلب باز داشت، بیش از 20 میلیون تومان برای این عمل پرداخت درحالیکه بیمه تنها چیزی حدود 3 میلیون تومان از هزینه درمان او را پرداخت کرد. باید توجه داشت که افراد مسن بیش از دیگران نیازمند خدمات درمانی هستند. اما این افراد در کشور ما هیچ امتیازی نسبت به جوانان ندارند که کمتر در معرض بیماریها قرار میگیرند.
البته نویسندگی و شاعری در کشور ما شغل دوم تلقی میشود. اکثر نویسندگان در سازمان دولتی یا شرکتی خصوصی مشغول به کارند. شما نیز بازنشسته سازمان خاصی هستید؟
بله، من بازنشسته دانشکده میراث فرهنگی هستم، اما حقوق بازنشستگی کفاف هزینههای نصف ماه را هم نمیدهد.