کارلوس کیروش
قضیه دعوا تمام شد و حضار تهدیگش را هم خوردند، اما کیروش هنوز ولکن معامله نیست و هرجا مینشیند (هرجا! از سلمانی سر کوچه بگیرید تا جلسات تخصصی با کادر فنی) میگوید برانکو میخواسته جای من را بگیرد. آقا، بیخیال شو! حالا که برانکو هم ول کرده و میگوید من با کیروش دعوا ندارم، شما هم از مرکب شیطان بیا پایین و دردسر درست نکن! بگذار یک لیوان آب خوش از گلوی ملیپوشان بینوای پرسپولیس برود پایین. زبانبستهها هر شب خواب میبینند جام جهانی شروع شده و مشغول تماشای بازیهای ایران از تلویزیون هستند که یکهو برق میرود!
جواد خیابانی
نمیدانیم چرا، ولی گویا بهمرور دارد آب میرود و با این روال عنقریب است که خدایناکرده از صفحه تلویزیون محو شود.
برای مایی که همیشه خیابانی عزیز را با شرایط قبلی دیدهایم، عادت کردن به یک «جواد» با هیکل «عادل» بسیار سخت است. ضمن تبریک به جواد خیابانی بابت اراده آهنینی که در آوردگاه مبارزه با چربیهای اضافه به کار بسته، از او میخواهیم خیلی هم سوپرمدل نشود، چراکه یک پرده گوشت خیلی هم بد نیست!
پلییانسکی
اگر فردا روز در اوکراین کسی در قهوهخانهای جایی برای پلییانسکی اهمیت قائل شود و از او بپرسد: «در ایران چه کار میکردی؟»، به قطع پاسخ خواهد شنید: «هیچی، هیچ کاری نمیکردم.» یعنی حضور یکتکه چوب روی نیمکت پرسپولیس مزایای بهمراتب بیشتری داشت. اولا اینکه یک میلیارد پول به شاخ گاو نمیخورد. ثانیا صغیر و کبیر این افتضاح بزرگ را بر سر مدیران پرسپولیس نمیکوبیدند. ثالثا شناختمان از اوکراین در حد همان چرنوبیل و دعوا با روسیه سر یک جزیره باقی میماند و این آقای پلییانسکی خاطره بد شخصی-وطنی برایمان نمیساخت!