میتوان بهجرئت گفت که نقل و انتقالات نیمفصل لیگ برتر بسیار پرسروصداتر و مهمتر از نقل و انتقالات تابستان پیگیری میشود. پنجره زمستانی نقل و انتقالات در شرایطی باز شده که از همان روزهای ابتدایی پر از اسمهای بزرگ بوده است. پرسپولیس سروش رفیعی را جذب کرده، استقلال به دنبال آندو و جپاروف است و لک، پورقاز، خلعتبری، نورمحمدی، افشین، حسنزاده و عالیشاه تیمهایشان را عوض کردهاند. اما این پایان نقل و انتقالات نیست و اینطور که در جدول احتمالات دیده میشود تا پایان آخرین روز میشود انتظار داشت که بازیکنان بیشتری جابهجا شوند. اما این اتفاقات چطور رخ داده و چه عواملی سبب شده پنجره زمستانی اینقدر پرسروصدا و پرنام باشد؟
بدون پول، هرگز!
حتما تصور میکنید این همه سروصدا به خاطر پول بیحدی است که داخل فوتبال ریخته. اما تصورتان کاملا اشتباه است. اکثر مردان پرسروصدای لیگ برتری تنها به این دلیل جدا میشوند که قراردادهایشان سنگین است و تیمشان توانایی پرداخت دستمزدشان را ندارد. تصور کنید بازیکنانی مانند آندو تیموریان حقوق بسیار بالایی دارند. بندی در قراردادهای آنها هست که در صورت عدم پرداخت فلان مقدار از طلب میتوانند یکطرفه قرارداد را فسخ کنند. به همین شکل است که رحیم زهیوی، ستاره استقلال خوزستان نیمفصل، به الشحانیه میرود و آندو به استقلال نزدیک میشود. ستارهها پول زیادی میخواهند، پول نیست، پس به تیمهای پولدار میروند.
امان از قرارداد
قراردادهای امضاشده در فوتبال ایران چندان حرفهای نیستند. یعنی فارغ از اینکه باشگاهها پولی برای پرداخت حقوق ندارند، مشاور حقوقی درستودرمانی هم ندارند که برایشان قرارداد حسابی فراهم کند. علاوه بر این، بازیکنان پرنام و مشهور هر بندی که دوست داشته باشند را در قراردادشان مینویسند و با آن ساز جدایی سر میدهند. مثلا تا همین امسال مد بود که برخی بازیکنان در قراردادهایشان شرط «جدایی در صورت پیشنهاد خارجی» را قرار میدادند و مدیران هم انگارنهانگار که ممکن است در نیمه فصل لنگ بازیکن شوند، قرارداد را امضا میکردند. حالا کار به اینجا رسیده که همه بازیکنان بند پیشنهاد خارجی را میگذارند و البته بندهای پیشنهادی دیگر هم در قراردادشان دارند. مثلا علی عسگر در قراردادش شرط جدایی از تیم در صورت جدا شدن کاظمی را مینویسد و بازیکنی دیگر حق فسخ یکطرفه را میگیرد. این بندها کمک میکند بازیکنان نیمفصل اسباب و اثاثیه را جمع کنند و بروند تیم جدید.
آقایان بیدقت
مربی یا مدیر بیکیفیت و یا حتی بازیکنان بیکیفیت میتوانند یکی از عوامل پرستاره شدن زمستان نقل و انتقالات باشند. آنها اول فصل از روی اسم بازیکن خریدهاند و فقط ستاره جمع کردهاند، و در نیمفصل فهمیدهاند که این همه اسم به کارشان نمیآید. نمونه این ماجرا علیرضا منصوریان است که رفت بختیار رحمانی و آرش افشین را خرید و امین حاجمحمدی را هم رد نکرد و حالا یکی از تیمهایی است که مجبور شده به بازیکنان پرنام و آوازه رضایتنامه بدهد که بروند، و اینطور میشود که زمستان پرستاره میشود.
نامهای بینشان
همه اسمها ستارهاند؟ حقیقتش این است که همه بازیکنان ستاره نیستند. مثلا نورمحمدی و حنیف عمرانزاده، میلاد میداووی و محمد نصرتی روزهایی ستارههای لیگ برتر بودهاند، اما حقیقتش این است که از روزهای اوجشان فاصله دارند و فقط دبی نام را در فهرستها بالا بردهاند. یعنی به غیر از اینکه مدیران و مربیان در خریدها بد عمل میکنند، بازیکنانی هم هستند که کیفیت زیادی ندارند و به همین دلیل پشت در باشگاه و در فهرست خروجی قرار گرفتهاند. وقتی آنها به دلیل کمکیفیت بودن در فهرست خروجی تیم قرار میگیرند، خب نقل و انتقالات پرسروصدا میشود، کاریاش هم نمیشود کرد.
این سربازی و داستانش
حتما میدانید که سرباز شدن بازیکنان لیگ برتری تاثیر زیادی در پرنام شدن نقل و انتقالات داشته. دلیلی که البته و به احتمال زیاد سال آینده تیم دیگری را آزار نخواهد داد. ماجرا از این قرار است که بازیکنانی چون سروش رفیعی و شجاع خلیلزاده هرکدام به خاطر سرباز بودن به چنین شرایطی دچار شدهاند. سروش رفیعی روزهای پایانی سربازیاش را در تراکتورسازی پشت سر گذاشت و بازیکن آزاد شد، شجاع خلیلزاده هم که برای سربازی از سپاهان به تراکتورسازی رفته بود، برای نیمفصل قرارداد باقیماندهاش را در سپاهان گذراند و الان به فکر تیم است. به این دو بازیکن، امید عالیشاه و احمد نوراللهی را هم اضافه کنید که به خاطر گذراندن دوره سربازی به تراکتورسازی پیوستهاند.