printlogo


ساختمان نیمه‌کاره-23
یک خبر امیدوارکننده؛ تلفات جانی کارگران کمتر شده
مسعود مشایخی

دوستان دیگرمان، که سر کار قبلی مانده بودند تا کارها را تمام کنند، به ما ملحق شدند. کارهایمان زودتر پیش می‌رود. از صالح که تازه آمده سراغ اهالی آنجا را گرفتم و احوالشان را جویا شدم. می‌گفت حال همه خوب بوده. خبر خوشی هم برایمان آوردند و آن اینکه دوستمان قدرت، که از اهالی روستایی بود که در آنجا سالن ساختمان ورزشی می‌ساختیم، با اجازه حاج‌علی به اینجا می‌آید تا به گروه ما بپیوندد و قرار شده در همین اتاق نگهبانی ساختمان مستقر شود. معنی آن این بود که دیگر ما نباید هرشب اینجا نگهبانی بدهیم و می‌توانیم شب را در خانه خودمان به سر ببریم. 
امروز دوباره سروصدای بچه‌ها بلند شده بود. با کنجکاوی سروصدا را دنبال کردم تا در یکی از واحدهای ساختمان محل کارمان منبع صدا را پیدا کردم. حدس می‌زدم که خانم صادقی دوباره آمده باشد. خانم صادقی یکی از ساکنان آینده همین ساختمان در حال ساخت است. خانمی فوق‌العاده حساس که هروقت برای سر زدن و دیدن واحدش می‌آید سروصدا و بلوایی حسابی راه می‌اندازد و چند دوباره‌کاری سر ما می‌اندازد و می‌رود. چند روز پیش بود که با کیان دعوایی حسابی کرد. کیان قسم خورد که دیگر پایش را در واحد خانم صادقی نگذارد. اینجا هرکار سختی را روی سر من خراب می‌کنند و دیگر هیچ‌کس زیر بارش نمی‌رود. این را هم به من سپردند، شاید به خاطر صبر زیادم باشد که تحمل ایرادهای خانم صادقی را داشتم. خانم صادقی طبق معمول دوباره شروع کرد به ایراد گرفتن از کارهای انجام‌شده در واحدش و این بدان معنا بود که این چندروزه هرچه من رشته‌ام باید پنبه شود. باورم نمی‌شد همه زحماتم را نادیده بگیرد. از حرف‌هایش ناراحت شدم و از کوره در رفتم. به خانم صادقی گفتم شما اطلاع چندانی از کارهای ساختمانی ندارید و عیب و ایراد بی‌جهت می‌گیرید. خلاصه او هم از حرف‌های من ناراحت شد و به حالت قهر از ساختمان بیرون رفت. بچه‌ها یکی‌یکی می‌آمدند و از اینکه جواب خانم صادقی را داده‌ام ابراز خوشحالی می‌کردند، اما خودم ناراحت بودم. فصل امتحانات شروع شده و چند نفر از بچه‌ها و همین‌طور خود من وارد روزهای امتحان شده‌ایم. هرچه سعی می‌کنم از کارم کم کنم تا سری به جزوه‌ها و کتاب‌هایم بزنم، کاری پیش می‌آید و نمی‌توانم درس بخوانم. 
بعضی وقت‌ها که در سایت‌های خبری گشت می‌زنم، به هر تیتری که در آن کارگر ساختمان باشد می‌رسم، سریع جذب آن می‌شوم تا ببینم دیگر چه اتفاق ناگواری برای همکارانم افتاده. دیشب هم چنین تیتری دیدم. خوشبختانه این‌بار خبر خوشحال‌کننده‌ای بود و درواقع امیدبخش بود. آماری ارائه شده بود از میزان تلفات کارگران ساختمانی که طبق آمار، در شش‌ماهه اول امسال نسبت به مدت مشابه سال قبل، میزان تلفات جانی و صدمات کارگران ساختمانی در حین کار 24 درصد کمتر شده که این خود جای بسی خوشحالی دارد. یعنی دوستان ما دارند بااحتیاط بیشتری کار می‌کنند و موارد ایمنی را رعایت می‌کنند. از نقش کارفرماها هم نمی‌توان به‌سادگی گذشت که با فراهم کردن وسایل ایمنی و خریداری وسایل کم‌خطر، ریسک مصدوم شدن کارگران ساختمانی را به حداقل می‌رسانند. امیدوارم این آمار پایین و پایین‌تر بیاید و به جایی برسیم که در هیچ کجا، هیچ کارگری از بی‌احتیاطی و ایمن نبودن ابزار و وسایلش به عارضه‌ای دچار نشود.