مهدی رحمتی
بچهتر که بودیم بعد از انجام یک کار ناجور که تنبیهخورش ملس بود، بهناچار باید در راستای فرار از تنبیهات والده پناه میبردیم به دامان مادربزرگ تا آن شور و حال غائله در سایهسار امنیت مادربزرگمان بخوابد و از عمق فاجعه کم شود. این همان رفتاری است که هفته قبل عادل فردوسیپور با دعوت کردن مهدی رحمتی به برنامهاش انجام داد. عادل که میدانست هواداران استقلال از دستش بهشدت شکارند، به رحمتی تریبون داد که هرچه میخواهد دل تنگش بگوید. رحمتی هم نمکدان نشکست و بعد از صحبت در مورد همه چیز، شروع کرد به سنگ تمام گذاشتن برای عادل و تعریف حول این موضوع که «بچهام یه اشتباهی کرده، شما ببخشینش!»
مهدی شریفی
آن زمانی که ما میخواستیم بریم سربازی جوری سر نخواستنمان دعوا بود که کار داشت به مجلس و اینجور جاها میکشید و تقریبا تمام نهادهای ذیربط میخواستند به نوعی ما را از سر خودشان باز کنند. فوتبالیست که باشی اما دنیا به رویت میخندد. علاوه بر اینکه به جای سیر کردن در پادگان و پا جفت کردن و کلاغپر رفتن در سوز سرما، با شورت ورزشی میروی روی زمین چمن و هزارتا هوادار هم برایت هورا میکشند، جوری سر مالکیتت دعواست که ملوانان زبل تو را از کام ژنرال قلعهنویی و تراکتور میکشند بیرون و شبانه و به صورت چریکی میبرندت انزلی تا ژنرال را بیندازند توی آمپاس تا بیشازپیش درجههای ژنرالیاش بیاقتدار شوند!
بهروز رهبریفر
سر ماجراهای سوشا مکانی جوری پا به توپ شد که همه حاضران در استادیوم نیمخیز شدند ببینند حاصل کارش چه میشود. رهبریفرد در روزهایی که هرنوع حمایت از سوشا میتوانست به بازجویی و مواردی از این دست ختم شود، قید عزیمت به اندرزگاه اوین را زد و به جایش نشست پای اینستاگرام و هی بیانیه صادر کرد. استاد در یکی از این بیانیهها ضمن نکوهش برخوردی که با سوشا شده، او را دروازهبان درجه دویی خواند و البته اذعان کرد نگذارید فوتبالش نابود شود! بهروز کاستاکورتا درواقع با رندی به همه نشان داد که به لحاظ فنی اخراج سوشا از پرسپولیس را پایه است، ولی نابود کردن زندگی حرفهای او را نه!