چندی است نهادی با عنوان «موسسه هنرمندان پیشکسوت» در راستای تکریم و پاسداشت هنرمندان پیشکسوت و قدیمی و با هدف تقویت و بهبود شرایط زندگی این افراد تلاش دارد تا با گرد هم آوردن هنرمندان و همکاران قدیمی در زادروز تولدشان یادی از آنها کند و بریدن کیک تولد و فوت کردن شمعها بهانهای شود برای ایجاد فضایی دلنشین و لحظاتی خوش. اما از آنجایی که فوت کردن شمعهای تولد تمام دغدغه هنرمندان پیشکسوت نیست، نمیشود اینقدر افسانهای دربارهاش صحبت کرد. مضافا اینکه برخی از هنرمندان قدیمی اساسا عضو این موسسه نیستند و در کنج خلوت خود ماندهاند. محمود عزیزی، نویسنده و کارگردان و مدرس تئاتر، که ریاست هیئتمدیره این موسسه را عهدهدار است، برایمان از پیشینه این موسسه میگوید، از دلایل راهاندازیاش و از کارهایی که انجام میدهد. با او در حاشیه برنامهای گفتوگو میکنیم که یکی از گردهماییهای ماهانه این موسسه است. نوبت تولد گرفتن برای متولدین دیماه است و زنده کردن یاد و خاطره درگذشتگان. نمونهاش انوشیروان ارجمند که سال گذشته برایش تولد گرفتند و شمعهای تولدش را در کنار همین دوستان و همکاران فوت کرد و حالا از درگذشتش یک سال میگذرد. بهار ارجمند، دخترش، در این مراسم عکس خودش و پدر را در دست میگیرد و اشک میریزد و تشکر میکند. نمونه دیگرش داریوش اسدزاده که میآید روی سن و از مرتضی احمدی میگوید، دوست و رفیق و همکار. میگوید که حالا او تنها بازمانده آن نسل اولیهاست و از دنیا رفتن تمام دوستان و همکاران آن نسلش را به چشم دیده است.
موسسهای حمایتی
از خودشان که بپرسید کار خاصی انجام نمیدهند. برای هنرمندانی که سالهای جوانیشان را صرف هنر کردهاند حمایتهایی فراهم میآورند. جور کردن بیمه درمان تکمیلی برای آنهایی که از جایی بازنشسته نشدهاند، کمک مالی اندک برای آنها که اجارهخانهای دارند، مراقبتهای پزشکی شاید. هادی مرزبان یکبار میگفت: «سر تمرین تئاتر میآیند و میپرسند کمکی از ما برمیآید؟» میگفت: «همین میشود دلخوشی ما.» محمود عزیزی اما اینها را به زبان نمیآورد، میگوید: «هنرمند به کارها و آثارش زنده است، درحقیقت منطق این است که کار کند تا بتواند زندگی کند. اما امروز به دلیل اینکه فرصت کار کردن کم شده، عملا زندگی میکنیم تا بتوانیم کار کنیم. البته اینگونه مسائل بیش از همه به مدیریت فرهنگی و هنری در جامعه بازمیگردد. به هر طریق در عرصه هنر امروز با جوانانی روبهرو هستیم که فارغالتحصیل و دانشآموخته هنر و دارای تخصصهای دانشگاهی هستند. این نیروهای تازهنفس میتوانند در عرصههای مختلف هنرهای نمایشی فعال باشند. اما در عین حال نیازمند مدیریت امکانات موجود و مهندسی دقیق هستیم تا بتوان از این سرمایههای ملی بهره گرفت.»
تنها نهاد حامی هنرمندان پیشکسوت
تا به امروز کمتر نهاد یا سازمانی به صورت منسجم به دغدغهها و مشکلات هنرمندان پیشکسوتی که هنر این مرزوبوم مدیون آنهاست پرداخته و در این زمینه فعالیت کرده است. اما عزیزی معتقد است این موسسه از حداقل امکانات موجود در این زمینه بهره میگیرد: «در حال حاضر موسسه «هنرمندان پیشکسوت» تنها نهادی است که در زمینه حمایت از قدیمیهای عرصه هنر توانسته اطمینان خاطر و اعتماد هنرمندان پیشکسوت را در شاخههای مختلف جلب کند و آنها را به بهانههای گوناگون کنار یکدیگر جمع کند. بهطور مثال سومین سالگرد تاسیس این موسسه را چند وقت پیش در کیش و با حضور قدیمیهای هنر جشن گرفتیم. هرماه به مناسبت جشن تولد هنرمندان متولدین آن ماه، دوستان و همکاران قدیمی و پیشکسوت را دور هم جمع میکنیم تا کیکی بریده شود، گپوگفت و درددلی شود. تمام اینها شاید تنها بهانههایی باشد تا از حال و هوای یکدیگر باخبر شوند. من شخصا آرزو میکنم و امیدوارم شرایط به گونهای پیش رود که مسئولان رده بالای کشور قدری بیشتر به هنرمندان پیشکسوت توجه کنند، کسانی که هنر ما هرچه دارد از آنهاست و ارزش و قدر آنها باید بیشتر فهمیده شود. در حال حاضر تنها فضا و نهادی که از لحاظ معنوی و تا حد مقدور مادی هنرمندان پیشکسوت را کنار خود جای داده اینجاست.»
هنرمندانی که عضو نیستند
در این میان بسیاری از هنرمندان قدیمی ما هستند که در خلوت خود زندگی میکنند و شاید کسی یادشان نباشد و حتی مانند همکارانشان شانس عضویت در چنین نهاد حمایتی را نداشته باشند. در خصوص این مهم، از محمود عزیزی میپرسیم: «البته بسیاری از هنرمندان هستند که هنوز به عضویت این موسسه درنیامدهاند، چراکه به هر حال موسسه «هنرمندان پیشکسوت» تابع ضوابط خاصی برای عضویت اعضاست و هنرمندان باید برای عضویت فرایندی را طی کنند و زمانی که درجه هنری مورد نظر را اخذ کردند عضو این موسسه شوند. در حال حاضر تلاش داریم با آنها تماس برقرار کنیم و رفتهرفته هنرمندان دیگری را به عضویت این نهاد درآوریم. با این وصف با طی شدن فرآیند اداری مورد نیاز جمعیت اعضای موسسه در آینده نزدیک بیشتر خواهد شد چراکه طبعا تعداد آنها بیشتر از اعضای کنونی است. این امر البته نیازمند امکانات بیشتری نیز هست. سعی داریم در حال حاضر از امکانات در دسترس نهایت بهره را ببریم، اما امید دارم در آینده این امکانات افزایش یابد.»
برنامههای آینده
عزیزی از برنامههای آتی موسسه نیز میگوید: «برنامههای دیگری نیز در نظر داریم که اگر مقدور شود قطعا به نفع جامعه هنری خواهد بود، چراکه پیشکسوتان هنر ثروتهای جامعه هنری هستند و نمیتوان برای آنها عدد و رقمی قائل شد. اما مهمترین نکته این است که در این روند احتیاج به کمک و یاری مسئولان داریم تا با ایجاد موقعیت و فضای مناسب امکانی ایجاد شود و به بهترین نحو از دانش و تجربیات هنری این پیشکسوتان استفاده شود و در اختیار جوانترهای این عرصه قرار گیرد.» اگر این پیشبینی درست از آب دربیاید، ممکن است نهفقط بالا رفتن تعداد اعضای موسسه را شاهد باشیم که حضور موثرتر این هنرمندان را نیز در عرصه هنر امروز ببینیم. حضوری موثرتر از آه کشیدن از غصه فراموشی.