امروز با توجه به وضعیت سازمان تامیناجتماعی، که شرایط بسیار سختی را از سر میگذراند، همه بخشها چه دولت چه تشکلات کارگری و چه نهادها و اشخاص باید به رویکرد حمایت از این سازمان و همراهی با آن و درک عمیقتر و دوراندیشانهتر از مشکلات آن همت گمارند. درواقع به جای رویکرد امتیازگیری از سازمان، که در مقاطعی حاکم شده بود، اکنون باید حمایت از سازمان و تمرکز بر اجرای درست قوانین در دستور کار قرار بگیرد. گرچه برخی از بخشها بدون توجه به وضعیت مالی سازمان به دنبال امتیازگیری هستند، باید در نظر داشته باشند که افزایش بیرویه مصارف سازمان به دلیل وضع قوانین حمایتی و کاهش ضریب پشتیبانی، یکی از مهمترین چالشهایی است که بهشدت سازمان را تهدید میکند و در صورت عدم چارهجویی میتواند به بحرانی جدی تبدیل شود و گستره این بحران ممکن است تا جایی پیش رود که سازمان در انجام تعهدات خود دچار وقفه شود و حتی نتواند به وظیفه اصلی خود در حوزه درمان و پرداخت حقوق بازنشستگان و مستمریبگیران عمل کند. از سوی دیگر در شرایطی که ضریب پشتیبانی (نسبت تعداد بیمهشدگان به مستمریبگیران) از 17 به 6 کاهش یافته است، برخی نهادها، سازمانها و وزارتخانهها با صدور دستورالعملها و ابلاغیهها بهگونهای رفتار میکنند که میتواند دایره این مشکلات را وسیعتر کند.
مانند دستورالعمل ممنوعیت اخذ بیمه از بن کارگری و یا دستور توقف بازرسیهای سازمان از سوی بعضی استانداریها و مواردی از این قبیل که میتواند باعث کاهش منابع درآمدی سازمان و بهتبع آن ایجاد مشکلات جدید شود. البته تردیدی نیست که برخی هزینههای بالای جانبی سازمان باید کنترل شود و نشتیها و هزینههای غیرضروری شناسایی و مهار شوند.
به همین منظور در حال حاضر یکی از مهمترین اولویتهای سازمان تشکیل کارگروه یا کمیتهای است متشکل از شرکای اجتماعی برای شناسایی جدی مشکلات پیش روی سازمان، اعم از شناسایی اقلام هزینههای غیرضروری، نشتیها و نیز یافتن مسیرهایی که منجر به افزایش درآمد و کاهش مصارف و کمک به بقای سازمان میشود و در کنار آن مهمترین رسالت بخشهای فرهنگی و ارتباطی و اطلاعرسانی سازمان شناساندن سازمان به اقشار هدف به انحای مختلف اعم از برگزاری کلاسهای آموزشی برای تشکلات (کارگری-کارفرمایی) و اطلاعرسانی از طریق انواع رسانههای جمعی به کل بیمهشدههاست؛ تا اینکه آحاد مردم سازمان تامیناجتماعی را بیشتر و دقیقتر بشناسند، با اهداف آن آشنا شوند و مشکلات و چالشهای آن را بدانند و مهمتر از همه باور کنند که سرمایه این سازمان حقالناس است و بهرهبرداری غیرقانونی از آن یعنی مدیون شدن به میلیونها بیمهشده دیگر.
بهطور مثال، متاسفانه برخی از افراد (البته ندانسته) از اینکه دفترچه درمانی خود را در اختیار دیگران قرار دهند احساس رضایت میکنند و حتی فکر میکنند با این کار ثواب کردهاند، در صورتی که اگر موضوع بهدرستی برای آنها تبیین شود متوجه خواهند شد که کارشان نهتنها درست نبوده بلکه مرتکب گناه هم شدهاند. درواقع در شرایط کنونی بیش از هرزمانی اهمیت این مسئله احساس میشود که باید سازمان بهدرستی به مردم شناسانده شود. در این مقوله بایستی از کمک روحانیون و نیز کارشناسان حوزههای مختلف ازجمله کارشناسان دینی هم استفاده شود. باید کاری کنیم که اگر درگذشته سهوا یا عمدا اشتباهاتی از سوی کسانی صورت گرفته به سازمان برگردانده شود. البته ابتدا باید جلوی تخلفات مجریان گرفته شود، اگرچه مطمئنا این کار، کار بزرگ و سختی است اما با امید و با عزم همه خصوصا مسئولان این مهم محقق خواهد شد. یک نمونه از این همراهی و همافزایی در کاهش مشکلات سازمان در ساماندهی حقوق بازنشستگان بهخوبی مشاهده میشود. یعنی همکاری در اجرای طرحی که شیوه قدیمی و ناعادلانه و پرهزینه پرداخت حقوق مستمریبگیران طی 26 روز در هرماه را به بازهای 7روزه تغییر میدهد که خود نوعی غربالگری در این حوزه برای تکمیل پروندههای ناقص و یا شناسایی همپوشیهای احتمالی است.