بیش از ۶ دهه از عمر بزرگترین سازمان بیمهگر اجتماعی ایران میگذرد. سازمان تامیناجتماعی امروز نیمی از جمعیت کل کشور را زیر چتر امیدآفرین خود دارد و دامنه فعالیت آن به حدی گسترده شده که از دوره پیش از تولد تا پس از پایان حیات هر شهروند ایرانی را شامل میشود. به لحاظ اهمیت اقتصادی همین بس که بودجه سالیانه این سازمان با رقمی حدود یکسوم بودجه کل کشور برابری میکند. بنابراین خلا وجود یک برنامه راهبردی که بتواند بقا و پیشرفت این سازمان مهم با تجربه ۶۰ سال حضور اجتماعی تاثیرگذار را تضمین کند، همواره احساس میشد. از یک سال و اندی پیش که سکان هدایت چنین سازمان سرنوشتسازی به دستان مدیریتی، که خود از بدنه کارشناسی همین سازمان هستند، سپرده شد بارقههایی از امید و بازگشت سازمان به ریل اصلی نمودار شد. ازجمله ریلگذاریهای جدید طی این مدت تدوین برنامه راهبردی سازمان تامیناجتماعی است.
مشارکت جدی و فعالانه ارکان صف و ستاد برای به حرکت درآوردن چرخ عملیاتی شدن برنامه راهبردی سازمان که با مهمترین و حساسترین برهه زمانی شکوفایی اقتصاد کشور یعنی دوره پسابرجام مصادف شده است. مبین این واقعیت ارزشمند است که در مسیر تدوین این برنامه راهبردی فضایی جدید بر سازمان حاکم شده است؛ به گونهای که تمامی سطوح مدیریتی در ستاد و صف در نشستها و جلسات مربوط به این برنامه مشارکت جدی داشتهاند. بر همین اساس میتوان مدعی شد که تدوین برنامه راهبردی سازمان تامیناجتماعی در نوع خود یکی از کمنظیرترین تجربیات برنامهریزی استراتژیک در کشور محسوب میشود که سنگ بنای آن بر مشارکت حداکثری و خرد جمعی استوار شده است تا در مرحله اجرا با کمترین چالش و مقاومت درونسازمانی مواجه شود.
از سوی دیگر، برگزاری این نشست مهم و استراتژیک نه در پایتخت کشور بلکه در استان هرمزگان و به میزبانی یکی از واحدهای اجرایی سازمان تامیناجتماعی خود اقدامی مثبت و برگرفته از نگاه و تدبیری مدیریتی است؛ همانگونه که هر برنامه راهبردی یک تغییر نگاه سازمانی را در بطن خود نهفته دارد، برگزاری چنین نشستی که ماحصل آن رونمایی از کتاب «برنامه راهبردی سازمان تامیناجتماعی» با حضور وزیر محترم تعاون، کار و رفاه اجتماعی، استاندار هرمزگان و اعضای هیئتمدیره سازمان بود، همه و همه تجربه ارزشمندی را رقم زد که مهمترین نکته آن اعتماد و اعتقاد مدیریت ارشد تامیناجتماعی کشور به اهمیت نقشآفرینی استانها در مباحث کلان سازمانی و پس از آن همافزایی ایدهها و نظرها برای رسیدن به اهداف خرد و کلان سازمان تامیناجتماعی است. زیرا این واحدها مجری بسیاری از برنامههای بلندمدت و کوتاهمدت در سازمان محسوب میشوند و چهبسا در زمینه مسائل اجرایی بهتر از واحدهای ستادی با مسائل آشنایی دارند. مسلما ثمره چنین تجربهای انعطافپذیری، کارایی و اثربخشی سند استراتژیک سازمان را در عرصه اجرا و عمل بهعنوان پرچالشترین و حساسترین مرحله در پی خواهد داشت. از طرف دیگر مدیران و برنامهریزان بهدرستی در جریان بحث و تبادل آرا کم و کیف اهداف تدوینشده را درمییابند و با دیدی باز و با تکیه بر کمک مدیران استانها برای برطرف کردن کاستیهای احتمالی و تقویت ابعاد مثبت گامهای مناسب را برخواهند داشت.