printlogo


گفت‌وگو با هنرمند حصیرباف روستای پامنار دزفول
حصیربافی را زنده نگه ‌داشتم
این مرد از سرزمین آب و نور است، سرزمین جنوب. چهل‌وپنج سال است حصیر می‌بافد. از اجدادش آموخته، پابه‌پای پدربزرگ و مادربزرگش، رج‌به‌رج بافته تا این هنر را فرا گرفته. حالا در روستای پامنار پشت سد دز، کارگاهی راه انداخته که همه اعضای خانواده با او همراه شده‌اند. علی شهی‌زاده هفت فرزند دارد، چهار دختر و سه پسر. به‌جز آن‌ها نزدیک 30 نفر از قوم‌وخویش‌هایش با او همراه و در کارگاه او مشغول به کارند. تلاش‌ها و موفقیت او در این راه باعث شده روستاهای اطراف هم در این راه قدم بگذارند و محصولات حصیربافی تولید کنند. شهی‌زاده با همه آن‌ها همراهی می‌کند. او بسیاری از حصیربافی‌های روستاهای دیگر را جمع‌آوری می‌کند و آن‌ها را در سایر شهرها می‌فروشد. او توانسته در این زمینه میلیون‌ها تومان ثروت تولید کند و نه‌تنها کسب‌وکار خودش را پررونق سازد بلکه برای مردم روستاهای اطراف هم کارآفرینی کند. هرچند نبود بیمه و برخوردار نبودن از حمایت از سوی مسئولان سازمان میراث فرهنگی قلبش را در 73سالگی آزرده و او حالا از مسئولان مربوط گله دارد که چرا برای توسعه این هنر اقداماتی جدی انجام نمی‌دهند.
فاطمه علی اصغر

تولیدی خانوادگی
شهی‌زاده را دیگر همه اهالی دزفول می‌شناسند. او یکی از استادکاران به‌نام حصیربافی در خوزستان است که نه‌تنها وارد کار تولید گروهی و فامیلی شده بلکه برای توسعه حصیربافی در دزفول، کار خریدوفروش این محصولات از روستاهای اطراف را هم به عهده گرفته: «من شغلم صنایع‌دستی است. حصیربافی را ابتدا از روستای پامنار آغاز کردم و همین امر باعث شد ساکنان خیلی از روستاهای اطراف مثل اسلام‌آباد و دارک هم علاقه‌مند به این هنر شوند.»
او حصیربافی را در جنوب ایران زنده کرده، هنری که به معنی بافت رشته‌های حاصل از الیاف گیاهی است. جنوبی‌ها با استفاده از الیاف درخت نخل بهترین و زیباترین حصیربافی را به بازار عرضه می‌کنند. صنعتگران به کمک ابزار ساده دستی دست‌به‌کار می‌شوند و محصولات مختلفی تولید می‌کنند، محصولاتی چون زیرانداز، سفره حصیری، انواع سبد، انواع ظرف و... بامبوبافی، مرواربافی، ترکه‌بافی، چم‌بافی، سبدبافی و... این‌ها همه از هنرهای زیبای حصیربافی هستند. چیغ‌بافی یکی دیگر از محصولات حصیربافی است، با این تفاوت که در روند بافت علاوه بر الیاف گیاهی از نخ پشمی رنگ‌شده نیز برای ایجاد نقش و طرح‌های سنتی استفاده می‌شود.
«ما کاربری تازه‌ای به حصیربافی دادیم و سال‌هاست که با توجه به نیاز مردم محصولاتی چون جا نونی، سفره، کلاه و سینی هم تولید می‌کنیم.» ایده تغییر کاربری به محصولات حصیربافی رنگ و رونقی تازه داده. شهی‌زاده حالا سال‌هاست نمایشگاه‌های زیادی از هنرش را در تهران، شیراز، بوشهر و... به نمایش گذاشته است: «زمانی سازمان میراث فرهنگی نمایشگاه‌های صنایع‌دستی متعددی برگزار می‌کرد. این نمایشگاه‌ها نقش زیادی در فروش محصولات ما داشتند، اما حالا مدت‌هاست که نمایشگاهی بر پا نشده و همین مسئله به توسعه کار ما لطمه وارد کرده است.»
 
 بیمه نداریم
یکی از دغدغه‌های شهی‌زاده و البته بسیاری از هنرمندان صنایع‌دستی این روزها نداشتن بیمه است: «از سال‌ها پیش سازمان میراث فرهنگی وعده داده بود که هنرمندان صنایع‌دستی را بیمه می‌کند اما متاسفانه ما در فهرست بلند و بالای مسئولان نبودیم، با اینکه من کارت صنعتگری بین‌المللی داشتم و در این زمینه کارهای بسیاری انجام دادم و در نمایشگاه‌های زیادی شرکت کردم. من این هنر را زنده نگه داشتم، افسوس که این به چشم مسئولان نمی‌آید.»
او به همراه خانواده‌اش در روستای پامنار، اتفاقات خوبی را در زمینه گردشگری رقم زده است: «توریست‌های بسیاری از کشورهای ایتالیا و آلمان به اینجا می‌آیند، تنها برای اینکه محصولات ما را ببینند و بخرند. اگرچه روستای ما روستای نمونه گردشگری است اما این حصیربافی است که آن‌ها را ترغیب می‌کند به این روستا سر بزنند. گردشگران وقتی به اینجا می‌آیند، انواع و اقسام حصیربافی‌ها را می‌خرند و از زیبایی این محصولات تعریف می‌کنند.» این روزها به نسبت گذشته گردشگران بیشتری به روستای آن‌ها می‌آیند و اگر این روند به همین شکل ادامه پیدا کند، آن‌ها می‌توانند نیروی کار بیشتری را برای تولید حصیربافی به کار بگیرند.
شهی‌زاده نگران آینده این هنر است: «بارها خواستیم در این زمینه فضای آموزشی مناسبی راه‌اندازی کنیم و قول‌هایی هم از سوی سازمان میراث فرهنگی به ما داده شد، اما متاسفانه هنوز جایگاهی برای آموزش اختصاص داده نشده است. من به‌جز حصیربافی خیلی کم زراعت می‌کنم، اما شغل اصلی خودم را صنایع‌دستی می‌دانم. در این زمینه زحمات بسیاری کشیده‌ام. این هنر را دوست دارم و دلم می‌خواهد آن را توسعه دهم.»
 
 آرزوی شهی‌زاده
«من همه عمرم را در راه هنر سنتی گذاشتم که از پدر و مادرم آموخته بودم. تنها آرزویم پیشرفت در این کار است، اما در این زمینه هیچ حامی ندارم.» شهی‌زاده با این همه پرانرژی است و از اینکه کسب‌وکاری خانوادگی راه انداخته خوشحال است. او تلاش خود را می‌کند تا جوانان را به این هنر علاقه‌مند کند: «فکر می‌کنم اگر جوانان حرفه و هنر گذشتگان را جدی بگیرند و با ایده‌های جدید آن‌ها را به بازار عرضه کنند، می‌توانند بسیار موفق باشند و کسب‌وکار پررونقی به هم بزنند.»
دوستداران میراث فرهنگی و صنایع‌دستی هرچند در اشاعه و توسعه این هنر گام‌های زیادی برداشته‌اند، اما شهی‌زاده می‌گوید که این اقدامات باید بیشتر شود و سرمایه‌گذاران بسیاری در این حوزه باید وارد شوند تا گسترش بیشتری پیدا کند. «امروزه دیگر مردم می‌دانند که چقدر محصولات حصیربافی می‌تواند در خانه‌ها کارا باشد و در عین حال زیبا. سبدها، سفره‌ها و سینی‌هایی که ما تولید می‌کنیم در برابر حرارت و آتش، فشار، ضربه و اشیای نوک‌تیز و برنده می‌توانند دوام بیاورند و از طرف دیگر به‌راحتی با آب ولرم و شوینده‌های معمولی قابل شست‌وشو هستند.» شهی‌زاده این‌ها را می‌گوید و از گردشگران سخن به میان می‌آورد که بارها و بارها این هنر را ستوده‌اند و از آن به‌عنوان یکی از زیباترین محصولات سنتی یاد کرده‌اند. به اعتقاد او و بسیاری از حصیرباف‌ها اگر این هنر به اقصی نقاط جهان فرستاده شود، می‌تواند توجه بسیاری را به خود جذب کند، هنری که می‌تواند همپای فرش و سایر هنرهای ایرانی به دنیا معرفی شود. جهانی کردن این هنر نیاز به همتی ملی دارد. با این حال حصیربافی و بسیاری از هنرهای سنتی در خوزستان به فراموشی سپرده شده‌اند و تنها این دوستداران میراث فرهنگی و صنایع‌دستی هستند که برای زنده نگه ‌داشتن این هنر تلاش می‌کنند.