بهمنماه که میرسد شور و شوقی در وجودمان پیدا میشود. ضربان قلبمان تندتر میزند. از همان سال 57 که روز دوازدهم بهمنماه امام (س) وارد فرودگاه مهرآباد شد و تلویزیون چند دقیقهای سیمای مبارکشان را نشان داد، باورمان شد که این انقلاب بدون عنایت الهی به پیش نمیرود. وقتی حمایت قاطبه مردم محروم را از ایشان دیدیم مطمئن شدیم که آرمان بلند او پیاده کردن عدالت اجتماعی است. سازمان تامیناجتماعی نیز که قبل از انقلاب فرازوفرودهایی داشت، بهمحض پیروزی انقلاب جهتگیری خود را در حمایت از مستضعفان شروع کرد. برای سازمانی که در حمایت از کارگر و نیروی مولد کار و تولید تاسیس شده بود، عجین شدن با انقلاب از هر وزارتخانه و سازمان دیگری راحتتر بود.
37 سال از خروش مردم مومن و انقلابی ایران میگذرد و اکنون در آستانه سیوهشتمین دهه فجر انقلابیم، فجری که ثمرهاش رهایی از طاغوت زمان و در آغوش کشیدن استقلال و آزادی، برچیده شدن بساط فاصله طبقاتی و حکومت مردم بر مردم تحت تعالیم آخرین و کاملترین دین الهی و دستور زندگی و حکومت بشری برای برپایی عدالت اجتماعی است. و به قول رهبر معظم انقلاب، «دهه فجر دهه گرامیداشت بزرگترین معجزه الهی در این روزگار است».
برای رسیدن به آرمانها نیاز بود قانون اساسی تدوین شود تا شجره طیبه انقلاب به دست سلایق و نظرات افراد و گروهها به بیراه نرود و یکی از این اصول امیدبخش اصل 29 بود که چشمانداز تامین بخش مهمی از دغدغههای محرومان را نوید میدهد.
«برخورداری از تامیناجتماعی از نظر بازنشستگی، بیکاری، پیری، ازکارافتادگی، بیسرپرستی، درراهماندگی، حوادث و سوانح، نیاز به خدمات بهداشتیدرمانی و مراقبتهای پزشکی به صورت بیمه و... حقی است همگانی. دولت موظف است طبق قوانین از محل درآمدهای عمومی و درآمدهای حاصل از مشارکت مردم، خدمات و حمایتهای مالی فوق را برای یکیک افراد کشور تامین کند.» در طول این 37 سال اگر همت جمعی دولتمردان در تحقق این اصل بهطور کامل به کار میرفت شاید بسیاری از مشکلات امروز جامعه را شاهد نبودیم. نباید اقدامات شایسته و خطیری که ایران را از کشوری وابسته به قدرتی مستقل و سربلند در جهان مبدل ساخت و عمران و آبادیهای بسیار را که در جایجای میهن عزیزمان در دورترین و محرومترین روستاها و شهرها رخ داده است نادیده گرفت، ولی چرا هنوز تلویزیون در مورد نقش حمایتی کمیته امداد تبلیغ میکند، تبلیغی که هرچند یادآور حمایت بیدریغ از محرومان است، اما هر باغیرتی را به چالش میکشد! و پرسشهای متعدد پسر 11سالهام را بیجواب میگذارد که چرا باید کسانی هنوز گرسنه باشند. شاکله حقوقی نظام جامع تامیناجتماعی از سال 58 تدوین شده و یکی از اصول مترقی قانون اساسی است، ولی به این بخش کمتوجهی بسیاری شده درنتیجه امروز شاهد چنین رویدادهای نابهنجاری هستیم.
بدیهی است بخشی از این اصل مهم توسط سازمان تامیناجتماعی اجرا شده است. انصافا ادعا نمیکنم که در این سالهای بعد از پیروزی انقلاب نمره سازمان 20 بوده است، ولی اقدامات بهعملآمده قابلتقدیر است. در سال 57 از کل جمعیت 36 میلیونی کشور کمتر از 7 میلیون نفر تحت پوشش سازمان بودند، ولی با دو برابر شدن جمعیت کشور، آمار تعداد افراد تحت پوشش سازمان به بیش از 40 میلیون نفر یعنی نزدیک به 6 برابر ارتقا یافته است.
کل واحدهای ارائهدهنده خدمت هم از 167 واحد در قبل از انقلاب به بیش از 520 واحد و با احتساب شعب اقماری به بیش از 700 واحد رسیده است. همه آمارها افزایشی و قابلتامل است، ولی انتظارها از تامیناجتماعی انقلابی و با برنامه بیش از اینهاست. چرخهای صنعت بهکندی میگردد و رکود حاکم بر اقتصاد سازمان را نیز دچار مخاطراتی کرده است. کموکاستیهای دهههای قبل امکان فراگیری کامل را تحت تاثیر قرار داده و تعهدات تحمیلی دولتها به سازمان و بعضا کجفهمیها از نقش و اهمیت این سازمان آن را از رسیدن به بیمههای اجتماعی آرمانی دور کرده است. پیام دههفجر، کار و تلاش بیشتر برای خدمت به مردم است. اقبال مردم به ما وقتی است که باور کنند نهایت آرزوی ما راحتی و لبخند رضایتی است که برچهره آنان مینشاند.