بالاخره برجام به سرانجام رسید، تحریمهای ظالمانه علیه کشور برداشته شد و محدودیتهای بینالمللی در مسیر برچیده شدن قرار گرفت. حالا چند روزی پس از این اتفاق خوش، چه انتظاری میتوان داشت، چه چیزی تغییر کرده و در مقابل این تغییرات ما باید چه کاری انجام دهیم؟
قابلتصور نیست که کسی خود را متعلق به این آب و خاک بداند و از اجرایی شدن برجام خرسند نباشد. اما همه خرسندیها پس از فروکش کردن هیجانات با این پرسش روبهرو میشود که حالا چه باید کرد؟ تکلیف سیاستمداران که روشن است، مدیران اجرایی و برنامهریزی حوزههای اقتصادی کشور نیز از ماهها قبل خود را برای چنین روزی آماده کردهاند، بسیاری از شرکتها از همان زمان اجرای نخستین گامهای توافق هستهای برنامهریزی و ایجاد ارتباطات را با طرفهای بینالمللی آغاز کردهاند، اما برخی از فعالان حوزه کسبوکار همچنان با این پرسش مواجه هستند که ما باید چه کاری انجام دهیم؟
پاسخ به این پرسش را در دو حوزه میتوان مشخص کرد، نخست آنکه هرکدام از ما بهعنوان یک ایرانی در این مرحله چه وظیفهای داریم، و دوم اینکه در حوزه فعالیت ویژه خود باید چه شیوه و ملاحظاتی را دنبال کنیم؟ به نظر میرسد سمتدهی انتظارات در جهت حفظ مصالح عمومی کشور و پرهیز از مطالبه تغییرات سریع از نکاتی است که باید موردتوجه همه آحاد مردم باشد. اما هرکدام از ما با توجه به نوع فعالیت خود میتوانیم مسیر عمومی سیاستهای کشور در برهه جدید را هموار یا مشقتبار کنیم. در سالهای گذشته تحریمهای اقتصادی و سیاسی، با وجود همه ناملایمات، موجب ایجاد فرصتهای بینظیری برای نگاه به درون و شروع فعالیتهای متکی به نیرو و توان داخلی شده است. این امر بهویژه در پیگیری پروژههای علمی و اجرای طرحهای اقتصادی با حداکثر تکیه به توان تخصصی داخلی نمود یافته است. دستیابی به چنین موقعیتی تنها با تلاش و پشتکار امیدوارانه در روزهای سخت مقدور شده که لازم است مراقب حفظ آن باشیم.
برداشته شدن سایه تحریمها و محدودیتهای متنوع از مسیرهای ارتباط با سایر کشورها فرصت مناسبی برای جبران برخی کاستیهاست، اما این راه هموارشده را باید بهگونهای طی کرد که داشتهها و یافتههای سالهای اخیر را تقویت کند. فراموش کردن قدرت و استعدادهای داخلی نخستین آسیبی است که در دوران پساتحریم در کمین حوزههای کسبوکار کشور است. حیف است که اجازه دهیم عرصههای کسبوکار که در سالهای اخیر با تلاش کارآفرینان و فعالان اقتصادی همچنان زنده و روبهرشد مانده است در روزهای آتی به عرصه مصرفگرایی و وابستگی به تولیدات دیگران تبدیل شود. برداشته شدن تحریمها در صورتی میتواند به رشد کسبوکارهای خرد و کلان کشور کمک کند که منجر به ورود سرمایه، فنآوری، مشتریان جدید، و رقابتپذیری بیشتر شود. درافتادن در مسیر واردات و یا مرعوب شدن در مقابل نامهای پرآوازه خارجی بلایی است که همه تلاش و پشتکار سالهای اخیر را بر باد خواهد داد.
کشور بزرگ ما بازار جذابی است که هر عرضهکننده خارجی را به سمت خود جلب میکند، اما فعالان اقتصادی کشور در دوران جدید باید خود را برای حضور رقابتی در آن آماده سازند. آنچه ضامن بقا در این بازار است نه تبدیل شدن به عامل ارتقای تولیدکنندگان خارجی، بلکه تلاش برای عرضه خدمات و تولیدات قابلرقابت است. روشن است که بومی بودن برای فعالان اقتصادی کشور مزیتی نسبی است و چنانچه این مزیت همراه با ارتقای فنآوری، بهبود روشها، و سازماندهی مناسب باشد موجب رشد مستمر و ضامن بقا در عرصه کسبوکار خواهد بود.
فعالان حوزههای مختلف اقتصاد کشور باید با نگاه به آینده و براساس رفع نیازمندیهای کشور در دورههای 5 یا 10 ساله، خود را برای حضور مقتدر و مبتکرانه در این عرصه آماده سازند. اما توجه به این نکته ضروری است که دیگر بهانههایی چون محدودیت، تحریم، دسترسی نداشتن به فنآوریهای روز و... نمیتواند کمکاریها و کاستیهای تولیدات و خدمات را جبران کند. اتکا به توان داخلی و بهرهگیری هوشمندانه از تجارب و فنآوریهای نوین به ما کمک میکند دشواریهای تحمیلشده در سالهای اخیر را معنادار و مفید سازیم. آنچه حوزه کسبوکار کشور در دوران پساتحریم نیاز دارد حفظ جوهره خوداتکایی، برنامهریزیهای درونزا و بهرهبرداری حداکثری از دانش و فنآوری روز است.