از سال 1789 میلادی، موضوع جدیدی پیش روی نویسندگان بود؛ انقلاب کبیر فرانسه. آنها انقلاب را با جان و دل لمس کرده بودند و پیامدهایش را به چشم دیده بودند. از همان زمان نویسندگان بزرگی حوادث انقلاب را در قالب داستان روایت میکردند. انقلاب کبیر فرانسه، انقلاب اکتبر روسیه، انقلاب مشروطه ایران، انقلاب چین، انقلاب کوبا و کشورهای آمریکای جنوبی همه دستمایه رمانها و داستانهای زیادی قرار گرفته است. در ادامه به معرفی چند رمان مشهور از نویسندگان بزرگ جهان درباره انقلاب میپردازیم.
خرمگس (1897)
میگویند سقراط نخستین کسی بود که خود را «خرمگس جامعه» معرفی کرد. خرمگس در نظر او کنایه از کسی بود که با تیغ برنده نقد، جامعه کند و بیحوصلهاش را هوشیار میکند و به جلو میراند. شاید همین میراث سقراط بود که دو هزار سال بعد آتل لیلیان وینیچ، نویسنده ایرلندی را به فکر انداخت تا نام رمانش را خرمگس بگذارد. این رمان، ایتالیای تحت نفوذ اتریش را پس از شکست ناپلئون نشان میدهد و از شورشهای مردمی علیه اتریشیهای غاصب میگوید. وینیچ شخصیتی به نام آرتور را در این رمان خلق کرده که نمادی از یک انقلابی واقعی پرشور است که راه دورودراز عشقی عمیق را در جریان مبارزاتش میپیماید و به همین علت برخی منتقدان رمان خرمگس را معرکه عشق و جنگ نامیدهاند.
دن آرام (1940)
بسیاری از منتقدان رمان «دن آرام» را شاهکار میخائیل شولوخوف میدانند که هم به صلح میپردازد و هم به جنگ. جنگی که شولوخوف از آن مینویسد هم جنگ جهانی اول است و هم جنگ داخلی شوروی. نویسنده برای روایت همه این مقاطع زمانی با زبردستی، سرنوشت مردی به نام گریگوری پانتلویچ ملخوف را دستمایه داستانش قرار میدهد؛ که برای برقراری عدالت در جبهههای گوناگون میجنگد و در انقلاب اکتبر با عقاید سرخهای کمونیست و سفیدهای هواخواه امپراتوری آشنا میشود. در این داستان شولوخوف با هوشمندی، انقلاب و جنگ را در قالب حاشیهای از عشق ممنوعه اما شورانگیز شخصیت اصلی توصیف میکند.
بینوایان (1862)
کمتر کسی است که ژان والژان را نشناسد؛ مرد فقیری که دزدیدن یک قرص نان سرنوشتش را زیرورو کرد. او راهی پرفرازونشیب را میپیماید و دست آخر، همه زندگیاش را فدای تعهد اخلاقیاش برای نگهداری از دختر بازمانده زنی فقیر میکند. ویکتور هوگو با روایت زندگی قهرمان «بینوایان» نشان میدهد که تنگدستی، ظلم، بیعدالتی، تبعیض طبقاتی و انحصار قدرت و ثروت در جامعه آن روز فرانسه، سرانجام همچون دملی چرکین سر باز میکند و موج خشم مردم طبقات متوسط و فقیر، به نهضتی اجتماعی و انقلابی بدل میشود. قهرمانان هوگو در یکی از مهمترین قسمتهای رمان با انقلاب 1848 فرانسه بهعنوان یکی از وقایع مهم تاریخی این کشور مواجه میشوند.
گذر از رنجها (1941)
به نظر میآید که در بیشتر رمانهای انقلاب، نویسندگان مشهور جهان مشتاق بودهاند هیجان ناگهانی انقلاب را با چاشنی عشق بیامیزند. خلق موقعیتهای عاشقانه در پیشزمینه یا پسزمینه جنگ و مرارتها و بی رحمیهای آن تصویر غیررمانتیکی از عشق میدهد.تولستوی، نویسنده روس، هم از این قاعده مستثنا نیست و در رمان «گذر از رنجها» زندگی عاشقانه دو خواهر را در تکاپوی انقلاب اکتبر روسیه نقل میکند و البته در بخشهایی از رمان نیز بهمرور جنگهای داخلی شوروی و جنگ جهانی اول میپردازد. تولستوی برای این رمان جایزه استالین را دریافت کرده است.
خانه ارواح (1982)
یکی از بهترین آثار ایزابل آلنده، نویسنده شیلیایی، «خانه ارواح» است. این رمان از چالشهای چهار نسل از خانوادهای شیلیایی پرده برمیدارد که پسلرزههای انقلاب شیلی را تجربه میکنند. خانه ارواح، همچون سرنوشت سیاسی شیلی، مجموعهای از عشقها و نفرتهاست که در آن کودتای نظامی ژنرال آگوستو پینوشه و سقوط خونین سالوادور آلنده نیز روایت میشود. رمانی که میتاون آن را بازخوانی یک انقلاب در آمریکای جنوبی دانست. داستان نزاعها و ناکامیها و قربانیهای سیاست، و معصومیتها و آرمانهایی که فدای خودخواهیها و خودکامگیها شدند.
نودوسه (1874)
انقلاب در بینوایان صرفا به مقطعی خاص از زندگی ژان والژان و دخترخواندهاش کوزت مربوط میشود، اما ویکتور هوگو آن را بهعنوان جریانی اصلی در رمان نودوسه نیز مورد تحلیل قرار میدهد. او در این رمان، زیروبم زندگی یک اشرافزاده، یک نماینده ملت و عضوی از جنبش انقلابی را به رشته تحریر درمیآورد. هریک از این سه نفر، معرف قشر خاصی از جامعه در جریان انقلاب کبیر فرانسه. گرچه آنها تلاش میکنند ضرباهنگ سرنوشتشان را به یکدیگر نزدیک کنند اما دست تقدیر و جبر روزگار برای آنها فرجامی متفاوت رقم میزند.
داستان دو شهر (1859)
چارلز دیکنز با آفرینش رمان «داستان دو شهر» یکی از پرفروشترین کتابهای جهان را از خود به یادگار گذاشت که در آن بخشهایی از انقلاب کبیر فرانسه به تصویر کشیده شده است. دیکنز در این رمان به زندگی زنی به نام لوسی در بستر انقلاب فرانسه میپردازد؛ انقلابی که مرگ و زندگی همسر و مرد دیگری که عاشق اوست را تحت تاثیر قرار میدهد. هرچند او در این رمان انقلاب را سرنوشتی محتوم برای جامعه فرانسه میداند، نشان میدهد که این هیجان ناگهانی به خشم و خشونت میانجامد و تر و خشک را با هم میسوزاند. و در این
آتشی که به پا شده احساسات انسانی و عشق بیشترین آسیب را میبینند.