نزدیکیهای دهه فجر است، سوالهای متعددی در حوزههای مختلف میتوان پرسید، اما برای ما که ساکن صفحه خوشحالی هستیم، هیچچیز مهمتر از شادمانی نیست. سوالمان این است که چه خاطرههای مشترکی سبب میشود در آستانه دهه فجر خوشحال باشیم. صدای عجیبی در گوشمان میپیچد، صدای دهه فجر است، صدای سرودهایی که سر صف اجرا کردیم، صدای خندههایمان هنگام تزیین کلاسهای درس، صدای آهنگهای انقلابی.
روزهای خوب مدرسه
هرچند از روزهای مدرسه رفتن ما سالها میگذرد، اما هنوز ریتم آهنگهای انقلابی که برای مدرسه آماده میکردیم، به زبانمان میآید و در سرمان تکرار میشود. در سرمان تکرار میشود که «22 بهمن، 22 بهمن، روز پیروزی ما، روز شکست دشمن» و تازه آن هم با صدای کودکانهمان، که هنوز خش بزرگسالی رویش نیفتاده. ریتم موسیقی در گوشهایمان و البته صدای خندههایمان برای آنکه کلاسهای درس را تق و لق اعلام میکردیم و برای تمرین سرود خودمان را به نمازخانه میرساندیم، تا بتوانیم از این ثانیهها به نفع شادمانیمان استفاده کنیم. دقیقا همین روزها بود که روی نیمکتهای مدرسه میایستادیم، قدمان به سقف نمیرسید و کاغذرنگیها را به هرجایی که دستمان میرسید میچسباندیم. گاهی پیش میآمد که چسبنواری باز میشد و خط رنگی توی کلاس میافتاد روی سرمان، روی میزها. باز هم کلاس برای چنددقیقهای به هم میریخت. یکی بلند میشد تا آن را دوباره وصل کند، یکی دیگر تصمیم میگرفت از فرصت استفاده کند و نارنگی پوست بکند، آن یکی میخواست خودش را به دستشویی برساند. همینطور داستان پیش میرفت و کلاس به هم میریخت. معلمها که تمام تلاششان را میکردند تا از روز اول مدرسه تا بهمنماه به بچهها آموزش دهند که پیش از ورود معلم به کلاس، سر جاهایشان بنشینند، در چنین روزهایی حرفی برای گفتن نداشتند. تا ثانیههای پیش از رسیدن معلم، همه سر نیمکتها ایستاده، یکی چسبنواری میخواست و دیگری پونز و آن یکی از کمبود کاغذرنگیها میگفت. اینها خاطرههایی است که هنوز با ما زندگی میکنند، خاطرههایی که دست از سر ما برنمیدارند و همچنان با ما هستند.
تصویرهای ماندگار
از دهه فجر و جشنهای دهه فجر، تصویرهای خندان و شادمانی برای ما باقی مانده است. از پیدا کردن روبان صورتی بگیر برای چسباندن روی مقنعههای سفید، تا بازوبندهای سبزرنگ و پوشیدن کاورهای ورزشی. هر گروهی تلاش میکرد تا لباسهایش را جوری تغییر دهد، حالا فرقی نمیکرد که این تغییر تا چه اندازه مهم و بزرگ باشد. مخصوصا با آن ذهنهای کودکانه، که فقط میخواستند تغییر را تمرین کنند، لباسها را کمی تنگ و گشاد میکردند و با یک روبان رنگی کارشان راه میافتاد. آن روزها هم که اجازه نداشتیم با خودمان دوربین به مدرسه ببریم، بهجز همین روزهای نزدیک به دهه فجر و برنامههای ویژه سر صف. به همین خاطر اگر عکسی هم از روزهای مدرسه و پشت نیمکتهای مدرسه داریم، یا به روزهای غمبار پایانی مدرسه مربوط میشود یا به روزهای شادمان دهه فجر.
به همین خاطر است که آن روبانهای صورتیرنگ یا بازوبندهای ورزشی در عکسهایمان پیداست و اینطور در ذهنمان جا خوش کرده است. در آن روزهای دهه فجر، مثل کتاب تاریخ معاصر دوم دبیرستان، برایمان توضیح میدادند که چرا چنین روزی مهم است، چرا برای رسیدن به چنین روزی جشن میگیریم و شیرینی پخش میکنیم و کلاسهایمان تقولق میشوند و به ما خوش میگذرد. تازه ساعتهای کلاسمان را هم کموزیاد میکردند تا برنامههای ویژه برگزار شود. بعدتر، بزرگتر که شدیم، در دانشگاه و محل کار، اگر هم برنامه ویژهای تدارک میدیدند، دیگر آن شور و حال دوره ما را نداشت.
شادمانیهای انقلابی
در تعریف انقلاب، به صورت نظری برایمان میگویند؛ تودههای وسیعی از مردم قیام میکنند تا به خواستههایشان برسند. این گروه در انقلابها، مثل همین انقلاب اسلامی ما، بیشتر مردم عادی هستند.
مردم کوچه و بازار که شاید هم برخی از آنان تصور کنند بخشی از خواستههایشان نادیده گرفته شده است، خواستههایشان زیر غبار مانده و کمتر کسی به آنها توجه میکند. بهخاطر برکشیدن ارزشهایی چون عدالت اجتماعی، استقلال از بیگانگان و آزادی از قید استبداد، به خاطر رسیدن به چنین مفاهیمی بود که «انقلاب اسلامی شد به پا». آن هم در شرایطی که کمتر کسی امید به تغییر داشت. دستکم تا وقتی که شاه از ایران رفت، حتی بعد از آن هم بعضیها میگفتند نشدنی است، نمیشود. حالا برمیگردد و انگارنهانگار. وقتی امام خمینی(س) به ایران آمد، دیگر داستان شکل متفاوتی پیدا کرد، حتی بدبینترین آدمها هم باورشان شده بود که دیگر انقلاب ایران به پیروزی رسیده است. و اصولا رسیدن به چیزی که برایش برنامهریزی کردهای و آن را برنامهای مهم و موثر برای آینده بهتر میدانی خوشحالکننده است. چه برسد به وقتی که فکر میکنی، این آینده بهتر، فقط شامل حال خودت نمیشود و برای نسلهای آینده هم باقی میماند. وقتی فکر میکنی که دلت میخواهد در کشوری زندگی کنی که به آیینهای مذهبیات احترام میگذارند و دلت میخواهد آن اسلام که میشناسی، برای نسل آینده هم باقی بماند.