printlogo


یادداشت
نگاهی به فضاهای کارگری پیش و پس از انقلاب
سهیلا جلودارزاده

برخی می‌گویند هنوز تفکر کارگری در ایران تحت تاثیر چپ‌ها و کمونیست‌هاست، ولی این‌طور نیست. این ذهنیت عموم نیست و شاید این نحوه برداشت تحت تاثیر همان حرکت‌های قبل از انقلاب باشد که گروه‌های چپ با شعار حمایت از کارگر و انقلاب کارگری خود را مطرح می‌کردند. در حالی که کارگران ما مدافع حرکت اسلامی بودند؛ هم در زمان انقلاب و هم در زمان جنگ. بافت کارگران ما بافتی معتقد و متدین بود و اگر اعتصابات کارگران مسلمان نبود شاید انقلاب با این شدت و قدرت به پیروزی نمی‌رسید.
امروز به هر کارخانه‌ای که بروید می‌بینید تعداد زیادی از کارگران آن در طول جنگ تحمیلی شهید شده‌اند. حتی خانه کارگر جمهوری اسلامی نیز به توصیه شهید بهشتی ایجاد شد. بدین صورت که قبل از انقلاب اتحادیه کارگری از طرف رژیم شاه به وجود آمده بود و بعد از پیروزی مانند بسیاری از نهادها به تصرف کارگران مسلمان درآمد و با اساسنامه جدید و به توصیه شهید بهشتی شروع به کار کرد.
در روزهای اوج مبارزات مردمی در سال 57، برای کارگرانی که به دلیل شرکت در اعتصاب حقوقی دریافت نمی‌کردند، با همکاری چند تن از اساتید و دانشجویان صندوقی تشکیل دادیم. در کمیته حمایت از کارگران اعتصابی به فعالیت پرداختم. البته پیش از آن نیز به اقتضای رشته‌ام که مهندسی نساجی است در کارخانه چیت‌سازی بافکار کارآموزی می‌کردم و با کارگران، موقعیت و زندگی آن‌ها آشنا شده بودم.
پس از انقلاب انگیزه قوی‌تری برای حضور جدی‌تر پیدا کردم، چراکه چپی‌ها و کمونیست‌ها اهم فعالیت خود را روی مجامع کارگری گذاشته بودند و سعی می‌کردند از این راه به نظام نوپای اسلامی خدشه وارد سازند. ما باید با این وضعیت، که نه با مبانی اعتقادی‌مان می‌خواند و نه به نفع طبقه کارگر و مصالح کشور اسلامی بود، مقابله می‌کردیم. بنابراین در قالب کارهای فرهنگی در مجامع کارگری ماندم. اما با وجود همه سروصداهایی که چپی‌ها راه انداخته‌اند، آن زمان هم پایگاهی نداشتند و مجبور بودند کارگر وارد کنند. دانشجوهای چپی به‌عنوان کارگر استخدام می‌شدند تا وقتی شعار می‌دهند چهار نفر جوابشان را بدهند. با شروع جنگ تحمیلی در مهرماه سال 59 همراه یکی از دوستانم تصمیم گرفتیم برای امدادرسانی در مناطق جنگی حضور یابیم. روزهای اول جنگ، راه‌آهن اهواز را دشمن بمباران کرده بود. به‌محض اینکه خط تعمیر شد و قطارها راه افتادند، عازم شدیم. عضو هیچ مرکزی از مراکز امدادرسان نبودیم و معرفی‌نامه‌ای هم نداشتیم. بعد از اینکه به اهواز رسیدیم تصمیم گرفتیم خود را به آبادان و خرمشهر که خط مقدم بودند برسانیم. وسیله‌ای نبود که ما را ببرد. یادم هست دو رکعت نماز حاجت و دعای توسل خواندیم و راه افتادیم. به سه‌راهی آبادان که رسیدیم یک کامیون آمد که عده‌ای از اهالی آبادان را با خود می‌برد تا وسایلشان را جمع کنند و برگردند. از آبادان هم با یک وانت به خرمشهر رفتیم. مدتی آنجا بودیم، بعد هم اهواز و ...
تا سال 70 بخش خواهران در خانه کارگر وجود داشت، اما پس از آن به صورت تشکیلاتی با عنوان «کانون خواهران کارگر» درآمد و فعالیت‌هایش را توسعه داد که به‌طور عمده می‌توان آن‌ها را در چهار بخش مطرح کرد. یکی بخش آموزش به دو صورت رسمی و غیررسمی است. در بخش رسمی زمینه ادامه تحصیل خواهران کارگر در دبیرستان‌ها و دانشگاه‌ها فراهم می‌شود. در بخش غیررسمی، آن‌ها از آموزش‌های مهارتی مانند آموزش کامپیوتر، حسابداری و به‌طور کلی فنی و حرفه‌ای، همچنین آموزش‌های حقوقی برخوردار می‌شوند. در بخش رفاهی، اقداماتی ازجمله تشکیل اردوهای مختلف سیاحتی و زیارتی و حمایت‌های مالی از کارگرانی که دچار مشکلاتی هستند، صورت می‌گیرد. در بخش تبلیغات و امور بین‌الملل فعالیت‌هایی در ارتباط با مجامع بین‌المللی کارگری داریم. بخش پیگیری مشکلات کارگران نیز از زنان کارگر در محیط کار و در مقابل مسائلی که ممکن است بین آن‌ها و کارفرما پیش بیاید، حمایت می‌کند.